حدود آزادی
مهدی گیلانی gilani_mahdi@yahoo.com
در حالی که در داخل کشور بحث بر سر واقعه هلوکاست بالا گرفته بود و تمام جهان در حال بررسی حدود آزادی و مذهب بودند (به علت چاپ کاریکاتور های دانمارکی)، دادگاهی در انگلیس هفتۀ گذشته استاد تاریخی را به جرم انکار هولوکاست به سه سال زندان محکوم کرد. چرا این اتفاق و موارد مشابه آن، مانند ممنوعیت حجاب بانوان در مدارس فرانسه ، زندان ابوغریب و.... در کشورهایی که خود را مهد آزادی و دموکراسی می دانند اتفاق می افتد؟ واقعیت این است که بشر آزاد خلق شده است، اما آزادی تنها ویژگی بشر نیست ویژگی دیگر بشر ترس است. ترس از حیوانات درنده باعث تشکیل جامعه شد و از الزامات یک جامعۀ انسانی آن است که فرد از یک سری از حقوق خود بگذرد. اما هر چه پیشرفت بشر بیشتر شد. ترس او از پدیده ها کمتر شد و محدودیت های او از آزادی قانون مند تر. اروپاییان از بعضی از پدیده ها که خاطرۀ تاریخی تلخی دارند می ترسند مانند جنگ جهانی دوم و گسترش فاشیسم و یا تفتیش عقاید زمان حکومت شارلمانی و پاپ ها اما آیا منطقا درست است که صرفا به این دلیل که اروپا خاطره تاریخی تلخی از این وقایع دارد، آزادی اندیشه و بیان را محدود کند؟ آیا درست است که چون زمانی پاپ ها با حکومت مذهب خود، خفقان را در اروپا جاری کرده بودند، حال اروپاییان زنان مسلمان را از حق پوشش خود محروم کنند؟ آن هم در کشوری که دایرۀ آزادی عدم پوشش به شدت فراخ است. پس چه چیزی باعث می شود انسان اروپایی این پایمال شدن حقوق دیگران را تحمل کند؟ جواب یک چیز است: دامن زدن به ترس و بریدن صدای مخالف. در کشورهای اروپایی این دو روش با ابزار بسیار قوی رسانه ای تقویت می شوند. رسانه ها هر روز ترس از فاشیسم را تبلیغ می کنند و با توانایی بسیار زیادی که در پر کردن زمان مخاطب دارند صدای رسانه های مستقل را در صداهای خود گم می کنند. آیا بشر قرن بیست و یکمی که ادعای رسیدن به پایان تاریخ را دارد توان حل این موضوع را دارد؟ شاید بد نباشد که محققان در مطالعات خود نگاهی به روش برخورد شیعه در این موضوع داشته باشد. در دستگاه خلافت امام علی (ع) منطق بود که حدود آزادی را مشخص می کرد، نه ترس. در حالی که مسلمانان زیادی از دو طرف در جنگهای جمل و صفین کشته شده بودند، امام بازهم تفکرات خوارج را تا زمانی که دست به اسلحه نبرده بودند اجازۀ ظهور می داد، به شکلی که در مسجد علنا علیه امام به مجادلۀ کلامی می پرداختند و امام با سعۀ صدر به پاسخ می پرداخت. نمی گویم امام با شرایط امروز حکومت می کرد، اما جهت گیری امام چیزی است که می تواند برای مسلمان شیعۀ امروزی حداقل قابل مطالعه باشد.
دانشجويان دانشگاهها و مراكز آموزش عالي مشهد روز يكشنبه در اعتراض به هتك حرمت حرمين شريفين عسكريين تجمع برپا كردند.
در اين تجمع دانشجويان كه تعدادشان به بيش از دو هزار نفر ميرسيد بعد از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر با شعارهاي ضدآمريكايي نفرت و انزجار خود را از اقدامات ضداسلامي اعلام كردند.
"ما امت خاتم انبيايم حامي كربلا و سامرائيم، كربلا و سامرا خانه امن خدا است ورود هر مشركي به اين حرم نارو است، دولتهاي اسلامي اتحاد اتحاد، دموكراسي غربي پوشش هر جنايت آمريكاي جهانخوار عامل اين جنايت" از جمله شعارهاي دانشجويان در محكوميت اين جنايات بود.
رييس دانشگاه علوم اسلامي رضوي در اين مراسم گفت: اين حادثه از طرفي عواطف و احساسات انسانهاي مومن به خدا را خدشهدار كرد و از سويي ديگر برگي ديگر بر پرونده سياه اشغالگران عراق افزود.
حجتالاسلام محمدباقر فرزانه افزود: زماني كه اسلام در قالب يكنظام اجتماعي و سياسي قدرت يابد و آيين زندگي يك ملت شود نبايد انتظار داشت كه با آن خصومت نشود چنانكه ما سالهاي بعد از انقلاب شاهد اين خصومت از تهديد و كينهتوزي بوده و هستيم.
وي اظهار داشت: اين تهديدها ما را بر سر دو راهي قرار ميدهد كه يا بايد از مسلمان بودن و ايراني بودن خود برگرديم و يا در مقابل اين قدرتها بايستيم.
او فناوري صلحآميز هستهاي را از جمله اين مباحث دانست و گفت: دشمن مي خواهد ما را بر سر يك دو راهي قرار دهد حال آنكه بايد در حد مطلوب اين دانش را فراگيريم و وارد زندگي خود كنيم.
حجتالاسلام فرزانه افزود: دشمن در مرحله ديگر در پي آن است كه جنگ را وارد خانه ما كند و آنچه كه امروز در فلسطين و عراق و افغانستان غمانگيز است آنكه دشمن توانسته جنگ را وارد خانه اسلام كند و اين پيامدهاي دراز مدتي براي ما دارد و پايان دادن به آن دشوار است.
وي خطاب به دانشجويان گفت: با همه قدرت مراقب باشيد دشمن در هيچ بخشي اعم از اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، جنگ را وارد خانه شما نكند.
او ادامه داد: در كنار اين امر دشمن ميكوشد با ايجاد اختلاف در عالم اسلام از آن در رسيدن به اهداف خود استفاده كند.
رييس دانشگاه علوم اسلامي رضوي گفت: دشمن در درازمدت در پي جنگ صليبي است تا بتواند خود را حفظ كند.
شرق آن لاین: محمد خاتمي رييسجمهوري پيشين ايران هيتلر را مسبب مرگ هزاران يهودي و غير يهودي دانست.
وي روز گذشته در مراسم افتتاح دومين نشست اجلاس اتحاد تمدنها گفت هيتلر نهتنها هزاران يهودي و غيريهودي بيگناه را به كام مرگ فرستاد بلكه اميد و آينده بشريت را بر ويرانههاي بهجا مانده از جنگي خانمانسوز سوگوار كرد.
به گفته خاتمي هيتلر ابرمرد رويايي نيچه فيلسوف آلماني بود نظام سوسيال ناسيونالست آلمان را برپا كرد. به گفته وي نيچه گفته بود كه تمدن جديد، قربانگاه خداي مهر و شفقت كه سرمنشأ همه ارزشهاي والاي انساني است، شده است. او گفته بود كه ما خدا را كشتيم و ديري نخواهد پاييد آثار ويرانگر اين جنايت آشكار خواهد شد. نيچه البته براي بازآفريني ارزشهاي والا در انتظار ابرمرد بود كه با اراده معطوف به قدرت، جهانِ نو را بسازد، ولي بهزودي ابرمرد آرماني او در چهره نظام ناسيونالسوسياليسم هيتلري ظهور كرد تا به بهانه ايجاد فضاي حياتي براي خود، نهتنها ملت شايسته آلمان را گروگان هدف هراسآور خويش گرفت و نهتنها هزاران يهودي و غيريهودي بيگناه را به كام مرگ فرستاد."
خاتمي سپس گفت امروز اگر غربيان به حق مفتخرند كه نازيسم و فاشيسم را در عرصه حيات ملي خود منزوي كردهاند آيا ميتوانند انكار كنند كه اين دو پديده زشت در صحنه روابط بينالمللي بهصورت خشونت، خودمداري، سركوب، اشغال، ترور، ناامني و جنگ حكومت دارد؟
خاتمي در سخنان خود همچنين حمله به اماكن مقدس نظير سامرا را زنگ خطري جدي دانست و گفت اين حركات مي تواند به منشا تعارضاتي غير قابل مهار تبديل گردد.
نشست دوم اجلاس اتحاد تمدنها با عنوان "چه كسي ميتواند در مورد اسلام سخن بگويد؟ و چه كسي ميتواند در مورد غرب سخن بگويد"، مدتي است كه با حضور فعالان سياسي و فرهنگي بينالمللي و فرهيختگان جهان اسلام برگزار مي شود. نخستين نشست اين اجلاس در مايوركاي مالزي برگزار شده بود و دوحه پايتخت قطر ميزبان دومين نشست اين اجلاس است
عبدالکریم سروش به دانشجویان
با حقیقت طلبی پایه های عدالت را استوار کنید.
روزنا: عبدالكريم سروش خطاب به شركت كنندگان در همايش دو روزه "ايران, عدالت و آزادي" كه از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده مديريت دانشگاه تهران و با همكاري دفتر تحكيم وحدت برگزارمي شود، پيامي را صادر كرد.
متن كامل پيام عبدالكريم سروش به شرح زير است:
اين لطايف كه از لب لعن تو من گفتم، كه گفت زين تطاول كه از سر زلف تو من، كه ديدم
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق گوشهگيران را به آسايش طمع بايد بريد.
جان سخن همين است كه حافظ ميگويد: در عدل آسايشي است, اين آسايش نه از جنس كاهلي و مردگي و بيانگيزگي است بلكه آرامشي است از جنس رسيدن عاشقي به معشوقي, رسيدن رودي به دريايي, رسيدن ستمرسيدهاي به حقي, رسيدن غربتكشيدهاي به آشنايي, رسيدن پناهجويي به پناهي و رسيدن كمالجويي به كمالي. آرامشي داريم در درون و آرامشي داريم در بيرون.
در فرد، در جامعه تعادلي پويا و ديناميك كه در ميان قبا و غرايض و حاجات و آرمانهاي آدمي پديد ميآيد و كشمكشهاي ويرانگر و سرماسوز نفس را فرو مينشاند و راه را بر تكامل و آزادگي ميگشايد و صدور فضايل را به سهولت ميسر ميسازد. عدالت و اعتدال فردي خوانده ميشود. پيشينيان اين را انقحار غضبي و شهوي بر قبضه سلطان عقل ميشمارند.
اما عدالت اجتماعي به ساختاري برميگردد كه در آن مصالح فرد و مصالح جمع همسو شدهاند و رذايل به سختي و درشتي در آن زاييده ميشوند و شرايط اعتدال و كمال فرد در آن فراهم است و نابرابريها مواجهاند و راه بر كشف حقيقت گشوده است و آزاديها در آن محترماند و حاكمان و سياستگذاران، خادمان و حافظان اين ساختارند و سياست فرزند اين عدالت است و آرامش فرزند آن. چه در جمع و چه در فرد عدالت نه فضيلتي مستقل بلكه شرط امكان و تحقق ديگر فضيلتهاست.
فضايي انفسي يا آفاقي است كه در آن نيكيها به آساني و فراواني و بديها به دشواري و ندرت متولد ميشوند. پيوند عدالت و اخلاق پيوند علي و ناگسستني است.
فرو بستن دست زورگويان و فرونشاندن آتش خشونت همه بر آن است كه در فضاي پراعوجاج ناشي از خشونت و زورگويي، امكان تحقق فضايل و لذا عدالت حاصل نيست.
از همه شيرينتر اينكه شرايط ساختاري عدالت و شرايط كشف حقيقت بر هم منطبقند و ساختاري كه به كشف حقيقت اجازه و امكان ندهد، ساختاري غيرعادلانه است.
چه در صحنه كوچك دادگاه و چه در صحنه بزرگ اجتماع، پوشاندن عامدانه حقيقت يا عجز روششناسانه از كشف حقيقت به بيعدالتي آشكار منتهي خواهد شد و چنين است كه دروغگويي و دروغپروري از بهترين نشانههاي بيعدالتياند و جامعهاي كه دروغ به طور سيستماتيك متولد ميشود، به حقيقت در خفا ميرود و جامعهاي بيعدالت و بياخلاق است لذا حقيقتجويان و دروغستيزان و عدالتخواهان و عدالتسازان نيز هستند اما و هزار اما. آنان كه ميخواهند حقيقت مخلوق و محبوب در ديگر حقيقتها نه به دليل، بلكه به قهر سروري ببخشند، دشمنترين دشمنان حقيقت و فضيلت و عدالتند.
من به شما دانشجويان حقيقتجو تبريك ميگويم كه با حقيقتطلبي پايههاي عدالت را استوار ميكنيد و به شما توصيه ميكنم كه عهد خود را با حقيقت نگسستيد كه اين عهدشكني با حقيقت عين پيمانشكني با عدالت است.
حقيقت را بجوييد و حقيقت را بگوييد و با حقيقتستيزان بستيزيد و با نشر حقايق، راه را بر تحريف حقيقت ببنديد و دروغگويان و دروغسازان را بزرگترين دشمنان عدالت معرفي كنيد و از لب شيرين حقيقت نكته دلانگيز عدالت را بشنويد.
عهد ما با لب شيريندهانان بست خدا ما همه بنده و اين قوم خداوندانند
كاميابي شما را در كشف و نشر حقيقت و بسط عدالت از خداوند عادل خواستارم.