تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه
مهدي خداداد زاده – الكترونيك 82

تقلب ، شيرين ترين پديده ي متا فيزيكي هرامتحان !!
تا حالا فكر كردين كه بايد تمام عمرتون رومديون استاداتون باشين ؟ مي پرسين چرا ؟ براي اين كه اگر همين كوئيزو امتحاناي اين اساتيد گرام نبود كه ديگه تقلبي هم وجود نداشت ! بعد از دوران برزخي طول ترم و اين كه لنگ در هوا منتظر امتحانات آخر ترم مي شين، بزرگ ترين اتفاق هيجان انگيزي كه مي تونه شما رو به زندگي برگردونه ،تقلب مثبت و كاراي سر جلسه امتحانه ! اونم چه تقلبي ! جلوي چشم كلي مراقب كه مثل عقاب كوچكترين حركتي رو دنبال مي كنن . تازه بيش ترين لذت رو وقتي مي برين كه قبل امتحان حسابي از تقلب شنيده باشين و استادتون شما رو به مجازات هاي مختلف تهديد كرده باشه و بعد شما طوري تقلب كنين كه به عقل جن هم نرسه .
عموما بچه ها سر جلسه امتحان ، به سه دسته تقسيم مي شن : متقلب ها ، تقلب رسانان ، سيب زميني ها .
•متقلب ها كه پر تلاش ترين اين افراد به حساب ميان و سر جلسه عينهو كفتري كه پاش گير كرده باشه ، تا آخر امتحان در حال بال بال زدنن و انصافاً تلاش و اراده اين گروه ستودنيه !
•تقلب رسان ها كه ديگه خودشون قند و نباتن و آخر مرام و معرفت و جاي هيچ بحثي ندارن !
•و اما سيب زميني ها !! انسان هايي كاملا چندش آور كه آدم وقتي اونار و مي بينه ، از زندگي نا اميد ميشه . از اول تا آخر امتحان سرشون مثل لاك پشت رو برگه شونه . از همه بدتر وقتي از اوانا تقاضاي امداد داري ، طوري بهت نگاه مي كنن كه تا آخر عمرت به خودت فحش بدي و خودتو لعنت كني كه چرا چنين در خواستي از اين موجود كردي !!!
به هر حال تمام اين حرفا تلنگري بيش نبود براي اينكه اينو بهتون گوشزد كنم كه فصل ، فصل امتحانات ميان ترم و بهترين زمان ، براي تلافي فرصت هاي از دست رفته گذشته در جهت حداقل يكبار تجربه تقلب است . يا در مورد سابقه دارها ، تمرين و تدارك براي هر چه بهتر و بي نقص ترانجام دادن اين فرضيه واجب دانشجويي ، در امتحانات نهايي ( پايان ترم)
ان شاء ا... من هم سعي مي كنم در جهت ارتقاء سطح آگاهي دوستان ، با مصاحبه با افراد صاحب سبك در اين زمينه ، روش هاي مفيد تقلب را در شماره بعدي روزنامه معرفي كنم .
در آخر از خداوند متعال طلب استغفار مي كنم و نسبت به تمامي دوستان و اساتيد ، اظهار پشيماني و شرم ساري !

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
اگر از هر كدام از اين رنگ ها متنفريد ، مي تواند نشانگر اين موضوع باشد كه :
- قرمز:
بسيار دلواپس و نا اميد هستيد ، شايد هم از خستگي و ضعف جسمي رنج مي بريد ، امكان دارد كه در موقعيت هاي اجتماعي شكست خورده باشيد . اما مشكل واقعي تان اين است كه هميشه دنبال هدف هاي بزرگ و غير عملي مي رويد و وقتي هم كه شكست مي خوريد ، در لاك خود فرو مي رويد . چه عيبي دارد كه دنبال يك زندگي معمولي باشيد ؟
- نارنجي
به خاطر عمر و سال هايي كه به بطالت تلف كرده ايد ، برخود خشم داريد ولي يادتان نرود كه فقط شما نيستيد كه مسئوليت همه بد بختي هاي دنيا را بردوش داريد ، اگر بتوانيد مشكل خصوصي خود و خانواده تان را حل كنيد ، مطمئن باشيد خيلي زرنگ تريد .
- آبي:
از زندگي و يكنواختي آن خسته شده ايد ، احتياج به تنوع و هيجان داريد و به همين زودي هاست كه قيد و بندهاي زندگي را از هم خواهيد گسست . در دوره اي هستيد كه دلتان مي خواهد همه چيز را تغيير بدهيد و دستي بر سر و صورت خود بكشيد .
- زرد:
بسيار حساس و بدبين هستيد و از هر چيز بديع و مدرن بدتان مي ايد وبرايتان قابل هضم نيست كه يك حكومت ميليون ها دلار خرج رفتن به كره ماه را بكند در حالي كه كره زمين پر از انسان هاي مستحق كمك مي باشد . مردم هميشه شما را اخمو و عصباني مي يابند .
- قهوه اي:
ترستان از اين است كه نتوانيد ماموريت تان را به اتمام برسانيد . چه ماموريتي ؟ فكر مي كنيد ، اگر همه دانش هاي دنيا را هم در ذهن و مغز كوچكتان جاي دهيد ، اخرش به كجا خواهيد رسيد ؟ تا دير نشده كمي هم به تفريح برسيد .
- سبز:
اگر از اين رنگ متنفريد ، حتما يك ايرادي داريد . اگر در هدف هايتان شكست خورده ايد ، چرا ديگران را شماتت مي كنيد ؟ خودتان را تنهاترين موجود روي زمين حس مي كنيد و با اين شخصيتي كه داريد ، ديگران حق دارند تنهايتان بگذارند . از زنداني كه براي خود ساخته ايد ، بيرون بياييد تا ببينيد كه زندگي چه قدر با ارزش است .
- خاكستري:
زندگي بر عليه شما بوده است ، از همه چيز محروم بوده ايد و اين شما را خشمگين مي كند . حسود نيستيد ولي از سر نوشت بدتان شكايت داريد. آيا فقط شما هستيد كه به همه ي آرزوهايتان نرسيده ايد ؟ - سياه:
فكر مي كنيد در دنيا بدي وجود ندارد فكر مي كنيد بدبختي فقط افسانه است و به كره زمين ربطي ندارد . خوتان را كامل مي دانيد و سعي مي كنيد كه اشتباه نكنيد ولي اگر مرتكب اشتباه شديد ، هرگز اعتراف نخواهيد كرد .
- سفيد:
اگر شما از سفيد متنفريد يا اگر هاله ي مغناطيسي دور بدنتان فاقد اين رنگ است ، با عرض معذرت بايد بگوييم در اسرع وقت با يك روان پزشك تماس داشته باشيد .
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
زندگي چيز با ارزشي است و هيچ چيز ارزشمند تر از آن نيست .
وقتي در عين نا اميدي هستي بدان كه اين زمين با ياس و اميد ، با عشق و نفرت ساخته شده و هر ذره اش از اين هاست. فقط مرغ هاي دريايي هستند كه از توفان نمي هراسند ، آن قدر بال مي زنند كه يا توفان فرونشيند و يا در همان اوج آسمان ها مي ميرند. آن كه به ميان موج ها مي افتد ، مرغ دريايي نيست. مرغ دريايي در اوج مي ميرد .
بدان كه زمان را انسان مي سازد ، باعشق مي تواني هر روز را سالي كني. بدان كه قوي ترين ديوها در مقابل فرشته ظريفي كه آدميزاده باشد ، بس حقيرند .
تو نزد خودت چه هستي ؟
فرشته اي يا ...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
اولين گام براي آشنايي اعضاي جديد روز از نو با مسئولين دانشگاه ، جلسه معارفه اي با جناب آقاي دكتر خليل مافي نژاد بود .پيشنهاد را با ايشان در ميان گذاشتيم و ايشان با روي گشاده پذيرفتند .
روز شنبه 28/8/84 ساعت 2:30 بعد از ظهر هشت نفر از اعضاي شوراي سياست گذاري روز از نو با جناب آقاي دكتر مافي نژاد ديداري داشتند .
در ابتداي جلسه ، پس از معرفي تك تك اعضاي گروه ، آقاي محمد مهدي براتي توضيحاتي درباره ي نحوه ي عضو گيري گروه دادند . لوحي به پاسداشت زحمات دكتر از طرف گروه به ايشان تقديم گرديد و جلسه ي رسمي آشنايي آغاز شد :
* جناب آقاي دكتر لطفاً نظرات خود را براي گروه باز گو كنيد:
دوست دارم هدف روزنامه ، ايجاد نشاط در ميان دانشجويان باشد .
طبق بررسي هاي به عمل آمده ، روز از نو فعال ترين تشكل دانشگاه ما شناخته شده و ميان دانشگاه هاي ديگر نيز رسانه ي مطرحي است .
از شما كه زبان گوياي دانشگاه به شمار مي‌آييد ، مي خواهم همراه دانشگاه باشيد و مطالب دانشجويي را بيان كنيد . با ديد كلان به دانشگاه نگاه كنيد و دغدغه هاي خود و دانشجويان ديگر را مطرح كنيد .
در انتهاي جلسه جناب دكتر اهداف عضويت در روزنامه را از زبان سردبيران هر روز شنيدند .
از جانب اعضاي گروه پيشنهاداتي مثل در نظر گرفتن يك مكان در دانشگاه براي دفتر روزنامه ، فراهم كردن اشتراك اينترنت براي سر دبيران و ... مطرح شد .
آقاي دكتر به پيشنهاداتمان گوش دادند ، نوشتند و قول رسيدگي دادند . با تشكر از جناب آقاي مافي نژاد كه وقت گرانقدر شان را در اختيار ما قرار دادند و با آرزوي هر چه زودتر بر آورده شدن وعده هاي ايشان.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 8:42 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
آفتاب كه غروب مي كند ، يادم مي آيد كه آسمان چه قدر دلش براي پرواز كبوتران تنگ شده است .
روزي گذشته است و كبوتري بر فراز آسمان كبود پرواز نكرده است .
پلك هامان را صبح ، جز صداي ساعت زنگدار ، بيدار نمي كند .
آري ، روزي گذشته است و خورشيد ، دستان مهربان بامدادي اش را از گونه هامان دريغ كرده است . بي شك با آسمان چيزي گفته ايم كه نبايد .و با آشيان كبوتران كاری كرده ايم كه نشايد .
قانون طبيعت ، قانون خداست . قانون طبيعت را مخدوش كرده ايم ، نا ديده اش گرفته ايم . برج ساخته ايم بي آنكه با خود بگوييم كبوتران بي پناه را چه كسي سر خواهد پوشاند .
بي پروا ، خوش مي گذرانيم بي انكه درانديشه ي ابي نگاه داشتن آسمانمان باشيم .
اندكي آرام فكر كنيم كه فردا چه خواهد شد ؟ در مورد صداي بلبلان به كودكانمان چه خواهيم گفت ؟
از باز شدن غنچه هاي نازك گل در چشم نسل بعد چه تصويري خواهد نشست ؟ ياد سهراب به خير :
« يادمان باشد كاري نكنيم كه به قانون زمين بر بخورد » ...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
 

به گزارش برخي منابع موثق، روز جمعه در حين برگزاري مسابقهات ليگ فوتسال دانشگاه، آقاي مهدي رستگار(مسئول برگزاري مسابقات) اقدام به اخذ كمك مالي (رشوه) از يكي از تيمها كرد كه در پي اين عمل ، وي از مسئوليت خود خلع و آقاي سروش پارسا جايگزين اين عنصر سست بنياد شد.‌‌‍

توضیح : این البته یک شوخی است و برای انتشار آن از آقای رستگار اجازه هم داریم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 8:16 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
روزبه جلالی_نرم افزار 82

آنتی ویروس پاندا در گزارش هفتگی خود پنج نسخه از کرم اینترنتی Sober – AC، AD، AE، AF و AG – را مورد بررسی قرار داده است. یکی از مشخصات اصلی گونه های جدید کرم Sober این است که برای شناخته نشدن توسط آنتی ویروس های معمول به صورت فایل های فشرده و در فرم های مختلف منتشر می شوند. این مسئله کار آنتی ویروس هایی را که برای هر شکلی از فایل واکسن مشخصی را می سازند، دشوار می کند.
نسخه های AC، AD، AE، AF و AG کرم Sober بسیار به هم شبیه اند و مشخصات اصلی آنها به شرح زیر است:
- از طریق ایمیل یا پیغام هایی با شکل های مختلف که حاوی یک فایل فشرده هستند، منتشر می شوند.
- اگر آدرس ایمیل مقصد به یکی از پسوندهای de (آلمان)، ch (سوئیس)، at (اتریش) یا li (لیختن اشتاین) ختم شود، پیغام به زبان آلمانی ارسال می شود. در غیر این صورت متن پیام به زبان انگلیسی خواهد بود.
- فایلی که به این ایمیل ضمیمه شده، در واقع یک کپی از خود کرم است. به همین دلیل پس از اجرای فایل، کرم مربوطه – یکی از نسخه های پنج گانه Sober – روی سیستم نصب می شود و فعالیت های مخرب خود را آغاز می کند. از جمله این فعالیت ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- ایجاد فایل SERVICES.EXE – یکی کپی از کرم – در زیر شاخهCONNECTIONSTATUS\MICROSOFT در دایرکتوری ویندوز.
- ایجاد چندین مدخل در رجیستری ویندوز برای اطمینان از اجرای کرم اینترنتی در هنگام روشن شدن کامپیوتر.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 7:46 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
محمد جواد قابوسی_الکترونیک 84

طي چند هفته اي كه از ماه مبارك رمضان گذشته است، شاهد انتقادات و ناراحتي هاي نسبتا زيادي از طرف دانشجويان در مورد وضعيت و كيفيت غذاهاي سلف دانشگاه بوديم كه اين امر ما را بر آْن داشت كه به اين مسئله مهم توجه داشته و توجه مسئولان را به آن جلب كنيم. شاِيد اين مسئله از آن جهت مهم جلوه كند كه بيشتر غذاهاي دانشجويان شهرستاني از اين سلف تامين مي شود. بنابراين به ميان بچه ها رفتيم تا نظرات آنها را نسبت به كيفيت و وضعيت سلف پرس و جو كنيم. نظرات اين عزيزان را با بررسي 4 سوال پيگيري كرديم.
1-آيا غذاهاي سلف نسبت به ماه رمضان و قبل از آن، در اين چند هفته بعد از ماه رمضان تغيير كرده است؟
متوجه شديم كه:
حدود 5/12 درصد از دانشجويان بر اين باورند كه غذا هيچ تغييري نكرده است. حدود 75 درصد بر اين باورند كه غذا بدتر شده است و حدود 5/12 درصد بر اين باورند كه غذا بهتر شده است.

2- كيفيت غذاها را به طور كلي چگونه بررسي مي كنيد؟
اما آنچه مسلم است غذاهايی که بدون خورشت مي باشند از كيفيت پايين تري برخوردارند و با حذف ماست از اين وعده هاي غذايي اين كيفيت نور علي نور شده است. اما ببينيم نظرات دانشجويان را درباره اين غذاها ؛ حدود 25 درصد كيفيت غذا را خوب، حدود 5/62 درصد كيفيت غذاهارا بد، و حدود 5/12 درباره كيفيت غذا نظري نداشته اند كه اين افراد بيشتر از افراد دانشجويان غير شهرستاني بوده اند.

3- كدام غذاها بهتر و كدام بدتر است؟
در اين بين در اولويت دانشجويان چلوگوشت به عنوان بهترين غذا (در بين غذاهاي موجود نه از لحاظ كيفيت آن) و چلوكرفس را بهترين غذا مي دانستند، البته خورشت قرمه سبزي مورد انتقاد بيشتر دانشجويان واقع شده بود؛اما خوردن آن به خوردن غذاهاي پلويي بيشتر ترجيح داده مي شود. ضمن اينكه بيشتر دانشجويان بر اين باور مدعي بودند كه كييفيت چلو گوشت نسبت به قبل بسيار پايين آمده است. اما بيشتر دانشجويان نيز از كيفيت سوپ اظهار خوشايندي داشتند.

4- نحوه سازماندهي و نظم و بهداشت سلف چگونه مي بينيد؟
در این باره بيشتر دانشجويان تنها به صف شلوغ گرفتن غذا و همچنين در مورد بهداشت تميز بودن ميزها ابراز نارضايتي داشتند و شايد نبود چنگال هم دليلي براي ناراحتي دانشجويان بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 7:44 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
در حاشیه ی آویزان کردن انجمن اسلامی ، صادق هدایت را از پای وی
وحید توانا

با خبر شدیم که دوستان ما در انجمن اسلامی چند جلد کتاب را در مقابل در ورودی آن انجمن، با نخ شیرینی از سقف آویزان کرده اند ( البته به مناسبت روز کتابخوانی! ).
با خبرتر که شدیم دیدیم یکی از آن کتابها سگ ولگرد صادق هدایت است!

صادقا بستند پاهای سگ ولگرد تو
این به ظاهر دوستداران بد نامرد تو
بند شیرینی به دست و پای آن حیوان زدند
صادقا امروز این سگ می شناسد درد تو

واقعاً دردناک است. مثل این است که خود صادق را آویزان کرده اند!
این سگ زبان بسته که زبان هم ندارد گلایه کند. اما اگر داشت شاید به انجمنی ها اینطوری می گفت:

ای که بستی پای لنگ و چشم پر آب مرا
خود تو نشنیدی مگر واغ واغ ساهاب مرا
نیمه شب می آید و می خواهد از تو کین من
بوف کور ار بشنود « ای دوست دریاب » مرا

اما خوب! آدم که نباید یکه به قاضی برود. شاید این بیچاره ها برای این کارشان دلیلی داشته اند. شاید اقدامشان نمادین بوده! خاصه اینکه این روزها شایع است یک عده از بیرون وارد دانشگاه می شوند که از نظر شکل و قیافه مثل خودمان هستند ولی در واقع دانشجو نیستند و برای کارهای دیگر می آیند. شاید می خواسته اند یک جوری به این ولگردها برسانند که ما سجادی ها سگ را آویزان می کنیم، شماها که هیچ!!

ای که ولگردی و دانشجو نه ای
ای که گرد گردی و گردو نه ای
ای کار ضد شرع و ضد عفت می کنی
نرّه خر تو آدمی! یابو نه ای!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 7:42 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
ايمان محرابي نژاد – مخابرات 82
هفته اي كه در آن هستيم و هفته بعد، معمولاً (؟) سالن مطالعه دانشگاه در حال سپري كردن شلوغ ترين روزهاي خود است؛ و دانشجويان كمي بيشتر به نام خود نزديك مي شوند. گفتگوها بيشتر جنبه علمي پيدا مي كنند و خلاصه غلظت درس در خونمان بيشتر مي شود .
در ميان اين هياهو ها ،اغلب سؤال " خوندي؟" را مي شنويم( كه البته قصد پرسش كننده را با توجه به حالت چشمها و زمان مطرح كردن اين پرسش مي توان به راحتي دريافت!) سؤالي كه در جوابش، جملاتي نظير "نه، ولش كن، "،"نمره نداره، بي خيال"،"فقط جزوه رو "، و ... نيز شنيده مي شوند.
در اين بين جاي يك پرسش به نظرم خالی است: "چگونه خوانده اي؟". شايد اكنون حوصله (يا وقت) فكر كردن به اين سؤال را نداشته باشيد؛ اما حقيقت اينست كه جواب اين سؤال ،پاسخ بسياري از پرسشهاي ديگر شما نيز هست.
پرسشهاي نظير " چرا نمره ام خوب نشد؟ (يا در حالت منصفانه اش چرا استاد نمره خوبي بهم نداد؟!)"،" چرا نمي فهمم؟" و ... .

پاسخي كه مد نظر من است تنها جمله کلیشه ای " عمقي بخوانيد" نيست. شايد پاسخي كه مي دهم براي پاس كردن يك درس شرط لازمي نباشد ، و مسلماً در فرصت محدود شب امتحان قابل اجرا نخواهد بود؛ اما شرط لازم و كافي براي تاثير گذاري اين درس خواندن بر افكار، رفتار، گفتار، و زندگي مان است؛ " براي لذت بردن از درس، درس خوانده ام."
لذت از علم ، بخشي از كار تدريس است كه اساتيد، اغلب به عذر بدتر از گناهي به نام كمبود وقت ، از كنار ، آن مي گذرند. نتيجه، فاجعه اي است كه در نسل تحصيل كرده امروز ايران مشاهده مي كنيم.عدم تمايل به حضور در كلاس ، بي ارتباط دانستن دروس با مسائل موجود در جامعه ، با ارزش تر دانستن تجربه عملي از تئوري ، و ... همه پيامدهاي اين حذف نابجاست.
در اينجا ، قصدم محكوم كردن اساتيد نيست." اگر استادم با من سخن نگويد" ، ديگر هيچ كاري از دستم ساخته نيست؟. البته كه چرا.مطالعه كتابهايي كه در هر زمينه اي موجودند ، رجوع به مقالات ، و انديشيدن در چرايي تك تك لغات كتابهايي كه مي توان به سنجيده نوشتن نويسنده آن اطمينان داشت؛ راهي دیگر و مطمئنتر براي لذت بردن از علم است.
در خاتمه شما را به انديشيدن در آنچه در بالا خوانديد ترغيب می كنم و جمله ی زیر از گريسولد:
امروز اولين روز از باقي عمر شماست. تصميم بگيريد از آنچه باقي مانده است ، درست استفاده كنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 7:40 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
در پي انتشار خبر « فقط دانشجويان سجاد وارد شوند » كه در مورد پاره اي مشكلات به وجود آمده در خصوص ورود افراد غير دانشجو به محيط موسسه بود ، موضوع را از مسئولين امور دانشجويي موسسه پيگيري كرديم كه جناب آقاي كبيري مديريت امور دانشجويي موسسه طي نامه اي موضوع را اينگونه توضيح دادند :

بسمه تعالي
روزنامه ي محترم روز از نو
با تقديم سلام به استحضار مي رساند هر ساله با شروع سال تحصيلي و از اول مهرماه شاهد ورود و خروج دانشجويان تازه وارد و قيافه هاي جور واجور هستيم . همچنين در اين ميان افراد تحت عنوان دوست ، فاميل ، خواهر يا برادر و غيره همراه دانشجويان وارد دانشگاه مي شوند كه در بدو ورود شناسايي و تفكيك آنها كار مشكلي مي باشد . اما به تدريج همه با هم آشنا مي شويم . افراد غريبه اي كه وارد دانشگاه مي شوند دو دسته اند . بعضي از آنها بسيار محترمانه حريم دانشگاه و دانشجويان را رعايت نموده پس از ورود به خانه ما مورد احترام ما نيز هستند و بعد از مدتي همراهي با دانشجو محيط ما را ترك مي كنند .
اما مواردي ديده شده كه افراد دانشجونما در پي مقاصدي خاص به محيط دانشگاه و حتي در كلاسها حضور يافته موجب ناراحتي و مشكل مي شوند . لذا از دانشجويان محترم دانشگاه تقاضا داريم با همراه داشتن كارت دانشجويي به مسئولين دانشگاه كمك كنند تا اينگونه افراد شناسايي و مراحل قانوني در مورد ايشان اعمال گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 7:38 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
م. ت. کریم زاده

همانطور که در شماره قبل خواندیم ، امام بارها بر ایجاد ارتباط با تمام کشورهای دنیا تاکید می کرد.اما چرا اساسا روابط ایران با سایر کشورها در همان ابتدا به سردی گرایید؟
مهمترین این دلایل عبارتند از:
1 – سیاستهای تاریخی خصمانه ی دولتهای اروپایی و امریکا.
کودتای 28 مرداد و سرنگونی دولت مصدق و حمایت امریکا و اروپا از شاه در جریان قیام سالهای 41 تا 43 و حمایت این دولتها از شاه در جریان انقلاب سه برخورد عمده ی این دولتها به حساب می آید.
سمپاشی تبلیغاتی رسانه های خارجی در نامشروع جلوه دادن جریان انقلاب که متناقض با روحیه انقلاب مردم بود و خشم آنها را بر می انگیخت نیز از دیگر مصادیق چنین سیاست هایی است.
2 – تاثیرات جریان چپ مارکسیست در فضای کشور که در رادیکال کردن فضای سیاست خارجی بسیار موثر بود.
3 – فقدان استراتژی مشخص در تبیین سیاست خارجی به دلیل اوضاع پیچیده ی داخلی.
امریکا در دیپلماسی خارجی برای کشورها ، حتی برای آنها که با آن ارتباطی ندارند ، مهمترین و موثرترین کشور به حساب می آید. در شروع انقلاب ، خصوصاً پس از واقعه ی تسخیر لانه ی جاسوسی توسط دانشجویان ، روابط ایران و امریکا به تاریک ترین لحظه ی خود در تمام طول تاریخ رسید تا آنجا که امریکا با اعزام نیروهای نظامی نخستین حضور نظامی خود را در ایران پس از جنگ جهانی دوم آن هم تحت ائتلاف در تاریخ ثبت نمود. از آن زمان آتش دشمنی امریکا با ایران شعله ور شد. محکومیت ایران در شورای امنیت اعلام تحریم های اقتصادی و سیاسی بر علیه ایران و ... نمونه ای از سیاستهای امریکا بود که بعضاً نیز تا کنون ادامه یافته است.
به نوعی می توان سیاست خارجی رژیم سیاسی نوپای ایران را در روزهای انقلاب ، یک سیاست "واکنشی " قلمداد کرد. در حالی که ایران در حال بازسازی فضای "به هم ریخته " ی داخلی بود تحمیل جنگ در 1981 از سوی عراق بر علیه ایران باعث شد تا ایران که سالهای ابتدایی انقلاب را در بازسازی چهره ی جهانی خود از دست داده بود 8 سال دیگر را نیز از دست بدهد. یعنی عملاً می توان در بررسی تاریخ سیاست خارجی ایران از دوره ای که با انقلاب اسلامی آغاز شده و با پایان جنگ خاتمه می یابد صرفنظر نمود.
جنگ عراق نمونه ی برخوردهای خارجی با نظام سیاسی ایران بود.
جایگاه ایران در مجامع مختلف بین المللی از شورای امنیت و سازمان ها ی حقوق بشر گرفته تا سازمان های بین المللی اقتصادی افول کرد تا حدی که بسیاری از این موقعیت ها هنوز هم بازیابی نشده اند و ایران به چهره ای نه چندان تاثیر گذار حتی در مجموعه های کوچکی مانند او پک ( سازمان تولید کنند گان و صادر کنند گان نفت ) بدل گشته است.
ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 7:36 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
امروز يكشنبه 25/4/85
ايران6 برزيل صفر
تيم ملي فوتبال ايران با شكست تيم برزيل قهرمان رقابتهاي جام جهاني 2006 آلمان شد . به گزارش خبرگزاريهاي جهاني 6 گل تيم ايران را به ترتيب ميرازاپور ،چلنگر،مهدوي كيا(با يك حركت قيچي برگردان به طوري كه توپرا از پشت 18 قدم به زير طاق دروازه برزيل شليك كرد)،علي دايي 2 گل آنهم با زدن 3 تا لايي به هر بازيكن برزيل و يك گل علي كريمي كه به زيبايي همه بازيكنان دو تيم را دريبل زد و حتي به داور مسابقه يك لايي جانانه زد و گل ششم تيم ايران را به ارمغان اورد. اين بازي كه در نوع خود بي نظير بود موجب شد كه رونالدو تقاضاي تابعيت ايراني كند. رونالدينهو نيز در گفتگويي اختصاصي با نشريه روزازنو سخن از تمايل قلبي خود برای به عضويت در آمدن در تيم فوتبال شموشك نوشهر گفت. وي افزود امكانات فني فوتبال ايران بسيار زياد و باشگاههاي ايران داراي بهترين امكانات چه از نظر مالي و چه از نظر اخلاقي مي باشند!! به طوري كه رياست تيم بدبخت و بيچاره كنوني من يعني بارسلونا تقاضاي دو ميليون تومان وام ازدواج از بانكهاي ايران نموده است. وي در ادامه گفت كه البته من يك دليل ديگر هم براي بازي در ايران دارم و آن عدم شلوغي زياد در كنار زمينهاي مسابقه است چون شنيده ام كه پليس براي تلطيف فضاي ورزشگاهها تعداد مشخصي از تماشاگران را به ورزشگاه راه مي دهد.
همچنين بنا به گزارش رسيده سرمربي تيم ملي ايران عوض شد. فدراسيون فوتبال طي بيانيه اي اعلام كرد با توجه به اينكه تيم ملي ايران چندين شكست را دركارنامه خود داشته از جمله شكست از تيم مقدونيه!!،ما اقدام به اين كار كرديم. در اطلاعيه فدراسيون آمده است كه براي ما قهرماني در جام جهاني هيچ ارزشي ندارد مهم اينست كه تيم ايران بايد زيبا بازي كند. همچنين يك منبع آگاه كه نخواست نامش فاش شود گفت كه بر اساس سياست تمامي كشورهاي منطقه كه اگر سرمربي تيم مثل همان حيوان معلوم الحال !! جان بكند وتيم در همه مسابقات حساس پيروز شود ولي از يك تيم ببازد يا با آن تساوي كند بايد سرمربي بركنار شود، ما هم به تبعيت از همچنين سياست پيشرفته اي!! اين كار را انجام مي دهيم.
از حق نگذريم بعضي از ما تا به قول معروف باباي اين برانكو رو هم در نياريم دس بر دار نيستيم كه نيستيم!!!
توصيه اخلاقي: ما شرقي ها داراي احساسات و عواطف بسيار لطيفي هستيم(حالمان بهم خورد از اين تعريف!!) ولي جون هر كي دوست داريد از اين خيالبافي ها نكنيد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
علی اکبر نیک فرجام

yahoo weather خبر از یک هوای نیمه ابری داد، اما "هواشناسی امید" یک هوای بارونی ، چه می شد کرد پاییزه و بی اعتباری هوا، گاهگاهی یک باران لذت بخش و گاهی هم یه آفتاب دلچسب صبحگاهی.
تبلیغات و اطلاع رسانی مختصر و نهایتا قطعه برگه ی A4 روی برد آزاد کمیته فرهنگی که این روزها برای خودش حال و هوای یک منبع اطلاع رسانی رو پیدا کرده و با مخاطب هاش که علاقه به فرهنگ و ادب و موسیقی دارند ارتباط برقرار کرده، باعث نشد که ظرفیت اردو تکمیل نشود.
روز چهارشنبه بعد از ظهر لیست ها بسته و پنجشنبه تکمیل شد و صبحانه و نهار و عصرانه آماده شد و رفت برای فردا صبح که موقع حرکتِ بچه ها بود، صبح زود دوتا اتوبوس آماده بود برای حرکت به سمت نیشابور ، دره بوژان. بارون شدید و هوای سرد بچه های دست اندرکار رو نگران کرده بود اما خوب اینها همه بعد از خروج از مرز شهر تموم شد البته بعد از خروج از شهر خیلی چیزها تموم شد : خستگی ها ، زحمت ها ی گاهی بی اجر شبانه روزی ، ناهماهنگی ها ، کارشکنی ها و هزار و یک چیز دیگه .
چشم به جاده ی دوختیم به امید یک دره ی سبز زیبا به قولی زمستون تموم شد و رو سیاهی به زغال موند. انتهای جاده ی آسفالته ی یک روستا بغل یک مسجد ماشین ها توقف کردن، بچه ها باشور و شوق از اتوبوس ها پیاده شدند، زیر اندازها رو زیر بغل زدن و از یک جاده خاکی راه افتادند که ابتداش خیلی سنگلاخ بود و پر از گل، همین باعث شد چند نفری که عادت به سختی نداشتند گلایه کنند. اما بعد از مدتی جاده صاف تری که پوشیده از برگ های زرد گِردو بود روبروی گروه قرار گرفت. 5/1ساعت پیاده روی از رو سنگ ها، از توی آب و گاهی گل و لای، گاهی هم خیس شدن، گاهی درختان زرد و قرمز رنگ با ترکیب رنگهای بدیع. گاهی هم یک چوپان که با گوسفند هایش تو دامنه ی کوه نشسته ،بعضی از اتفاقاتی بود که تو این راه بهشون برمی خوردیم. این مدت پیاده روی ما رو به آبشار نرسوند اما به یک محل صاف و زیبا کنار یک رودخانه رسوند که لذت نشستن و خوردن نهار در اون محل قابل توضیح نیست.
مجموعه تلاش های بچه ها برای ساخت تاب با استفاده از یک درخت بی نتیجه ماند، پس سراغ طرحی رفتیم که قبلا ریخته بودیم، یعنی مسابقات بزرگ طناب کشی که در اون تیم بچه های انجمن ، تیم بچه های ورودی 84 و تیم دانشجوهای برق کنترل 84 در مسابقات نهایی به مصاف پرداختند . عده ای نشستند و مشغول صحبت با دوستانشان شدند و عده ای خوابیدند. عده ای به راه تا آبشار ادامه دادند که البته بی نتیجه ماند چون به گفته ی راهنمای گروه راهی 2 ساعته و طولانی از جایی که نشسته بودیم تا آبشار وجود داشت.
80 نفر دانشجوی محترم و با شعور و با ظرفیت سبب ساز به وجود آمدن جو سالم و آرومی شدند که در عین حال شور و نشاط در اون موج می زد، تازه در این میون باید از وضعیت آب و هوا هم بگم که در تمام طول مدت با ما یار بود و در پایان ، وقتی که برگشته بودیم و سوار اتوبوس شدیم بارون رو نثار بچه ها کرد تا گشت امروز کامل بشه .
در راه برگشت به شهر هم دانشجو ها با عصرانه پذیرایی شدند و بدون ذره ای خستگی آماده رسیدن به خونه ها شون شدند. تا یک روز جمعه دیگر رو با خاطره ی خوش به پایان ببرند.
علیرغم تمام زحمات که برگزار کنندگان اردوی ویژه 84 از طرف انجمن اسلامی کشیده بودند دیدن شادی و رضایتی که در چهره ی بچه ها موج می زد تمام خستگی های یک روز کار سخت و یک هفته پیگیری رو از تن و ذهن بچه ها بیرون کرد. تا این سفر کوتاه زمینه ای باشه برای رفع خستگیها ، تا اینکه با امتحانات میان ترم با موفقیت هرچه بیشتر روبرو بشن .
به امید روزهای آینده و انجمنی هر چه پویا تر و دانشجویانی هرچه موفق تر از نظر کاری و درسی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
صداي خش‌خش و سرفه‌هاي خشك يادگاران دفاع مقدس چه غريبانه در هياهوي گنگ آدمها گم شده است و اين شمعها چه معصومانه در گوشه و كنار بيمارستانهاي شهرمان، لب پنجره‌هاي شب، رو به باغ بهشت آب مي‌شوند.
مگر مي‌شود گل را نديد؛ گلها حتي اگر پرپر شوند، بوي عطرشان در آسمان خاكستري و تيره‌رنگ شهر هم مي‌پيچد. كافيست كمي از خودت دور و به آنها نزديك شوي.
آنچه مي‌خوانيد يادداشتهايی است درباره مردي كه دنياي دون با همه فراز و نشيبهايش ذره‌اي از عشق او به آن پاك يكتا نكاسته است و براي ديدنش لحظه‌شماري مي‌كند.
اتاق 207 بخش جراحي بيمارستان «طرفه» سكوتي عجيب داشت و با اين همه همهمه‌اي در دلم افكنده بود. خدا خواسته بود لياقت شنيدن عبارات آسماني‌اش را داشته باشم.
سال 64 در جزيره مجنون، مسووليت آتش‌بار پدافند لشگر 10 سيد الشهداء را داشت. توپ پدافند هوايي در ميان نيزار، كار گذاشته شده بود. در آن روز 6 تا 7 راكد از سوي هواپيماهاي دشمن شليك شدند كه يكي از آنها بمب شيميايي بود.
به خاطر جثه بزرگش، روي توپ ماند تا منطقه را حفظ كند و در آخرين ساعات روز، علائم شيميايي بر روي بدنش نمايان و تاولها پديدار شدند و به مدت دو ماه در بيمارستان بستري شد.
مدتي بعد از سوي بنياد شهيد براي درمان به آلمان اعزام و در بيمارستان «اليزابت» بستري شد. طبق نظر پزشكان از جمله دكتر پيروزيان، او آلوده گازهاي اعصاب و خردل شده بود.
جانباز «حاجي بيگي»، آن قهرمان جنگ، حدود يك ماه بعد از بستري شدن در آلمان به درخواست خودش براي شركت در عمليات جنگي، به تهران بازگشت و به صورت انفرادي به منطقه رفت و اين بار تركش به سينه و دستش اصابت كرد.
از آن قهرماني‌ها و فداكاريها سالها مي‌گذرد. اما حالا او از بي‌توجهي‌ها و در حاشيه ماندن دلگير است.
چشمانم طاقت از كف دادند؛ پرده‌هاي نمناك اشك را كنار زدم، حالا در باغستاني قدم مي‌زدم كه به نديدن گلهايش عادت كرده بودم؛ خدايا چه بر من گذشته بود!
مرا به نجواها و دردهاي دلش دعوت كرد: « مي‌گويند شما به خاطر خدا رفتيد و جنگيديد، برويد از خدا اجرش را بگيريد. وقتي گردان پشت خط مي‌ماند و تخريبچي نداشت، بچه‌ها با شهامت خودشان را روي مين يا زير تانك مي‌انداختند؛ يا تير كه مي‌خوردند همه را قسم مي‌دادند كه كيسه شن بچه‌ها باشند.»
خاكستر دل سوخته‌اش آنچنان آتشي در دلم انداخت كه حاضر بودم همه عمر باقيمانده‌ام را ببخشم و او را در سلامت ببينم. مي‌گفت: « كساني در كشورهايي ديگر، از يادگاران جنگهاشان، تنديس مي‌سازند تا مورد احترام همه قرار گيرند و ما اين جا در غم فراموشي‌ها، ذره ذره آب مي‌شويم.»
سرفه‌ها سينه‌اش را راحت نمي‌گذاشتند. با صدايي خش‌دار ادامه داد: اگرچه عشق شهادت از سرم بيرون نمي‌رود؛ اما زندگي‌ام را مديون همسر و فرزندانم مي‌دانم؛ عصبانيت‌ها و بيماري‌هايم را تنها و يك تنه تحمل كردند. تنها نگراني‌ام، وضعيت زن و فرزندانم است. نمي‌دانم بعد از پاره شدن زنجير زندگي و پيوستنم به معبود، چه بر سرشان مي‌آيد.»
«حاجي بيگي» تنها حقوق بازنشستگي مي‌گيرد و تا كنون هيچ نوع وام و حقوقي از بنياد شهيد و امور ايثارگران نگرفته است.
با 5 سر عائله، ماهانه 180 هزار تومان حقوق بازنشستگي مي‌گيرد كه 65 هزار تومان آن فقط هزينه اسپري تنفسي او مي‌شود . الان چند ماهي هست كه نمي‌تواند حتي اجاره بهاي خانه را بدهد.
او از مسؤولان صدا و سيما بويژه رياست اين سازمان مي‌خواهد در تهيه گزارش از جانبازان به صورت روزانه فعالتر عمل كنند.
زن صبور او هم از مسؤولان خواستار رسيدگي به وضعيت جانباز حاجي‌بيگي و همه جانبازان، اين شهداي زنده و نيز فراهم آوردن زمينه‌اي براي ديدارش با مقام معظم رهبري شد.
او آرزو كرد كه اي كاش حرمت جانبازان بيشتر حفظ مي‌شد...!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
خیراللهی 16 – آپارگاد 2

لیگ فوتسال دانشگاه که با همکاری انجمن اسلامی دانشجویان برگزار می شود در آستانه نیم فصل حساسی را گذراند. 13 کارت زرد و 3 کارت قرمز آقایان احسان کارگران از تیم مگاسونامی، محمد جوکار از چکاوک و ایرج آذر فزا از کاترینا تایید کننده این موضوع ست. در این هفته حساس نتایج زیر حاصل شد:

خیراللهی 16 – آپارگاد 2، پارس 4 – الوند 1، سجاد یونایتد 2 – دلتا 1، مگاسونامی 5 – آسیاتل 3، شرکا 2 – پارادایس2، چکاوک 3 – کاترینا 0

مسئولین لیگ در گفتگو با واحد خبر روزازنو تیم خیر اللهی را به عنوان تیم برتر معرفی کردند که البته 16 گل زده این تیم در بازی با آپارگاد که رکوردی در این زمینه محسوب می شود نیز در این تصمیم بی تاثیر نبوده است. همچنین تیم سجاد یونایتد نیز به عنوان تیم پدیده انتخاب شد. بازیکن هفته و گلزن هفته آقای شاهدی از تیم خیر اللهی با 7 گل معرفی شده اند. رامین خرسنده از پاردایس و عزیز طریک از چکاوک نیز مشترکا به عنوان دروازبان هفته انتخاب شده اند.

درگیری درمیان تماشاچیان:
به دنبال ورود یک فرد غیر دانشجو به عنوان تماشاچی و هتاکی به یکی از بازیکنان تنش و درگیری ای در میان تماشاچیان به وجود آمد که با دخالت مسئولین برگزاری لیگ خاتمه یافت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
اميرحسين رسائل

صاحبدلى مى گفت كه هنر ايرانى هنر قربت است و درك آن هنگامى مايه لذت مى شود كه حواس و روحت را آنچنان به آن نزديك كنى كه ديگر محيط و پيرامون، زنگار دل صاحب دلت نگردد. مثال كه مى آورد اشاره به نگارگرى (مينياتور) مى كرد كه فاصله بيننده با آن بايد به حد فاصله خواننده با كتاب يا هر مصحف ديگر باشد كه نه فقط ديدن رنگ و نقش و سايه و تمثال كافى است كه قرائت ابيات و اشعار تذهيب شده نيز ملازمان سرو سهى و رقص غزال است.
اشاره ديگر داشت به شنيدن موسيقى ايرانى كه باز چون نقش نگارگران است و نه فقط صوت ساز و آواز كه ديدن زخمه بر سيم و ضربه بر پوست خود مايه مباهات دل است و فهم شعر مسمى همه اينها. اما چنين رويايى چگونه مى تواند امروز شكل واقع به خود بگيرد. در عصر «دانلود» بى كران موسيقى از طرق رسمى و غيررسمى بر روح لوح هاى فشرده و در روزگارى كه عمده تصاوير گرداگرد ما اشاعه كالا و خدمت است، چگونه مى توان روح نوازى هنر شرقى را سراغ گرفت.
چند راه كه نه، فقط دو راه پيش رو است. يا فنايش را بر بقايش ببخشيم يا اينكه راهكارهاى پاسخ پس داده را با خصوصيت هنر شرقى و ايرانى مطابق كنيم. از آنجا كه به نظر نمى آيد قصد كرده باشيم فراموشى پيشه كنيم، و همچنان به دنبال صور خيالين هنر هستيم، پس چاره اى نداريم مگر پذيرش روش هاى آزموده. قبول تنها راه پيش رو نيز مستلزم آن است كه ابتدا يك مسئله عقلى را در باور خود حلاجى كنيم و در نهايت بپذيريم: در عصر ما هنر ديگر انبان ريختن آه عزلت و مطايبه فراغت نيست كه خواص را مجلس بيارايد و عوام را حسرت به دل آرد. به روزگار ما هنر را به مثابه يك كالا بايد نگريست. هنرمندان هم قرار نيست چيزى از شأن شان كاسته شود.
آفرينش خلاقانه و صنايع متبحرانه از آن آنان و شيوه عمومى كردن مصرف و اشاعه هنر نيز به عهده كارگزاران هنر و سرمايه داران

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
مهندسي صنايع، شامل كاربرد روش هاي تجزيه و تحليل اصول فيزيكي براي تبديل مواد خام و ساير منابع به فرمي كه رضايت و احتياجات آدمي را فراهم كند، مي باشد. با پيشرفت علم و تكنولوژي و تعامل اين دو با هم، تخصصها و گرايش هاي مختلف مهندسي به وجود آمده اند. در اين ارتباط مهندسي صنايع رشته نسبتا جديد است كه در ضمن برخورداري از مفهوم كلي مهندسي، حوضه هاي كاري فراتري را در مقايسه با ساير رشته ها مورد توجه قرار مي دهد. نوشته حاضر سعي دارد مطالبي جهت آشنايي با مهندسي صنايع در غالب سر فصل هاي ذيل ارائه نمايد.

مهندسي صنايع چيست ؟
مهندسي صنايع عبارت از كاربرد اصول و تكنيكهايي به منظور بهبود، طراحي و نصب سيستم هايي شامل انسان، مواد، اطلاعات، انرژي و تجهيزات براي فراهم آوردن امكان توليد كالاها و خدمات به شكل كارا و مطلوب مي باشد.
براي بررسي، ارزيابي و كاربرد اين سيستم ها، دانش و مهارتهاي علوم رياضي، علوم فيزيكي و علوم اجتماعي به همراه فنون و تكنيكهاي طراحي مهندسي مورد نياز است. فعاليتهاي مهندسي صنايع مانند پلي است كه ارتباط بين اهداف مديريت و عملكرد عملياتي سازمان را ايجاد مي نمايد.
مهندسان صنايع بيشتر درگير افزايش بهره وري در مديريت منابع انساني، روشها و تكنولوژي هستند و حال آنكه ساير رشته هاي مهندسي بيشتر در گير ماهيت فرايندها و فراورده ها مي باشند. در واقع مهندسي صنايع تنها رشته مهندسي است كه عامل انسان يكي از مولفه هاي اصلي سيستمهاي مورد مطالعه آن را تشكيل مي دهد. در نتيجه مهندسان صنايع در تيم هاي ميان رشته هاي براي امور برنامه ريزي، نصب و كنترل و بهبود فعاليتهاي موسسات به خدمت گرفته مي شوند. اين فعاليتها ممكن است فعاليتهاي توليد، نوآوري در محصولات، ارائه خدمات، حمل و نقل و جريان اطلاعات سازماني را شامل شود. با توجه به مطالب فوق، مهندسان صنايع بستر لازم براي تعامل تخصص هاي مختلف و كار گروهي را به بهترين وجه ايجاد نموده و در نتيجه امور طرح، برنامه ريزي، اجرا و نظارت برعملكرد نظام هاي توليدي خدماتي به شكل منسجم تر انجام مي شود و در نهايت انسجام امور به بهبود مستمر در جهت سهولت كارها، راحتي كاركنان، كاهش هزينه ها، ارتقا كيفيت و جلب رضايت مشتريان منجر مي شود. ادامه دارد . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
امين اسماعيل زاده

شما هر روزه آدم هايي با شكل هاي مختلف در همه جا مي بينيد و حالت صورت آنها طبيعي است ولي وقتي حرف مرگ را بزني حالت دروني صورتشان عوض مي شود، مثل اينكه كارهاي نكرده داشته باشند يا اينكه هنوز زود است برايشان . چرا به ما انسان ها بايد يك چيز هايي ياد آوري بشود؟ چرا عده اي بعد از شنيدن كلمه ي مرگ بايد فكر كنند و بعد جواب بدهند؟ امام علي (ع) مي فرمايد: انسان را با فخر و مباهات چه رابطه اي است كه آمدنش دست خودش نيست، روزي اش از جاي ديگر تعيين مي شود و حتي مرگ را هم از خودش نمي تواند دفع كند .
انسان از نَسَيَ مي آيد به معني فراموش كردن يا همان فراموش كار. دقت كرديد بعد از ديدن يك ميت يا قبر خالي و يا دعاهايي كه هنگام دفن كردن مي خوانند يا مثلا هنگام دفن اگر صداي اذان موذن زاده هم را بشنويد، بيشتر دلتان به خاطر روزي مي سوزد كه خودتان يا يكي از اقوام بسيار نزديك (خدا نكرده) را داخل قبر بگذارند و يا آيا صداي اذان موذن زاده هم باشد يا نه، كه مي گويند اگر هنگام اذان دفن از سوال و جواب نكير منكر رها مي شوي. هر كسي بعد از برگشتن از مراسم كفن و دفن حالتي دارد كه تا مدتي با همه ي اعضاي خانواده با مهرباني رفتار مي كند. اين حالتي است كه براي هر انساني پيش مي آيد. يعني وقتي ميت و قبر را مي بيند، فطرت اصلي نهاد شده از طرف خدا به كار مي افتد. مثل خاكي كه باران بخورد و بوي نم بدهد. پس ما بايد مرگ را همراه با زندگي به ياد داشته باشيم و در جواب شنيدن كلمه مرگ بدون فكر به سراغ كلمه ي آماده ام برويم . من آماده ام...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
امید عزیزی، مهندسی فیزیک

بنیادی ترین سوالی که هر کس باید از خودش بکند این است که « حال که مرگ وجود دارد، پس زندگی من چه معنایی می دهد» تولستوی نگاه ماتریالیستی به پدیده مرگ: انسان به عنوان موجود زیستیِ تکامل یافته که طی چرخه طبیعی حیات فرسوده می شود،... جریان خون باز می ایستد، عملکرد مغز برای تفکر و داشتن ذهنیتِ به "وجود داشتن" باز می ایستد و اگر بخواهیم از دید ناظر زنده درباره مرگ سخن بگوییم یعنی: خاموشی، تاریکی مطلق، و بدن این شخص (با دفن کردن، سوزندان یا ...) به چرخه طبیعت باز می گردد.
به عبارتی به نظرمیرسد کل این اتفاق" بودن" اعم ازخواستها وهیجانهاواحساسات وافکار وغیره هیچ یک چیزی غیر از فرایندی نیست که در بعضی اشیا مادی وفیزیکی معین، روی میدهد، یا کشش وگرایشی در آنهاست که نه تنها همیشه با تغییرات میکروفیزیکی در مغز و دستگاه مرکزی اعصاب و مانند آن همراه است، بلکه درواقع "خودِ همان" تغییرات میکرو فیزیکی است. روشن است که این نگاه برای کسانی که به روح و جاودانگی انسان اعتقاد دارند در نهایت زیاد خوشایند نیست (چرا که حتی پارامتر "ذهن" نیز در تحلیل فیزیکی در شرف حل و حذف است، چه برسد به روح که در این دیدگاه اصلا مطرح نیست) و ممکن است که بگویند پس عدالت حقیقی چگونه اجرا می شود و در مقابل آن باز عده ای باشند که در جواب، سوال دیگری مطرح کنند « چه چیزی به غیر از مذهب باعث شده چیزی به اسم "عدالت حقیقی" و "حیات پس از مرگ" را در ذهنتون بوجود بیارید و حتی بگویند «خوب ناچارا با وضع اسفبار و خود خواهانه جوامع بشری، انسان بیچاره ناچار به خلق مفاهیمی این چنینی (هر چند غیر مستدل) بوده.» و «چه کسی از آن سوی مرگ آمده که بگوید من هنوز هستم».
نگاه متافیزیکی به پدیده مرگ: روح من، یعنی خمیر مایه اصلی وجود من، از ازل جزئی از خداوند و هست بوده و آنگاه به اراده سرمنشاء هستی (به تمام معنی هایش) به گونه ای موجودِ دارای فیزیک، متجلی می شوم و این در جهت تکامل همه کائنات دارای هستی که به گونه های مختلف هست می شوند است، آن هم به اراده روح بی کران. من هستم، برای تسلیم به اراده پروردگار و خدمت به او در جهت شکوفایی و رشد طبیعی من و ما. خداوند عشقی عظیم است که کائنات و ابعاد و ارواح از قلب او می تراود. رهرویی که زمین تنها قسمتی از این سفر اوست. و «قد افلح من زکاها و قد خاب من دسّا ها»و"انا الیه راجعون".
توجه داریم که نوع نگاه به مرگ کل زندگی یک شخص را تحت تاثیر قرار می دهد، اگر چه ممکن است با وجود تفاوتهای معتقداتی نتایج یکسانی بدست بیاید.*( مثال ساده و بنیادی آن مفهومِ "خوبی کردن" است : «من خوبی می کنم چرا که خداوند فرموده است به دیگران نیکی کنید و اینکه در قبال هم مسئولید و جزای آن نیز پاداش خیر و بهشت برین است». یا نه من خوبی می کنم (برای مثال به دیگران احترام می گزارم، به کسی کمک می کنم،...) چون طی تجربه برایم ثابت شده است که خوبی کردن احساسی از امنیت و آرامش خاطر را در من و دیگران بوجود می آورد، همچنان که این خوبی کردن ها به کمک قانون روند جامعه را رو به جلو نگه خواهد داشت و نظم بیشتری می دهد. یا نه!، " اساسا من دوست دارم خوبی کنم، (و دوست داشتن که دیگه دلیل نمی خواد، در جواب.)")
ولی گاهی نیز این نوع معتقدات غالب با تضادهای جدی ای روبرو می شوند. *(برجسته ترین مثال آن، "من زنا نمی کنم چون پس از مرگ، برای ظلمی که به خود و در نتیجه به پیکره انسانی کرده ام، باید پاسخگو باشم و به تبعید روحی و جبران مافات محکوم شوم."
من زنا (آمیزش غیر مشروع) دارم چون این حق منه که از بهره مندی های طبیعی فیزیک بدن و محیطم (در چارچوب قانون) محظوظ بشوم و اساسا این موضوع در نگرش من "بدی" محسوب نمی شود، بلکه اتفاقی است طبیعی.) این یکی از ابعاد هستی انسان است و چاره ای جز رو برو شدن با آن نیست. بستگی به خود شخص دارد که چه جواب خاصی به این سوال بدهد که زندگی من چه معنایی دارد؟ ادامه دارد...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 8:36 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
اگر بنده ي خدا اجل و پايان كارش را مي ديد، با آرزو و فريب آن دشمنی مي ورزيد چه بسيار كساني كه در آغاز روز بودند و به شامگاه نرسيدند، و چه بسيار كساني كه در آغاز شب بر او حسد مي بردند و در پايان شب عزاداران به سوگشان نشستند .

امام علی (علیه السلام)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
اي مردم ! از خدايي بترسيد كه اگر سخني گوييد مي شنود، و اگر پنهان داريد مي داند، و براي مرگي آماده باشيد، كه اگر از آن فرار كنيد شما را مي يابد، و اگر به جاي خود بمانيد شما را مي گيرد، و اگر فراموشش كنيد شما را از ياد نبرد.

امام علی (علیه السلام)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
آنگاه الميترا به سخن در آمد و گفت حال مي خواهيم از مرگ بپرسيم و او گفت: شما مي خواهيد از مرگ سر در آوريد.
اما اين راز را چگونه پيدا مي كنید، مگر آن كه او را در دل زندگي بجويید؟
بوم كه چشمان شب گيرش در روز کور است، از راز روشنايي سر در نمي آورد.
اگر به راستي مي خواهيد روح مرگ را ببينيد، دروازه دل خود را بر روي زندگي باز كنيد. زيرا كه زندگي و مرگ يك چيزند، چنان كه رودخانه و دريا يك چيزند.
جبران خلیل جبران
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
مهدیه رحیمی

اونور دنيا چه خبره! تا حالا شما دوست داشتيد كه بميريد؟ چرا آدمهاي اين دنيا با اينكه اون دنياي رو نديدند دوست دارند برن اون دنيا يا اينكه از مردن مي ترسن. آدم ها توي اين دنيا خيلي وقت ها كه دنيا به مرادشون پيش نمي ره با خودشون مي گن كاشكي همين الان مي مرديم، اما يك كم كه حالشون بهتر مي شه كلي دليل ميارن كه بايد به زندگيشون ادامه بدن. از يكي پرسيدن نظرت راجع به مرگ چيه؟ گفت خيلي خوبه! گفتم چرا؟ براي اينكه ما آدم ها تا وقتي كه توي اين دنيا هستيم همش گناه مي كنيم و به وظايف خودمون عمل نمي كنيم؛ پس چه بهتر كه اين عمري كه بيهوده تلف مي شه زود تر تموم بشه!
حيات اين نعمتي كه خيلي مورد توجه خداي بزرگ است چيزي است كه در اختيار همه ي آدم هايي كه زنده هستند قرار گرفته . نعمتي كه مسئوليت ساز است و خيلي وقت ها بر درد سر اين كه مرگ چيه شايد چيزي جز يك حادثه نباشه مثل همه ي اتفاق هايي كه دور و بر ما آدم ها مي افته و مسير زندگي ما رو تغيير مي ده ولي ما خودمون هم متوجه نيستيم مرگ هم، چنين ماهيتي داره فقط يكي كم محيط ما رو عوض مي كنه و ما رو با چيز هاي جديد آشنا مي كنه. البته همه ي اين ها به اين بستگي داره كه توي اين دنيا چي كار كرده باشيم كه اون دنيا شرمنده نباشيم لحظه ي مرگ شيريني رو براتون آرزومندم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
مهدي خداداد الكترونيك 82

مسلما تا به حال براتون پيش آمده كه يكي از نزديكترين دوستانتون با پا فشاري بخواد كار اشتباه خوودش رو توجيه كنه، يا حتي بخواد شما رو در قبال عمل نادرست خودش متهم كنه، شايد هم اتفاق افتاده باشه كه اين نوع اختلاف نظرها باعث از بين رفتن صفا و صميميت بين شما شده باشد. به نظر شما علت چيه و عكس العمل صحيح در اين موارد چي مي تونه باشه؟
اگر كمي منطقي به قضيه نگاه كنيم ، به اين اعتقاد مي رسيم كه ريشه اين نوع رفتارها مي تونه دل و قلب آدم باشه. صرفا ما ادم ها براي اينكه هيجان روحي خودمون رو تسكين بديم و از تمام ظرفيت هاي اون استفاده كنيم، و يا براي اينكه بخواهيم به خواهش هاي دلمون جواب مثبت بديم، دست به كارهايي مي زنيم_ كه ممكن است از ديد اطرافيانمون خيلي عجيب و نادرست جلوه كنه_ و بواسطه غبار و تيرگي حاصل شده روي قلب و احساساتمون، ديگه جايگاهي براي جولان منطق و عقل باقي نمي گذاريم و مجال دور انديشي و توجه به عواقب ونتايج كار رو از خودمون سلب ميكنيم. به نظر من مهمترين علتي كه ميتونه داشته باشه اينه كه تو جامعه امروزي ما وقتي فردي به خودش نگاه مي كنه و اعمال خودش رو مي سنجه، عينك خوشبيني به چشم مي زنه و اون وقت كه به ديگران و اعمال اونها نظر مي كنه عينك بدبيني و بدگماني. وقتي در يك جامعه و حتي در يك رابطه دوستي ما خودمون رو منطقي ترين و در عين حال ايده آل ترين فرد بدونيم و ديگران رو عناصري بي فايده و خنثي، و به خودمون اين اجازه رو بديم كه عقايدمون رو حاكم بر اون جامعه بدونيم و در مقابل كوچكترين تنشي از خودمون عكس العمل نشون بديم و جبهه بگيريم و ديگران رو متهم كنيم، مسلما برخوردهاي متقابل و در عين حال احساسي هم خواهيم داشت. فكر ميكنم اين جمله معروف كه ( آنچه براي خود نمي پسندي، براي ديگران هم مپسند) گوياي، مهمترين روش جلوگيري از اين رفتارها باشد. اعتقاد داشتن به ظرفيت هاي موجود در ديگران،احترام گذاشتن به عقايد و نظرات اونها و سعي در تحمل آرا مخالف، به كار رفتن عقل و منطق قبل از گرفتن هر تصميم و نهايتا نسبت به به اطرافيان، دل و قلبي زلال و بي هيچ كينه و كدورتي داشتن، مي تونه از موارد جلوگيري از اينگونه عكس العمل هاي احساسي باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 7:21 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 

چگونگي تاثير پذيري ما انسان ها از رنگ ها، ماهيت كاملا رواني دارد و به طور غير مستقيم در هنجارها، واكنش ها، عكس العمل ها و رفتارهاي فرد موثر است.

رنگ آبي:
آبي رنگي است صاف، روشن، باطراوت، آرام، شيرين، ساكت و اميدوار كننده. اصولا رنگ آبي، يك رنگ مقدس در فرهنگ دين اسلام است و چون آسمان كه جايگاهي پاك است، به رنگ آبي است، داراي تقدس مي باشد. گنبد ها و مناره هاي ابي، همانند پلي بين آسمان و زمين محسوب مي شوند. رنگ آبي انسان را بسوي دقيق شدن در بينهايت سوق مي دهد. امام جعفر صادق (ع) مي فرمايد: تفكر شما در رنگ آسمان كه موافق ترين رنگ هاست، نور چشم را تقويت مي كند.
پزشكان مي گويند اگر براي كسي ضعفي در چشم پديد آمده باشد، بايد نظر كند به كبود مايل به سياهي . توجه به رنگ آبي حتي براي مدت طولاني، ايجاد خستگي و آثار سو ديگري نمي كند. دردهاي عصبي را كاهش مي دهد و براي بيماران تب دار، كم خواب، و وسواسي، بسيار مفيد است. بر اساس اين كه رنگ ابي حالت سرد كنندگي دارد، نبض و تنفس را متعادل مي كند و نوعي آرامش دروني به فرد مي دهد.
رنگ آبي در بيرون گرايي انسان موثر است و سبب گشاده روئي در مقابل ديگران مي شودآبي مظهر دوستي و صداقت، روشني و ارامش و كنايه از وفاداري است.

رنگ قرمز:
اين رنگ داراي كشش و قدرت زيادي است. از اين رو استفاده از آن بايد بر اساس اصول خاصي باشد افراد عصبي نبايد در معرض اين رنگ قرار بگيرند. قرمز فشار خون را بالا مي برد و باعث مي شود كه كشش عضلاني بدن افزايش يابد.
در واقع آثار قرمز معادل با فعاليت آعصاب است اين رنگ خاصيت هشدار دهنده و اعلام خطر دارد. در بين حيوانات زنبورها بيشترين تاثير را از رنگ قرمز مي گيرند بواسطه اين رنگ بسرعت جذب ان و بسوي گلهاي داراي رنگ قرمز متمايل مي شوند. قرمز خاصيت اشتها آوري دارد و بدين جهت بهتر است كه وسايل اشپزخانه و رستوران ها از اين رنگ انتخاب شوند. رنگ قرمز گريه كودكان را تشديد مي كند و نگاه طولاني به آن موج سردرد مي شود. اين رنگ براي مدت كوتاهي خوشايند است اما پس از ان آزار دهنده و باعث خستگي مي باشد. بيشترين تاثير رنگ قرمز در رده هاي كوتاه مدت امتحانات و مسابقات ورزشي است كه سبب تحريك روان فرد مي شود. اين رنگ عامل موثري در تشديد رويش گياهان است و در دامداري و كشاورزي فوق العاده موثر است زيرا عمل بلع را افزايش داده و شير گاوها را زياد مي كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 7:19 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
مليحه ميقاني- كارشناسي ناپيوسته كامپيوتر

امروز با اجازه شما دانشجويان محترم مي خوام برعكس هميشه بنويسم، هميشه ما خودمون رو جز قشر تضعيف شده مي دونيم و ناله و فغان كه چرا فلان درس اينجوري، دانشگاه اونجوري، كتابخونه كتابش كمه حذف و اضافه سخت بوده- چرا سلف غذاش بد بوده و ...
و ناله هامون گوش عالم رو كر مي كنه به هر حال مي خوام از اين قشر هميشه نالان دانشجو جدا شوم و سراغ گروهي ديگر بروم. استاد هاي گرانقدر.
در هفته گذشته با خيلي از دانشجويان صحبت كردم و هدفشون رو از تحصيل پرسيدم، خلاصه نظر خواهي ها چنين بود:
• اگر درس نخونم، چه كار كنم؟
• براي اينكه كار بهتري پيدا كنم، درس مي خوانم.
• با تحصيل، زندگي بهتري خواهم داشت.
• موقعيت هاي بهتري از لحاظ زندگي اجتماعي پيدا مي كنم.
• با مدرك، كار بهتر و حقوق بيشتري مي گيرم.
• فعلا خوبه، از سربازي هم خبري نيست.

دومين سوالم رو اينطور مطرح كردم:
چرا دوست داريد اكثر آدمهايي كه با اونها نشست و برخواست داريد، تحصيل كرده باشند؟
• آدمهاي تحصيل كرده، آدم هايي هستند كه بسياري از مسائل برايشان حل شده است.
• آنطور كه بايد و شايد با مسائل برخورد مي كنند.
• بخاطر موقعيت اجتماعي خيلي كارها را انجام نمي دهند.
• بيش تر فكر ميكنند.
• در زندگي خود بهتر عمل ميكنند.
مطالب بالا همه نظرات شما بود. حالا يك سوال ديگر از خودمان كه اسم دانشجو را يدك ميكشيم و تحصيل كرده به حساب مي اييم. چرا فكر نميكنيم؟ چرا در مسايل اجتماعي خود خوب عمل نميكنيم ؟ چرا موقعيت اجتماعي خود را در نظر نميگيريم؟
همه ي ما ميدانيم كه بعضي از ما رعايت احترام كلاس و استاد را نميكنيم. كلاس را مسخره ميكنيم و براي زحمت استادمان ارزش و احترام قايل نيستيم. واقعا چرا؟؟؟
من قبول دارم كه لازمه جواني شادابي است و شوخي و خنده. ولي نه آنقدر كه استاد را ناراحت كند. البته اگر ما كاري را از روي غرض ورزي انجام ندهيم، ديگران هم اين موضوع را درك مي كنند.
شايد بعضي ها در جواب بگويند كه فلان استاد، در فلان درس تسلط كافي ندارد كه اين افراد معمولا كساني هستند كه وقتي 4 كلمه ياد مي گيرند، ديگر روي زمين بند نيستند. و ره صد ساله را يك شبه طي كرده و از مقام استادي فراتر رفته اند. به هر حال من حرف آنها را قبول دارم كه هر دانايي معلم نيست، شايد قدرت بيان كسي كم باشد و هزارها شايد ديگر و اين حق ماست كه اين موضوع را حل كنيم ولي نه با سوال هاي بي مورد سر كلاس، نه با شوخي هاي رنگارنگ و صحبت كردن بي مورد و نه با هيچ كار ديگري كه احترام استاد و كلاس را از بين ببرد، بايد هر مشكلي را از راهش حل كرد و رعايت ادب را در هر حالي نمود، و لي در اينجا بايد عرض كنم اقليت خاصي وجود دارند كه در همه كلاس ها مشكل دارند، نه يك كلاس و يك استاد.
ما با كارهايي كه معمولا از روي بي فكري انجام مي شود، خودمان، خانوادمان و تمام آن چيزهايي را كه به خاطرشان زحمت مي كشيم، زير سوال مي بريم. يك بار فردي در جواب سوالهاي من گفت (انسانها براي اين بدنبال تحصيل هستند كه وسعت فكر پيدا كنند و اين وسعت فكر در همه مراحل زندگي و موقعيت ها موثر است)
وسعت فكر يعني چه؟ چه فرقي مي كند كه همسر يا دوست كسي، درس فيزيك را در دانشگاه با فلان نمره گذرانده يا زمان صحبت كردن در مورد زندگي بدانيم كه او فلان زبان برنامه نويسي را خوب خوب مي داند. ما معمولا دنبال همين وسعت فكر هستيم.
در پايان با نقل قولي از حافظ صحبتم را تمام مي كنم:
در ميكده از ما نخريدند به جامي
آن علم كه در مدرسه آموخته بوديم

منتظر شماره دوشنبه آينده باشيد، چون اين رشته سر دراز دارد...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 7:15 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
از کتاب مقالات دکتر حسین الهی قمشه ای

قلب من پذيراي همه صورت هاست
قلب من چرا گاهي است براي غزالان وحشي
و صومعه اي است براي راهبان ترسا
و معبدي است براي حاجيان
قلب من الواح مقدس تورات است
و كتاب آسماني قرآن
دين من عشق است
و نافه ي عشق مرا به هر سوي كه
خدا خواهد سوق مي دهد
و اين است ايمان و مذهب من
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
لیلا بهمن بیجاری - صنایع ۸۴

به هر جا نگاه مي كنم، مردمي ميبينم كه در روزمرگي هاي خود غرق شده اند.
دلها خالي از احساس، چشم ها پر از دروغ و بي اعتمادي، هيچ كس ديگري را محرم خود نمي داند و هيچ كس حاضر نيست دستي به سوي رهگذر خسته اي دراز كند.
تمام معاني قشنگ زندگي فراموش شده اند و زندگي تبديل شده به واژه اي كه بودن آن اجبار است. جنگ، خونريزي، كشورگشايي، قدرت طلبي. اين همه براي چه؟ چه مي خواهيم بدست آوريم ما انسان ها؟ واقعا به خاطر داشتن همين چيزها، پايمان به اين دنيا باز شد؟ يعني خدا ما را با اين همه لطافت،براي اين آفريد؟ اين همه احساس و معرفت كه در قلبمان ريشه دارد، جوانه زده اند كه خشك شوند؟
اگر اينطور است، پس گل سرخ براي چه آمد؟ خدا گل سرخ را افريد كه فقط باد از رقصيدنش لذت ببرد؟
خدا مي خواست ما به راز گل سرخ پي ببريم، مي خواست ما به آبي بي انتهاي آسمان چشم بدوزيم، ما زير باران رحمتش خيس شويم، ما خش خش برگ هاي پاييز را بشنويم، ما با نغمه روشن زندگي ترانه بسراييم، مي خواست ما زيباييهاي جهان را حس كنيم.
پس چرا كوله بارمان خالي است؟ چرا در توشه مان از لبخند زندگي خبري نيست؟ بيدار شويم، بيدار شويم از اين روياي رنگارنگ بي رنگ.
بگذاريم چشم هايمان لطافت زندگي را تجربه كنند. دستهايمان را پر كنيم از محبت خدا. و اين بار فانوسي روشنگر با خود ببريم. نگذاريم در سياهي شب گم شويم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 7:9 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
روزبه جلالی_نرم افزار82
سه حفره موجود در ويندوز از بالاترين خطر امنيتي برخوردارند. شركت مايكروسافت با هشدار به كاربران ويندوز از وجود سه حفر ه حياتي در ويندوز خبر داده و از كاربران خواسته است وصله‌‏هاي منتشر شده را هر چه سريع‌‏تر نصب كنند.
اين ضعف امنيتي در نحوه برخورد ويندوز با بعضي فايل‌‏هاي گرافيكي وجود دارد. محققان امنيتي مايكروسافت مي‌‏گويند: در صورتي كه كاربران اين حفره‌‏ها را وصله نكنند هكرها و ويروس نويسان مي‌‏توانند كنترل رايانه هدف را از راه دور در اختيار بگيرند.
مايكروسافت وصله‌‏هاي فوق را در ادامه بولتن‌‏هاي امنيتي ماهيانه خود منتشر كرده است ، در اين بولتن‌‏هاي مايكروسافت مهم‌‏ترين حفره هاي امنيتي را با عنوان حياتي يا Critical مشخص مي‌‏كند.
گفتني است ؛ باتوجه به اين كه بلافاصله بعد از عرضه وصله‌‏ها از سوي مايكروسافت مواردي از كد نفوذ در حفره‌‏ها مشاهده شد ، كارشناسان امنيتي هشدار داده‌‏اند كه روز به روز به تخصص و پيچيدگي فعاليت هكرها افزوده مي‌‏شود و هرگونه تعلل از سوي كاربران به زيان آنها خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
ایمان محرابی نژاد - مخابرات ۸۲
- الان انجمن در چه وضعیتیه؟
امروز می توانم بگویم که ما به یک پیک کاری خوبی برای انجمن رسیده ایم. جلسات گروه های کارشناسی تشکیل شده، فازهای اجرایی مان هم شروع به کار کرده اند. الان 21 واحد داریم که تبلیغاتشان انجام شده، عضوگیری هم کرده ایم. کلاس های نرم افزار ما شامل یک دروره پنج جلسه ای MATLAB ، یک دوره پنج جلسه ای نرم افزارهای برق ( که شامل نرم افزارهای Hspice، orcad و protel است و به پیشنهاد مسئول آزمایشگاه ها اینگونه در نظر گرفتیم)، دروه کامل آموزشی PLC با همکاری شرکت اتوماسیون شرق، کلاس آموزشی java ، و دوره گرافیکی با جلسه ای photoshop ، freehand ؛ که تا آخر هفته ثبت نام داریم، با رسیدن به حد نصاب از سه شنبه آغاز خواهند شد. واحد تحقیقاتی پردازش تصویر را راه اندازی کرده ایم. رابطی برای همکاری با انجمن علمی دانشگاه فردوسی معرفی کردیم. برای برقراری ارتباط با انجمن مهندسان برق ایران از طریق دکتر افسری اقدام کرده ایم. مجله نگاه که به دلیل مشکلات مالی زیاد چاپش به تعویق افتاده بود را، با تعریف هیات تحریریه جدید و تغییر طرح آماده کردیم. نگاه فصل نامه ایست که در شماره قبل بیشتر از برق و کامپیوتر می گفت، اکنون قدری صنایع هم به آن اضافه کردیم و مسئول آن آقای مظاهری است.
ویژه تخصصی انجمن که به صورت گاه نامه است با مسئولیت آقای صابونیها احتمالا تا اواخر آبان اولین شماره اش را خواهید دید و صرفا مطالب علمی دارد (و به احتمال زیاد برق – مخابراتش بیشتر از همه است!). واحد برد تخصصی انجمن را راه اندازی کرده ایم که اخبار مربوط به واحد های دیگر، مطالب علمی مختب هفته و پرسش و پاسخ های دانشجویان در رابطه با انجمن علمی را در بر دارد.
واحد گفتگوی رزانه را جدیدا ایجاد نموده ایم که هفش انجام مباحثاتی مشخص در ساعاتی معین در دفتر انجمن است (که اخبار دقیقش را روی برد طبقه اول اعلام خواهیم کرد).
بانک نرم افزار انجمن را ان شاءا... از هفته آینده پس از تعویض رایترمان آماده ی کار می کنیم. واحد فیزیک را در این ترم راه اندازی کرده ایم که قصد داریم نظیر انجمن علمی دانشگاه شریف یا تهران که لیست اساتید به دانشگاه ارائه می دهند عمل کنیم. از یک جامعه آماری کلی ، اعم از دانشجویان، اساتید، مدیر گروه ها و... اطلاعاتی کسب کنیم و اساتید مناسب برای دروس را هم به دانشگاه اعلام کنیم و هم در معرض دید عموم قرار دهیم تا تاثیرش را خود دانشجویان ببینند. واحد برگزاری سمینار هم که تا کنون یک سمینار برگزار کرده را داریم. سومین دروه نمایشگاه دستاوردهای دانشجویان سجاد و ویژه برنامه های هفته پژوهش تمامی فعالیت های انجمن در این نیمسال خواهند بود.
- در مورد گروه های تحقیقاتی هم یه توضیحی بدین.
علاوه بر گروه های پژوهشی، در هر زمینه ای که دانشجویان بخواهند می توانند به انجمن بیایند و تشکیل گروه بدهند. نظیر گروه تحقیقاتی پردازش تصویر، ترجمه، و ... .
-دانشگاه چقدر با شما همکاری می کند؟
خیلی با ما همکاری می کنند. هماهنگی سایت که خانم اسلامی مسئول آن هستند با وجود پر بودن وقت واقعا با ما همکاری کردند؛ همچنین آقای زارعی در مورد اتاق سمینار.
- از فسلسفه انجمن علمی بگین در پاسخ به این سوال که ما هنوز علمی نداریم که بخواهیم کار علمی بکنیم؟
از نظر من علم نسبی است و ما هیچ وقت به کمال علم که خداست نمی رسیم. انجمن علمی نام دانشجویان را همراه خود به یدک می کشد و واژه دانشجو قشنگ ترین لفظی است که وظیفه یک دانشچو را عنوان می کند. ما هرگز خود را از سایر بچه ها متمایز و برتر نمی دانیم و در اینجا تلاش می کنیم در کنار هم در جهت ارتقاء خویش گام برداریم.
معتقدم اگر با عشق وارد انجمن شویم و با این دید که می خواهیم کار گروهی انجام دهیم؛ سطح علمی خود را بالا ببریم، و به دوستان خدمت کنیم مطلقا زده و دلسرد نمی شویم و ضرری نخواهیم کرد.
انجمن علمی محیطی است که از نظر من هیچ گونه آفتی ندارد و همه ما می خواهیم بعد شخصیتی خود را ارتقاء دهیم، هر کس به اندازه خود.
- در مورد گرایش کنتر و تولید و ساخت چه فکری کردین؟
من خودم علاوه بر الکترنیک مسئولیت اجرایی کنترل را نیز قبول کرده ام و آقای کیوانفر نیز مسئولیت هر دو گرایش صنایع را پذیرفته اند.
- آخرین حرفتون با سایر دانشجویان رو هم بگین.
خواهشی که از بچه هایی که در این دانشگاه اند دارم اینست که آن روح تعهد خود را نسبت به انجمن علمی داشته باشند. ما همه دانشجوییم و کارهامان برای ارتقاء سطح علمی کلی دانشجویان اینجاست. با گروه های دیگر هم همکاری خواهیم کرد اما مسلما بصورت مستقل به فعالیت خواهیم پرداخت و زیر نظارت آنها نمی رویم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 8:38 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
وحید توانا
در خبرها بود که آقای علی اردشیر لاریجانی – دبیر شورای عالی امنیت ملی – در همایش آسیای مرکزی و قفقاز نطقی ایراد فرموده اند و در انتهای آن ضمن انتقاد از بعضی کشورهای قدرتمند که ملتهای جهان را به دو دسته ی ملتهای خوب و ملتهای بد طبقه بندی می کنند، قطعه شعری از حضرت مشرف الدین، سعدی شیراز برای مهمانان خارجی قرائت فرموده اند ( همان بنی آدم اعضای یک پیکرند را !).
این خبر را که خواندم، دو فقره تعجب از خودم در وکردم؛ اول اینکه این شعر سعدی مال زمان زلزله و سیل و حریق و امثالهم است و برای تحریک مردم به مهروزی به کار می رود، نه در گیر و دار دعوا و برای خالی کردن دل حریف! عجیب است که آقای لاریجانی - که بحمدالله خودشان سالهای سال در رسانه ی ملی اهل ادب و فرهنگ بوده اند - چنین استعمالی از آن به عمل آورده اند. دوم اینکه طبقه بندی ملتها که چیز غریبی نیست. تا بوده همین بوده. هرکس که زورش زیادتر بوده، آنهایی که زورشان کمتر بوده را طبقه بندی می کرده. در این باب هم از آقای لاریجانی که تاریخ دان و مردم شناسند انتظار می رفت که سابقه ی تاریخی این قضیه را بدانند. مثلاً در زمان حمورابی در منطقه ی بین النهرین رسم بوده که مردم را به دو دسته ی شهروندان درجه اول و شهروندان درجه دوم طبقه بندی می کرده اند. یا مثلاً در زمان نبونید مردم بابل را سه دسته کرده بودند : خودی ها ، غیرخودی ها و نخودی ها. ( که ما آن زمان جزو نخودی ها بوده ایم! ) فقط اینها زورشان کم بود، ملتهای خودشان را طبقه بندی کردند. حالا یک نفر پیدا شده زورش زیاد است می خواهد دنیا را طبقه کند. این شکایت و شکایت کشی ها برای چیست ؟!
بگذریم! دیشب خواب غریبی دیدم. سعدی – علیه الرحمه – نشسته بود گوشه ی یک اتاق تاریک و تنگ و دست و پایش در زنجیر بود. عرض کردم : شیخ! شما را چه می شود؟! فرمود : این علی آقای شما کار دست ما داده. شعر ما را استعمال سیاسی کرده، ما را گرفته اند! عرض کردم : آخر به چه جرمی؟! فرمود : نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و عناد با قانون طبیعت. عرض کردم : خدمتی از بنده ساخته است؟ فرمود : آری! آن شعر بنی آدم را اصلاح کرده ام. این را بگیر و به اطلاع عموم برسان. بگو سعدی غلط کرد! بگو آدم با آدم فرق می کند. بگو بعضی ها بهترند! شاید فرجی شد و از ما گذشتند...

بنی آدم اعضای یک پیکرند
گروهی تن اند و گروهی سر اند

گروهی از اجزای بالا تنه
گروهی از اعضای پایین ترند

گروهی سبک وزن و بی ارزش اند
گروهی گرانمایه چون گوهرند

گروهی همانند چشم اند و گوش
دل و جان و اندیشه را رهبرند

گروهی آپاندیس بی مصرف اند
بلا آورند و مصیبت خرند

گروهی همانند دست تو اند
هنر آفرین اند و صنعتگرند

گروهی مثال زبان من اند
سرم را به سوی فنا می برند

خلاصه به اینجا رسانم سخن
که بعضی ز بعض دگر برتر اند

تو که شصت پای بنی آدمی
اگر هم بمیری نباشد غمی!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
دوستایی که مطلب نجومی دیروز را خوانده اند کم و بیش متوجه شده اند که قصد داریم دور هم جمع شیم و یک گروه نجومی با برنامه هایی مانند کارگاههای آموزشی و رصد تشکیل بدهیم. اگر علاقه مندید که با ما همراه بشید یکشنبه به طور تمام وقت و روزهای بعد در ساعات بین کلاسها به دفتر انجمن علمی مراجعه کنید و با ما درمیون بگذارید.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
رشید زارعی-حسام شکیبافر
ديروز شاهد برگزاري « جشن آشپزان دانشجو » از طرف انجمن اسلامي و گروه باران بوديم. تصميم گرفتيم ، گپ دوستانه اي با مسئول اين جشنواره ،خانم فاضلي ،داشته باشيم. ايشان هدف از برگزاري جشن را تعامل بين تشكل هاي دانشجويي و ايجاد فضاي شاد براي دانشجويان ذكر كردند و ادامه دادند كه هزينه حاصل از اين كار صرف امور خيريه مي گردد.
اغذيه رنگارنگ و خوشمزه كه 80 % آن توسط آقايان طبخ شده بود در سه وعده غذايي ارائه شد :
صبحانه : فروماژ شكلات و موز – پودينگ آناناس – املت – كيك و .....
ناهار : پيراشكي گوشت – دامه – تست پيچ – ميرزا قاسمي – خوراك مرغ – پلو ترش – بادنجان – كباب – سالاد اسپانيايي – سالاد ايتاليايي
عصرانه : جگر – آش رشته – آش دوغ – سوپ شير – آش ماست و .....
نوشيدني : شير موز – آب هويج – قهوه – نسكافه – شير كاكائو – دوغ
لازم به ذكر است كه هزينه هاي اوليه توسط انجمن اسلامي تامين شده است. دانشگاه در اين زمينه از نظر مالي به انجمن كمك نكرده ولي با در اختيار قرار دادن امكاناتي از قبيل : يخچال ، گاز ، مجوز ، مكان و .... در برپايي نمايشگاه شريك بوده است.
در ضمن قيمت غذا ها بر اساس خرج اوليه و اعمال در صد اندكي سود، جهت فعاليت خيريه گروه باران ، تعيين شده بود. لازم به ذكر است كه اين اولين مشاركت عمومي انجمن اسلامي با گروه باران در اين دوره بوده است. مسئول جشن