تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه

 

مهدی گیلانی

آقای احمدی نژاد هفته گذشته طی سخنانی در همایش جهان بدون صهونیسم، خواستار محو رژیم صهیونیستی از روی نقشه جهان شد. در پی این موضعگیری رئیس جمهور، موجی از محکومیت این سخنان در جهان ایجاد شد، به طوری که بعد از 8 سال برای اولین بار سفرای ایران در 18 کشور جهان همزمان برای ارائه توضیح به وزارت خارجه کشورهای محل ماموریتشان احضار شدند و حتی روسیه ، ونزوئلا ، هند و چین نیز که ایران در دور جدید دیپلماسی هسته ای خود خواهان همراهی آنها ست، نیز این سخنان را محکوم کردند، و شورای امنیت سازمان ملل نیز به اتفاق آرا بیانه ای صادر کرد که طی آن سخنان آقای احمدی نژاد را مخالف تعهدات بین المللی دانست. فارق از درست یا غلط بودن سخنان رئیس جمهور آن چیزی که اهمیت دارد آن است که موضع گیری ایشان مخالف اصول اولیه سیاست ورزی است. در دیپلماسی و سیاست مفهومی به نام هزینه – فایده  مطرح است: بر اساس این اصل فایده عمل سیاسی باید هزینه آن را توجیه کند. این که رئیس جمهور یک کشور صرفا با سخنان خود که هیچ گونه فایده ای به جز ایجاد شور لحظه ای در میان مخاطبان نخواهد داشت، هزینه های زیادی را بر دستگاه دیپلماسی کشور تحمیل کند، نشان دهنده ی چیزی نیست جزء کارشناسانه نبودن متن های سخنرانی، به طور کلی فلسفه ی تشکیل شورای امنیت کشورها که محلی برای جمع شدن بزرگان و نخبگان دیپلماسی کشور است همین تخمین هزینه و فایده ی عملهای سیاسی دولت مردان و در پی آن انتخاب کم هزینه ترین و پر فایده ترین عمل است. در غیر این صورت انتظار دیگری از سخنرانی و هر عمل سیاسی دیگری که از این کانال عبور نکرده باشد نمی توان داشت. ایجاد این دید در میان کشورهای دنیا که ایران برای محو اسرائیل در پی دستیابی به بمب هسته ای است، در حالی که کشور در بزرگترین آزمون دیپلماتیک خود در 27 سال گذشته به سر می برد کار کارشناسی شده ای به نظر نمی رسد. بهتر آن است که سیاست مردان ما از تجربه کردن ذائقه ی بین اللملی دست بردارند و به کارشناسان اعتماد کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 

وقتی اومد واسه هر کسی یک جوری بود واسه ی یکی مثل یک نسیم اومد و اونو نوازش داد و رفت و واسه ی بعضی های دیگه مثل یک گرد باد بود وقتی اومد اون رو هم با خودش برد؛ به جایی که باید می رفت؛ آره منظورم ماه رمضون هستش (راستی تو رو چی با تو چکار کرد؛ باهاش رفتی یا اون تنها رفت)

هر چی دنیا پیرتر می شه؛ ماه رمضونم انگار یک جوزی میشه، انگار عمرش کوتاه تر میشه. یادمه پارسال این جوری نبود. با صفاتر بود و یادمه که پیرارسال خیلی با حال تر از پارسال بود به کجا داریم میریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 6:40 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 

جستجوي هويتی مستقل، که پاسخگوي نياز استقلال طلبي جوان باشد، جستجویي ست ناگزير، از سوي هر جوان انديشمند. اين هويت مستقل که بر پايه آرمان ها، نيازها، انديشه ها، وبطور کلي آنچه فرهنگ يک نسل مي ناميم، استوار است بيش از هر چيز ريشه در سرگذشت آن نسل دارد؛ و سرگذشت هر نسل را، بي شك،  بيش از هرعامل ديگر آرمان ها و انديشه های  نسل پیشین، از يک سو،  و عملکرد او، از سوي ديگر، رقم ميزند.

شناخت فرهنگ يک نسل و شناخت تاثيرت متقابل دو نسل بر يكديگر گامي ست، گرچه ابتدیي، اما مهم در جهت   ايجاد تعامل ميان نسل ها. شناخت تفاوت هاي ساختاري، تفاوت در نوع  نگاه، انديشه، رفتار، و شيوه ی عمل يک نسل با نسل پيش از خود سر آغازي خواهد بود سرشار، بر گفتمان راهبردي تفاهم ميان دو نسل- آنچه که در موقعيت کنوني جامعه ی ما بيش از هر چيز ديگر مورد نياز است.

اما در اين بين، براي ايجاد فضاي گفتگو ميان دو نسل و براي برداشتن نخستين گام در جهت فهم متقابل نيازها و وزف )وظایف؟) دو نسل در قبال يكديگر، شناخت فرهنگ گفتاري طرفين  از سوی طرف مقابل حایز اهميتي ويژه است. فرهنگ گفتاري يک نسل، گرچه به ظاهر ساده ترين وجه  تمایز آن نسل با سايرين به نظر مي رسد، اما به واقع پر اهميت ترين نقش را در متمايز ساختن نسل ها از يکديگر ايفا مي كند. در فرهنگ گفتاري هر نسل لغات جديدي وارد مي شوند که از حیطه ي لغات و اصطلاحات رايج نسل پيش عدول به معنای برگردانیدن، برگشتن (پیشنهاد: عبور) کرده و همگام با بسط دامنه ي لغات متداول،  مفاهيم جديدي را  به حوزه ي زبان، و به دنبال آن به حوزه ي انديشه آن نسل وارد مي کنند- که در جامعه ی امروز ما نيز از اين دست مثال بسيار می توان يافت.

اين تفاوت ها- خواه در حيطه ی گفتار باشند خواه در حيطه ی رفتار-  در نهايت منجر به ايجاد مفاهيم مستقل "ما"، به عنوان افراد متعلق به يک نسل، و آنان، به عنوان همه كساني که خارج از اين دسته قرار مي گيرند، شده

 و از آنجا نياز به  ساختن هويتی مستقل براي "ما" را طلب مي كند.   

 

 و اينک ما؛

 جامعه ی امروز ما از فقدان انديشه رنج مي برد،  از فقدان شناخت، از حضور ديوارهای  سرد و سخت نابرابري ها: نا برابري در گفتمان انديشه،  نا برابري در فرصت هاي بيان،  و نابرابري در

 و در اين ميان،  وظيفه ی ما کسب شناختي ست صحيح و جامع از خود،  و از پيرامونمان؛  و آنگاه نيازمند انديشه ايم. انديشه از هر سویي که باشد:  که ما تفاوت ميان انديشه ها را نخستين گام در مسير پيشرفت مي دانيم،  و نيز مي دانيم که انديشه گري و تفکر لازمه ي هر گونه شناخت است؛  و شناخت اساسي ترين رکن در تلاش براي  ايجاد تفاهم ميان دو نسل.  پس فردايمان را، و فرداي جامعه مان را بر بنيان هاي انديشه اي استوار بسازيم که در آن هيچ مخالفي به جرم غرب زدگي و استعمار گرایي و در يک کلام، به جرم مخالفت با ما تخطئه نشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
جستجوي هويتی مستقل، که پاسخگوي نياز استقلال طلبي جوان باشد، جستجوي ست ناگزير، از سوي هر جوان انديشمند. اين هويت مستقل که بر پايه آرمان ها، نيازها، انديشه ها، وبطور کلي آنچه فرهنگ يک نسل مي ناميم، استوار است بيش از هر چيز ريشه در سرگذشت آن نسل دارد؛ و سرگذشت هر نسل را، بي شك،  بيش از هرعامل ديگر آرمان ها و انديشه های  نسل پیشین  ، از يک سو،  و عملکرد او ، از او از سوي ديگر، رقم ميزند.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 4:29 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |