هفته گذشته مجلس به یک فوریت لایحه ی دولت، که در آن دو نرخی شدن قیمت بنزین برای سال آینده پیش بینی شده است، رای داد. در این طرح برای ماشین های شخصی 150 لیتر و برای تاکسی ها 300 لیتر سهمیه ماهانه استفاده از بنزین رایانه ای در نظر گرفته شده است و میزان بیشتر از آن به صورت آزاد عرضه می شود. اصولگرایان مجلس سال گذشته علی رغم مخالفت دولت و کارشناسان به طرحی رای داده بودند که برای کاهش تورم، قیمت بنزین و 9 فراورده یارانه ای دیگر ثابت بماند. اما با اجرای این طرح نه تنها تورم کاهش پیدا نکرد بلکه از 15% به 17% افزایش یافت. سوالی که برای طراحان این طرح ایجاد شده این است که: چرا با وجود ثابت ماندن قیمت بنزین و کالاهای اساسی دیگر، تورم افزایش یافت؟ جواب این پرسش را باید در مفهوم تورم جست. تورم, بی ارزش شدن پول در برابر کالاست. اثرات روانی جامعه، نایاب شدن کالایی خاص، بیماری هلندی ( برداشت از حساب ذخیره ارزی و تبدیل دلارهای نفتی به ریال) و چند مولفه دیگر میتواند این پدیده را موجب شوند. اما مهمترین عامل آن، که در شرایط طبیعی رخ می دهد افزایش نقدینگی است که خود قالبا معلول کسری بودجه دولت است. وقتی دولت با کسری مواجه می شود یکی از راهایی که برای جبران دارد استقراض از بانک مرکزی است: یعنی اعتبار از بانک مرکزی گرفته می شود و به جای آن اسکناس چاپ می شود، درحالی که در ازای این اسکناس ها کالایی تولید نشده است، در نتیجه نقدینگی افزایش یافته، پول بی ارزش شده و قیمت اجناس بالا می رود.
یارانه حامل های انرژی بلاخص بنزین، حجم بسیار بالایی از بودجه دولت را تشکیل می دهد. غیر واقعی و ثابت نگه داشتن قیمت بنزین باعث فشار بیشتر روی بودجه دولت شده و تورم افزایش می یابد.
اما طرح اخیر علی رغم اثرات مبارکی که در جلوگیری از هدر رفتن سرمایه ی ملی و کاهش تورم دارد، مخالف شعار اساسی دولت و مجلس که همان عدالت است می باشد. مصرف کنندگان بنزین از قشر متوسط به بالای جامعه می باشند که حداقل سرمایه لازم برای خرید یک اتومبیل را داشته اند. درحالی که 9 ملیون نفر حاشیه نشین حتی از اساسی ترین وسایل زندگی بهرمند نیستند و فقط 15 ملیون ایرانی در خانواده هایی که اتومبیل دارند زندگی می کنند، آیا صحیح است که صرفا به خاطر اینکه فردی اتومبیل دارد از یارانه بنزین بهره مند شود؟ در حالی که میتوان با حذف یارانه بنزین و اختصاص بخشی از منابع آن به حمل و نقل عمومی، این فشار تورم زا را از دوش دولت برداشت و تورم را برای همه کاهش داد و در کنار آن برای مناطق توسعه نیافته نیز بسترهای رشد را فراهم کرد.
قطعا همانطور که 11 اقتصاد دان برجسته کشور در زمان تصویب طرح اولیه در نامه خود گفتند. حذف این بخش از بودجه دولت میتواند اثرات روانی این افزایش قیمت را نیز پوشش دهد و برخلاف نظر عوام, اگر قیمت بنزین آزاد شود تورم از این بیشتر نخواهد شد.
عنوان مطلب: Game، جون خودم یه نیاز!
نویسنده: اشکان سیروس، کامپیوتر نرم افزار 82
عکس:
اولین بازی رایانه ای که به خاطر دارید چه بود؟ Prince_cdman ؟ نباید منکر این حقیقت شد که انس بسیاری از ما با رایانه در واقع از بازی های جذاب آن شروع شد. شاید بسیاری از ما حتی یبشتر ترجیح می دهیم به بازی بپردازیم تا برنامه نویسی و کار با رایانه! اما آیا این بد است؟
بسیاری از خوانواده ها با این بازی ها مخالفند چون بسیاری وقت گیرند و ترکشان بسیار سخت است. اما هیچ کس نمی تواند منکر لذت بی اندازه آن شود.
بازی های انسان را متحیر می کنند و به دنیای دیگری می برند و همین نکته است که جدا شدن انسان از آن را سخت می نماید. اما اگر بازی ها فقط در محدوده ی اوقات فراقت شما باشد کسی به شما ایرادی نمی گیرد جون در واقع شما به یک نیاز خود پاسخ می دهید.
و اما مژده به تمام کسانی که بازی های رایانه ای را دوست دارند:
اگر شما دسترسی به اینترنت با سرعت 3Kb/sec را دارید می توانید به صورت Online از قوی ترین بازی تحت شبکه جهان به نام World of war craft ساخته شرکت Blizard استفاده کنید.
لازم به ذکر است، اگر نمی خواهید بابت خرید نسخه اورژینال این بازی پول بدهید روی اینترنت به دنبال سرورهای Crack شده بگردید.
و اما مژده دوم به کسانی که به بازی های استراتژیک علاقه دارند:
بازی های Age of Empires III ساخته شرکت Microsoft با گرافیکی خیره کننده در راه است. شما می توانید برای دیدن Demo ی بازی و یا اطلاعات بیشتر به سایت www.ageofempires3.com مراجعه نمایید.
به امید دیدار شما در شبکه جهانی.
مهسا میرغلامی -الکترونیک 84
عشق و دیوانگی ....1
در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود؛ فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند ... انها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.. روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه. ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت : بیایید یک بازی بکنیم مثلا قایم باشک .. همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا فریاد زد : من چشم میگذارم من چشم میگذارم ... و از انجایی که هیچ کس نمیخواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال انها بگردد.دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم هایش را بست و شروع کرد به شمردن ... یک .. دو .. سه ..همه رفتند تا جایی پنهان شوند ! .......... لطافت خود را به شاخ ماه اویزان کرد ... خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد ... اصالت در میان ابرها مخفی گشت ...هوس به مرکز زمین رفت ....دروغ گفت زیر سنگی پنهان میشوم اما به ته دریا رفت ... طمه داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد ............. و دیوانگی مشغول شمردن بود ... ؛ هفتادونه ...هشتاد...هشتادویک .......همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد و جای تعجب هم نیست چون همه میدانیم پنهان کردن عشق مشکل است.در همین حال دیوانگی به پایان شمارش رسید. نودوپنج.... نودوشش...نودوهفت ....و هنگامی که دیوانگی به صد رسید؛ عشق پرید و در بین یه بوته گل رز پنهان شد.
دیوانگی فریاد زد : دارم میام دارم میام ... و اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود. زیرا تنبلی تنبلیش امده بود جایی پنهان شود.و لطافت را یافت که به شاخ ماه اویزان بود... دروغ ته دریاچه؛ هوس در مرکز زمین.... یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق ... او از یافتن عشق ناامید شده بود ... حسادت در گوشهایش زمزمه کرد: تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است ...... دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره .. تا با صدای ناله ای متوقف شد .. عشق از پشت بوته بیرون امد با دست هایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون میزد .. شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بود و او نمیتوانست جایی را ببیند .... او کور شده بود .... دیوانگی گفت : من چه کردم من چه کردم ؟! چگونه میتوانم تو را درمان کنم ؟ عشق پاسخ داد : تو نمیتوانی مرا درمان کنی ... اما اگر میخواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو ... و این گونه است که از ان روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست !