تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه
ایمان محرابی نژاد-مخابرات 82

همین دو سه روز پیش بود که خبر رسید یازده نفر از بچه های روزازنو برای شرکت در کارگاه آموزشی جشنواره موضوعی مطبوعات رسماً از طرف دبیر خانه جشنواره دعوت شده اند.
در حالیکه این موضوع را برای یکی از دوستان تعریف می کردم و در مقا م مقایسه عنوان کردم که از فردوسی به آن بزرگی تنها دو نفر دعوت شده اند،و انتظار نگاهی آمیخته با تعجب و تحسین را می کشیدم؛با نیشخندی کنایه آمیز مواجه شدم که عبارت " به این میگن حاشیه ی مهمتر از متن" را نیز به یدک می کشید.
فعالیتهای غیر درسی دانشجویی ،همواره مورد انتقاد بسیاری از ناخواسته-مرتبطین با این موضوع بوده است؛کسانی که دانش را فقط در لابلای کتب درسی جستجو می کنند،آنهایی که ترس از دست دادن ظاهر ساخته شده اشان را دارند،دانشجویانی که هنوز تصوری از کار آینده خود ندارند،و... .
انجام هر عملی در دنیای نسبی ای که ما در آن زندگی می کنیم،به معنای از دست دادن فرصت و انرژی برای انجام پاره ای دیگر از فعالیتها ست.آنچه بر آینده ی ما تاثیر گذار است اولاً در نوع عملی ست که از بین هزاران گزینه ی پیش رویمان انتخاب می کنیم،و مهمتر از آن در میزان پشتکار وتلاش ما برای انجام هرچه بهتر آن انتخاب است.
آنچه غالباً در این بین فراموش می شود،رعایت اعتدال به منظور رسیدن به رشدی همه جانبه است.گاه خویش را چنان در حصار تنگ کتابهای قدیمی خود گرفتار می کنیم (معمولاً شب امتحان!) که انسان بودن را فدای دانشجو بودن می کنیم؛ و گاه چنان به فعالیتهای اجتماعی می پردازیم که گویی مهمترین وظیفه ی ما درس نخواندن است!
قصدم قضاوت نیست؛که در اینصورت مسلماً به نفع خودم رای میدادم (و الان متنی پیش رویتان نبود)؛ هدفم در گیر کردن شما با افکاریست که گاه و بیگاه در ذهن همه مان اوج می گیرد و تنها دیدی روشن به آینده (که از اطمینانی قلبی سر چشمه می گیرد)می تواند آنها را آرام کند.می خواهم شما را نیز در آرمانی آسمانی شریک کنم؛؛رسالت قلم،رسالتی که ضامن ارزشش سوگند خداست، و نتیجه اش مدینه ی فا ضله ای به نام بهشت ؛اگر حرمت قلم را نگه داریم،اگر حرف را نشخوار آدمیزاد ندانیم،و اگر اندیشه را پشتوانه ی عملمان کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
محمد رضا بصيرتي-كارشناسي ناپيوسته الكترونيك

خدايا مرا از اين فاجعه ي پليد مصلحت پرستي كه چون همه كس گير شده ، وقاهتش از ياد رفته و بيماريي شده است كه فرط كوميتش هر كه از آن سالم مانده باشد ، بيمار مي نمايد ؛ مصون بدار تا به رعايت مصلحت حقيقت را ذبح شرعي نكنيم .
سخنم را با ين كلام از استاد گران قدر دكتر علي شريعتي آغاز مي كنم تا اينگونه زندگي كردن را در پيش نگيريم .
وقتي در مقطع كارداني درس مي خوانديم به خود وعده مي داديم كه در دوره كارشناسي به ما چيزي ياد مي دهند . و بالاخره براي خود مهندسي مي شويم ولي حال كه به اواخر دوره كارشناسي نزديك مي شويم مي بينيم همان آش است و همان كاسه و براي اينكه تا دانسته هاي خود را تكميل كنيم بايد به مقطع بالاتر برويم ولي از يك طرف مي بينيم اساتيد ما كه برخي از آنها هنور مهر مدرك ارشدشان خشك نشده و يا دانشجو دكترا هستند به ما اين نويد را مي دهند كه آن بالا ها هم بجز مدرك خبري نيست .چرا ؟
چرا مهندسين امروز ما كم سواد تر از مهندسين سالهاي پيشين ما هستند!؟ چرا امروز و در دانشگاه استادي حاضر است صندلي را بر سر دانشجو بكوبد و يا او را نابود كند ولي جواب سئوالش را ندهد ؟
چرا امروز و در دانشگاه برخي از اساتيد درسشان را از روي برگه اي كه در دست دارند به روي تخته مي نويسند و اگر بر حسب اتفاق آن برگه را نياورند چيزي براي گفتن ندارند؟ چرا در دانشگاه هاي نام دار كشور كمتر استادي پيدا مي شود كه علمش را خالصانه در اختيار دانشجو قرار دهد؟ چرا برخي از دروس كه به روز شده هنوز سر فصل هاي قديمي براي آن ارائه مي شود ؟
چرا در دانشگاه ها روش هاي قديمي تدريس ( تدريس پاي تخته ) هنوز منسوخ نشده ؟
چرا ؟ چرا ؟ و هزاران چراي ديگر كه جواب ساده ي دارد! و می دانم که جوابش را می دانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
روزبه جلالی_نرم افزار82

بر اساس گزارش آنسا، محققان يك شركت آمريكايي در حال طراحي و ساخت روشي براي استفاده از سيگنال‌هاي بي‌سيم فراپهن باند جهت انتقال داده‌ها از طريق لوله‌هاي گاز طبيعي هستند. فناوري جديد اين شركت امكان دسترسي به اينترنت با سرعت ‪ ۱۰۰مگابيت بر ثانيه را براي كاربران فراهم مي‌كند. اين شركت از انتقال‌دهنده ها و گيرنده‌هاي راديويي فراپهن باند براي ارسال سيگنال‌هاي بي‌سيم از طريق لوله‌ها در هنگام عبور جريان گاز استفاده مي‌كند. فراپهن باند يك فناوري ارتباطي در حال توسعه است كه داده‌هاي شبكه‌اي را با سرعت بالايي ارسال مي‌كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
وحید توانا

شبیه سازی
هزار ماشاءالله مملکت دارد روز به روز خوشمزه تر می شود.هفته ی گذشته پژوهشکده ی رویان – وابسته به جهاد دانشگاهی – خبر داد که تا دو ماه دیگر اولین گوسفند شبیه سازی شده در ایران متولد می شود. همان هفته ی گذشته در بروجرد اعلام شد که یک گوسفند – وابسته به یک گلّه - برّه ی انسان نما زاییده است. واقعاً که عجب اسب تو اسبی شده! ( ببخشید! به من گفته اند مودّب باشم!) ظاهراً من بعد قرار است آدمها گوسفند دربیاورند ، گوسفندها آدم!

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
آدمی گوسفند زائیده است و گوسفند آدمی

چه خبر از پول نفت ؟!
هیچی آقا! سلامتی! شما خوبین ؟! فعلاً که مجلس لج کرده به وزرا رای نمی دهد. سومی را هم رد کردند. خلاصه اینکه بیخودی سفره هایتان را صابون نزنید. از قرار معلوم حالا حالاها از این خبرها نیست!

من از نهایت ناکامی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه ی من آمدی
برای من ای مهروز وزیر بیار
و یک مجلس با مرام که به وزیر من اعتماد کند

پول وَدین!
و امّا!! از هرچه بگذریم سخن پول خوشتر است! این مطلبی که می خواهم بگویم البته گفتنش سخت است ولی خوب باید گفت. حیف که ناسیونالیسم جیزّ است اگر نه می گفتم این کارهایی که بعضی ها می کنند اصلاً در شأن مردم با فرهنگ ایران نیست ] پس در کجایشان است ؟! [.
بی پرده بگویم! آقا جان روزنامه را که بر می دارید پولش را هم بدهید! والله بالله درآوردن این صاحب مرده خرج دارد! ( در ضمن آن برگه های نظر سنجی هم مال شماست. یک زحمتی بکشید چهار تا ضربدر بزنید، خونتان پای من! )

با توام آقای دانشجو! خجالت دَروَکن!
پول این روزنامه ی بیچاره رو « یک در »* نکن!
ای که پای گیشه می خونی و از بر می کنی
سی تومن بنداز ببر؛ از بر نکن!
چی ؟! بهت برخورد ؟! ببخشید! بی خیال!
خوب بیا مفتی بخونش! قهر نکن!

* البته قبلاً « دو در » بوده ولی مثل اینکه یکی از درهایش را بلند کرده اند!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
طا هره جهانی _ کارشناسی ارشد صنایع غذایی

..... در زندگي تجربيات زيادي وجود دارد . آيا تا به حال به عمق اين مطلب فكر كرده اي كه زندگي اتفاقي است كه تنها يك بار مي افتد ؟ در اين اتفاق هميشه ترديد ، انتخاب ، شادي و پشيماني به وقوع خواهد پيوست . وقتي چيزي تا به حال اتفاق نيفتاده بنابراين دليلي هم ندارد كه انسان بتواند تشخيص دهد آيا واقعا كاري كه مي خواهد انجام دهد درست است يا نه ؟ اين بدين مفهوم نيست كه ما اصلا نادانيم ! بلكه صرفا آگاه نيستيم ؛ پس ترديد ضمن اتخاذ يك تصميم امري طبيعي است . مثلا زماني كه بين خريد يك ماشين يا رفتن به يك مسافرت خارج از كشور ترديد داريم ، ممكن است هيچ ندانيم كه كداميك از اين دو به ما لذت مي دهند؟! بنابراين هيچ راهي به جز تجربه وجود نخواهد داشت .... اين يك تعبير آزادانديش در مورد "خود" است .
اينگونه اگر فكر كنيم شايد بيشتر به عصاره لحظات اجر بنهيم ! براي هر چيز شناختي وجود خواهد داشت و بايد قبل از انتظار شاد بودن خود را بشناسيم و به لذت شادي از خود دست يابيم . براي شاد بودن و يا احساس خوشبختي كردن ،جان گري معتقد است كه «ويتامينهاي ده گانه عشق » لازم اند :
1 – ويتامين g1 : برخورداري از عشق و حمايت خداوند
2 – ويتامين p1 : برخورداري از عشق و حمايت والدين
3 – ويتامين f : برخورداري از عشق و حمايت خانواده ، دوستان و يافتن سرگرمي
4 – ويتامين p2 : برخورداري از عشق و حمايت هم فكران و افراد ديگري كه اهدافي مشابه با شما دارند
5 – ويتامين s : برخورداري از عشق و حمايت خويش
6 - ويتامين r : برخورداري از عشق و حمايت در روابط صميمانه ،‌شراكت و روابط عاشقانه
7 - ويتامين d : برخورداري از عشق و حمايت نسبت به شخصي كه به ما وابسته است
8 – ويتامن c: بخشش متقابل به دنياي خويش
9 – ويتامين w : بخشش متقابل به دنيا
10 – ويتامين g 2 : عبادت در برابر خداوند

او اعتقاد دارد كه ضروريست همواره مراقب باشيم هيچكدام از اين مخازن خالي نشود و نیز مراقب باشيم كه تازماني كه نيازمند هر ويتامين نشديم لزوما ويتامين خاصي به ما شادي نخواهد داد . مثلا اگر صرفا به ويتامن r برسيم تا مدتي كه اشباع شويم زندگي ما بهشت خواهد بود اما وقتي نياز رفع شد در مورد ساير ويتامينها احساس تهي بودن مي كنيم ! و یا وقتي كسي از محبوب يا همسر خود قهر كرده ممكن است رفتن به سينما با دوستانش باعث شود شب كه به خانه بازمی گردد حس كند كه در كنار همسرش احساس خوبي دارد گرچه قبل ازبيرون رفتن با او مشاجره نموده. اين بيانگر آن است كه مخزن او از ويتامين f خالي شده بوده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
م.ت. کریم زاده

پس از درگذشت امام خمینی در سال 1368 هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران سوگند یاد کرد. هاشمی در حالی دولت را اختیار گرفت که ایران از جهات مختلف شرایط ویژه ای داشت. ( فوت امام ، پایان جنگ و نابسامانی های اقتصادی حاصل از آن، نرخ تورم بالا ، بیکاری و غیره از ویژگی های مهم آن مقطع از زمان بود). هاشمی دولت خود را "دولت سازندگی" نام نهاد و اولویت نخست دولت خود را بازسازی اقتصادی این کشور جنگ زده اعلام کرد.
در این بین تحریم های اقتصادی – سیاسی امریکا بر علیه ایران که بسیاری از متحدان اروپایی واشنگتن را نیز در بر می گرفت یکی از مهمترین موانع بر سر جذب سرمایه گذاری و بازسازی ایران به حساب می آمد.
نگاه لیبرال هاشمی باعث شد تا دولت او در عرصه ی سیاست بین الملل سیاست "دوری از تنش" را سرلوحه ی کار خود قرار دهد ؛ سیاستی که می توان گفت تا حد زیادی موفق بوده است. موقعیت سیاسی ایران اگرچه در این دوره بهبود چندانی نیافت اما دولت هاشمی توانست در عرصه های بین المللی و بویژه در میان کشورهای منطقه ی خاور میانه نفوذ قابل توجهی ایجاد کند و جایگاه سیاسی ایران ر ا در منطقه بهبود بخشد. بهبود روابط سرد گذشته با مصر و عربستان، ایجاد فضای اعتماد نسبی با کشورهای اسلامی و ایجاد ارتباط "بهتر از گذشته" با اروپپا از دست آوردهای دولت هاشمی است.
اما سطح روابط خارجی ایران در این مقطع هنوز پایین بود. مهمترین حوادث بین المللی در طول حیات دولت هاشمی عبارتند از :
1 – بی طرفی ایران در جریان عملیات طوفان صحرا ( حمله ی امریکا به کویت 91 – 1990)
2 – تصویب قانون جلوگیری از تولید تسلیحات کشتار جمعی توسط ایران و عراق ( 1992 )
3 – اعتراضات شدید دولت امریکا به عقد قرارداد دو میلیارد دلاری شرکت نفتی کونوکو ی آمریکا با ایران و لغو این قرارداد. (1995)
4- امضای حکم ممنوعیت سرمایه گذاری در بخش انرژی ایران توسط شرکتهای امریکایی بدست کلینتون.
5- اعلام ممنوعیت تجارت و سرمایه گذاری در ایران توسط ایالات متحده (1995)
6- تائید قانون تحریم های ایران و لیبی (LISA) که به موجب آن شرکتهای خارجی که در ایران بیش از 20 میلیون دلار سرمایه گذاری کند مجازات می شوند. (1996)
7- تعریف مقررات بازدارنده ی ویژه توسط اتحادیه ی اروپا به منظور جلوگیری از الزام شرکت های اروپایی به رعایت قانون LISA (1996)
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
امین نیک خواه

اين هفته از همه نوع موضوعي صحبت كرديم از نيت در كارهامون گرفته تا اردو، گزارش و... شايد مطالب اين چهارشنبه بر خلاف هفته هاي گذشته با هم هماهنگي و هارموني نداشته باشد، ولي حرف اصليمون اين بود كه هر كسي توي ذهن خودش يك سري ايده آل هايي را تصور مي كند كه هر كسي با ايده ال هاي دروني خودش مي تونه بهترين شرايط رو براي خودش به وجود بياره. موقعي ما از شرايط اطرافمون گله مي كنيم كه اين ايده ال ها رو يا يادمون رفته و يا يادمون هست ولي براي رسيدن به اون ها تلاش نمي كنيم، يادمون رفته تنها كسي كه مي تونه بهترين شرايط رو به وجود بياره خودتي، پس من درونت را فراموش نكن. از بيان ايده ال هات هم هيچ وقت نترس، چون اين تو و نيت توست كه محيط اطرافت رو مي سازه.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
گزارشي ويژه از اولين اردوي دانشجويي
بشر 84
امين اسماعيل زاده

چند ساعت آزادی
كلمه ي اردوي مختلط خيلي جذابه، فقط بايد يه كمي مثل ماها جنبه داشته باشي تا اردو بهت خوش بگذره، چون وقتي سوار اتوبوس شديم هيچكس نپرسيد كه چرا دختر ها جاي ديگه اي سوار مي شن. (چون اصلا مهم نبود) وقتي راه افتاديم پسر ها مثل پسراي خوب و دخترا مثل دختراي خوب روي صندلي خودشون نشسته بودند (چون با بروشور هاي انجمن موشك درست نكردند و داشتن بروشور ها رو مي خوندن). توي راه هم اتوبوس دخترا هميشه جلو مي رفت و ما هم پشت سر اون ها حركت مي كرديم (چون هيچ كس به راننده نمي گفت كه از اتوبوس جلويي سبقت بگيره). وقتي به محل اردو رسيديم اول دخترا پياده شدن و چند كيلومتري جلو رفتن و بعدش پسرها پياده شدن (چون پسرها و دخترها دوست نداشتن با هم حركت كنن). وقتي به محل استقرار رسيديم، دخترا يك طرف و پسرها طرف ديگه براي خودشون جمع شده بودن (چون با هم رودربايسي داشتند). موقع مسابقه طناب كشي دخترا يك طناب رو مي كشيدن و پسرها يك طناب ديگر (اين دو تا طناب اصلا به هم وصل نبود). بعد از نهار دخترها و پسرها باز هم با هم فاصله بيشتري گرفتند و از هم بيشتر متنفر شدن (باورت ميشه آنقدر ما با جنبه بوديم). موقع برگشت هم توي اتوبوس پسرها آرام نشسته بودند و به اتوبوس دخترهاي دانشجوي دانشگاه «واقعا آزاد» كه گاهگاهي از كنارشون رد مي شد، نگاه مي كردند. دخترها هم بيكار نبودند و به اتوبوس پسراي دانشجوي دانشگاه «واقعا آزاد» نگاه مي كردن. با اين همه با جنبه بودن به همه خوش گذشت باورت نمي شه پس نظر بچه ها رو بخون:
از بيشتر بچه هايي كه اومده بودند نظرشون رو درباره ي اين اردو به عنوان اولين اردوي دانشجويي و فرق اون با اردو هاي قبلي پرسيديم:
سيمين و دوستش گفت: خوبه، باز هم باشه، فرقش اينه كه سطح تحصيلاتم بالاتر اومده از ديپلم به كارداني؟؟؟ اگر باشه دوباره مي يام.
يك دختر خوب: عالي بود خيلي خوش گذشت، خيلي راحت تر بوديم و اصلا گير نمي دادن. در كل خوب بود.
مهدي گفت: فكر نمي كردم اين جوري باشه، ولي اردوي خوبي بود، حال داد، آزادي داشتيم، گير بازار نبود.
مهسا و زهرا گفتند: « از هر دوشون معذرت خواهي مي كنيم چون صداشون رو دزدكي ضبط كرديم » خيلي خوب بود، با اخلاق هاي هم بيشتر آشنا مي شيم. دانشجو شدن سبب اين شده كه ما اجتماعي تر بشيم. چون من شخصا اجتماعي نبودم، من وقتي توي خيابون يك ... رو مي ديدم مي مردم ولي الان نه خيلي راحتم.
نسيم، كامليا، فريماه (البته از نسيم به خاطر اينكه توي گزارش قبلي اسمش چاپ نشد معذرت خواهي مي كنم)
فريماه گفت: من فريماه هستم، فريما نه!، فريماه! آخرش "ه" داره . كامليا گفت: خيلي خوب بود، محيط و جوش خوب بود، من فكر ميكردم همه با هم رودربايسي داشته باشن ولي اين جوري نبود.
نسيم گفت: آخرش بود، توي اردو هاي دبيرستان فكر ميكني يكي همش داره روي كارهات نظارت مي كنه، ولي اينجا اصلا اين جوري نبود. ( اسممو نمي گم ) گفت: خيلي راحت بوديم، توي دبيرستان مدير و ناظم مراقب بودن حتي نمي گذاشتن از محوطه دور بشي ولي اينجا اين جوري نبود.
دوست ( اسممو نمي گم ) گفت: خيلي راحت بوديم، خيلي صميمي و عالي بود، در كل با حال بود.
مهسا 2 گفت: به من خوش گذشت، تجملاتش نسبت به اردوهاي دبيرستان كمتر بود. سميرا: كلا دانشجويي خيلي بده دوست ندارم، دوستش هم گفت: كه من هم دانشجو بودن رو دوست ندارم، دانش آموزي خيلي بهتر بود.
ياسر: خيلي خوب بود، فرقش با اردوهاي قبلي در اينه كه دخترها هم بودن، گفتيم نظرت درباره دوران دانشجويي چيه، گفت: دانشجويي خوبه وقتشو يك كم بيشتر كنيد.
خانم (همين جوري راحتم) گفت: خوب بود ديگه.
مريم و يا دوستش: خوب بود توي اردوهاي دبيرستان نميشه آتيش بسوزوني ولي اينجا آزادي بيشتري داري.
خانم x و دوستش گفت: جاش بد بود، خيلي خطرناك بود، جاش اصلا پسرونه بود ما بايد جايي بريم كه حداقل امكانات تفريحي بيشتري داشته باشه. نيما: حال اساسي نداد، چون همه دوستام نيومدن.
علي: تفاوت اساسي اين اردو حضور خواهران بود.
نعيمه ورودي 83 « يك نفوذي »: خيلي با حال بود، واسه ما كه سال پيش اردو نگذاشتن مجبور شديم با ورودي هاي جديد بيایم اردو .
- در آخر اين نتيجه رو ميشه گرفت كه همه راضي بودن چون جدا از شوخي و طنز اردو جو سالم و شادابي داشت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
پرسپولیس در چنگ روزازنویی ها
شش عدد خبرنگار، فعال و پر انرژي و تازه كار دست به دست هم دادند و رفتند سراغ بچه هاي تيم پرسپوليس كه براي بازي با ابومسلم به مشهد آمده بودند.
طبق آمار اطلاعاتي كه بدست آورديم فهميديم كه پرواز تيم پرسپوليس ساعت 20 شنبه شب فرود مي ياد و ساعت 21.30 در هتل پرديسان در يك ضيافت شام مهمان استاندار هستند، با يكسري هماهنگي هاي انجام شده به تعداد بچه ها كارت خبرنگاري صادر شد و ما راهي فرودگاه شديم. ساعت 20.15 به فرودگاه رسيديم ولي خبري نبود، هواپيما بر عكس هميشه ساعت 19.30 فرود آمده بود، با يكسري شيوه ها و طرفندهاي خاصي شماره موبايل آقاي خردبين رو گير آورديم و بهش زنگ زديم، ولي ايشون جواب درست و حسابي به ما ندادند. گروه شش نفره ما وارد هتل پرديسان شد. اون جا كه رسيديم هنوز بچه هاي پرسپوليس نرسيده بودند، هر شش نفرمون استرس داشتيم چون تقريبا همه ي ما دفعه اولي بود كه در اين سطح داشتيم خبر تهيه مي كرديم.
بالاخره اتوبوس زرد رنگ تيم پرسپوليس داخل محوطه هتل شد و مسئولين و بازيكنان پرسپوليس در ميان جمعيت 20 ، 30 نفري هوادارهاشون از اتوبوس پياده شدند. خردبين، پروين، علي انصاريان، جواد كاظميان، مهرداد اولادي، فرشيد كريمي و... همه احساس خوبي داشتيم من كه باورم نمي شد دارم همه بازيكن ها و مربي هايي كه تا ديروز پشت شيشه تلويزيون مي ديدم رو همين الان از نزديك مي بينم. علي انصاريان، جواد كاظميان و حامد كاويان پور از محبوب ترين چهره ها بودن. چون وقتي از اتوبوس پياده شدند تمام جمعيت به طرف آنها رفت. بچه هاي پرسپوليس يكي پس از ديگري از اتوبوس پياده شدند و رفتند داخل هتل.
نامردا بعد از اينكه رفتن داخل لابي هتل هيچ كس را اعم از خبر نگار و غير خبرنگار راه ندادن، ما هم كم نياورديم با بچه ها تصميم گرفتيم دور ساختمان هتل را بررسي كنيم تا ببينيم آيا راهي هست كه بتونيم به داخل هتل نفوذ كنيم؟ شانس ما سمت راست هتل يك در جهت خروج اظطراري بود كه وقتي ديديم در باز هستش به عنوان يك ورودي اضطراري از اون استفاده كرديم و داخل ساختمان هتل شديم. اون جا بود كه حس كرديم داریم كم كم خبرنگار مي شيم « در نشر ديوار ». طبقه اول در ورودي به ساختمان اصلي هتل قفل بود ولي طبقه دوم در باز بود. رفتيم داخل طبقه اتاق ها بود به راه پله كه رسيديم ديگه اينجا رو ترسيديم كه بريم پائين ولي با ديدن آسانسور ترسمون ريخت و سوار آسانسور شديم ولي دكمه ( 1- ) كه بچه هاي پرسپوليس اون جا بودن كار نمي كرد بي خيال آسانسور شديم، داشتيم از همون جا كه اومده بوديم مثل بچه هاي آدم بر مي گشتيم كه يكي از نگهبانان حراست هتل ماها رو ديد و لو رفتيم در اين جا بود كه كارت خبرنگاري به كمك مان آمد و ماموره با ديدن كارت خبرنگاري گذاشت كه بريم.
اومديم بيرون هتل و منتظر خارج شدن بچه هاي پرسپوليس شديم، اولين نفر كه از هتل خارج شد آقاي انصاري فر بود ما هم گزارشمون رو از ايشون شروع كرديم: از آقاي انصاري فر پرسيديم: آيا پرسپوليس بهران رو پشت سر گذاشته: ايشون گفتند: پرسپوليس با يك سري تغييرات كه داخل كادر اجرايي اش داده اميدوار است كه بتواند روند رو به رشدي داشته باشد. از هفته قبل استارت خوبي زديم. اميدوارم بتونيم ادامه بديم.
نفر بعد آقاي مايلي كهن بود، از جناب مايلي كهن درباره ي بازي فردا پرسيديم ايشون گفتند: برره اي كه بگم اين بازي سه امتياز داره، ولي نه! فردا مي ريم كه جواب زحمت بچه ها رو بگيريم. از ايشون پرسيديم خاطره ي بد بازي افتتاحيه ورزشگاه ثامن كه پرسپوليس شكست خورد رو جبران مي كنيد؟ ايشون گفتند: در ورزش خاطره ي بد وجود ندارد همه تجربه و خاطرات خوب است؛ مي ريم كه جبران كنيم .
علي انصاريان نفر بعدي بود: هر چي و هر كس سوال كرد فقط سكوت كرد حتي يك لبخند هم نزد.
جواد كاظميان خيلي خوب و مردمي بود: اون گفت فقط به برد فكر مي كنم. حامد كاويان پور هم خيلي خوب بود و با همه عكس مي گرفت و به همه امضا ء مي داد فقط به سوالات ما جواب نداد.
بقيه بچه هاي پرسپوليس با عجله رد شدند و رفتند و نشد با همه اون ها صحبت کنیم، تيم پرسپوليس رفت تا توي هتل پارس شب رو به صبح برسونه. ما هم رفتيم و منتظر بازي فردا شديم.
در آخر از تك تك بچه هاي خبرنگار كه اومده بودند تشكر مي كنم چون مي دونم حتي خلاء نبود يكي از ما شش نفر مي تونست ما رو به موفقيت در اين گزارش نرسونه، دمه همشون گرم .

نسيم عطايي – كامليا فخار – فريماه ابوترابيان
مهدي رستگار – امين اسماعيل زاده ، بشر 84

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 8:44 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
سال ها دل طلب جام جم از ما مي كرد
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد
مهدیه رحیمی

امروز مي خواهيم در مرود قدرتي كه در وجود انسان ها نهفته است و ناشي از عشقي است كه در وجود ما توسط روح الهي خلق گرديده است صحبت كنيم. همان نيرويي كه ريچارد باخ در مورد آن مي گويد تو در طول زندگيت توسط مخلوق دانايي درونت هدايت شده اي اين موجود معنوی سر زنده و شاد كه خودِ واقعي توست.
بسياري از آنچه در ماوراي عالم طبيعت به انسان روي مي آورد بروز و ظهور ملكه هايي است كه انسان به كسب یا اكتساب در مزرعه ذات خويش كاشته است. بيشتر مردم بر اين باورند كه رمز و راز دستيابي به ثروت و نعمت تنها در انحصار شمار اندكي از مردم است كه از روز ازل گل وجودشان را با پول و ثروت سرشته اند. بزرگترين اشتباه ما اين است كه در دنياي برون چيزي مي جوييم كه در اندورن خود ماست. پول هم از اين قاعده مستثني نيست. به بيان ديگر همانطور كه منبع اصلي شادماني در ذهن و دل ما نهفته است، منشا ثروت نيز درماست. موضوع بسيار جالب تر تاثيري است كه اين نيرو دروني بروي انسان هاي ديگر كه در اطراف ما زندگي مي كنند دارد! طبق تحقيقات به عمل آمده هرگاه يك بيمار سرطاني با استفاده از قوه تخيل خود را عضوي از جامعه بشري احساس كند و از صميم قلب براي همنوعان خود سلامت و سعادت بخواهد ياخته هاي بدن اونسبت به اين انديشه مهر آميز واكنش نشان خواهند داد و تغييرات به وجود آمده در اجزاي مولكول بر تومر هاي سرطاني غلبه مي كند و بهبودي از راه مي رسد. عكس اين نظام نيز صادق است يعني كساني که در ذهن و قلبشان بذر خشم و كينه و انتقام جويي افشانده اند به زودي تعادل روحي خود را از دست مي دهند و مانند يك سلول سرطاني بر اطرافيان خود تاثير مي گذارند.
روپرت شلدريك زيست شناس مشهور در كتاب علم جديد حيات فلسفه جديدي را مطرح مي كند كه ثابت مي نمايد نحوه تفكر ما نه تنها به اوضاع و احوال شخص ما كه به اذهان همه انسان ها در سراسر جهان تاثير مي گذارد. اساس فلسفه اين فيلسوف بر اين پايه استوار است كه تمام موجوداتي كه در اين رده و گونه خاص قرار دارند توسط يك حوزه مورفوژنيتيكي به نحوه اي با يكديگر وابسته اند. با اين منطق اگر گره به ابروان آوريد و افكار سياه و مسموم به ذهن خود راه دهيد تنها خود را نيازرده ايد.
اينك تا حدودي درمي يابيم كه چرا در موارد متعددي در همان برخورد اول مجذوب رفتار و منش بعضی از افراد مي شويم. اما در موارد ديگر علي رغم ظاهري آراسته برخي ديگر نمي توانيم ارتباط عميقي برقرار كنيم. بر اين اساس براي موفقيت بيشتر در فعاليت هاي جمعي و گروهي مي بايد در انتخاب اعضاي مورد نظر دقت بيشتري به عمل آوريم اين كه اعضاي اين گروه نيت يكساني در انجام يك كار داشته باشند خيلي مهم است. در پايان اين مقاله سخني از امام علي (ع) را با هم مي خوانيم كه به اهميت نيت در اعمال و رفتار انسان ها اشاره كرده است. آن كس كه از كار مردمي خشنود باشد چونان كسي است كه همراه آنان بوده است و هر كس به باطلي روي آورد دو گناه به عهده او باشد، گناه كردار باطل و گناه خشنودي به كار باطل.
برگرفته از نوشته هاي: ريچارد باخ، آيت الله حسن زاده آملي و چارلز آلبرت پوسيانت

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |