تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه

تصميم بنياد شهيد و امور ايثارگران مبني بر قطع تعدادي از درختان پارك ملت مشهد به منظور ساخت سالن ورزشي اعتراض تعدادي از تشكل‌هاي غيردولتي محيط زيست را در پي داشته است.

مسوول يك تشكل غيردولتي محيط زيست:

اين پارك همانند گوشت قرباني است كه هر روز به يغما مي‌رود

امير حسين صفويه، مسوول تشكل غيردولتي آزادگان در اين خصوص به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ـ منطقه خراسان گفت: بعد از تقسيم مديريت پارك ملت، ظرف 4 تا 5 سال گذشته به ازاي هر درخت در اين پارك مي‏توان ساختمان، چراغ برق و ديگر ساخت و سازها را مشاهده كرد.

وي افزود: اين پارك با دارا بودن 11 مديريت همانند گوشت قرباني است كه هر روز به يغما مي‏رود و اكنون بنيادشهيد با وجود دارا بودن زمين‏هاي خالي بسيار، تصميم به قطع درختان اين پارك را دارد و درخواست خود را نيز به كميسيون 14 شهرداري فرستاده‏ است.

صفويه ادامه داد: شهرداري بايد از قطع درختان بزرگ‏ترين پارك مشهد جلوگيري كند.

همچنين دكتر علي تهراني‌فر، عضو هيات علمي گروه باغباني دانشگاه فردوسي مشهد در اين رابطه به ايسنا ـ منطقه خراسان، گفت: طبق قانون و به منظور حفظ فضاي سبز شهري قطع هر نوع درخت تنها با مجوز شهرداري امكان‏پذير است و قطع هر نوع درخت توسط شخص، اداره حقيقي يا حقوقي بدون مجوز شهرداري جريمه‌اي به همراه خواهد داشت.

وي جريمه قطع هر درخت را 400 هزارتومان عنوان كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 5:26 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
گزارش اعضاي گروه خبرنگاری عرفان از نمايشگاه Elecit

ايران با پديده شهرهاي الكترونيك غريبه نيست هر چند تاكنون پروژه هايي نظير شهر الكترونيك كيش، تهران و حتي مشهد فقط در حد حرف باقي مانده و حداكثر عملكرد آنها به راه اندازي يك سايت اينترنتي خلاصه شده است.
اما شهر الكترونيكي چيست و چه نوع خدماتي بايد از طريق اين پروژه به مردم ارائه شود، زير ساخت فني و محاسباتي اين پروژه چگونه بايد باشد و چرا پروژه هاي اجرا شده در ايران هنوز نتوانسته است انتظارات افكار عمومي را برآورده كند، وضعيت اين پروژه ها در حال حاضر چگونه است ، چه مطالعات و پژوهش ها و فعاليت هايي در راستاي تحقق شهر الكترونيكي در ايران انجام شده است . موانع و مشكلات موجود در راه تحقق اين ايده چيست .
اين ها همه سوالاتي بود كه با برگزاري نمايشگاه قرار بود به آنها پاسخ گفت.
برگزاري نمايشگاه elecit «electronic city» در مشهد انگيزه شد تا گروه خبرنگاري دانشگاه سجاد با نام عرفان براي تهيه خبر به نمايشگاه elecit برود.
اين نمايشگاه براي دومين بار در مشهد از تاريخ 9 الي 13 آذر ماه برگزار شد اين نمايشگاه در دو بخش كلي الكترونيك و نرم افزار برگزار شد كه در هر بخش دانشگاه سجاد داراي يك نماينده بود در بخش نرم افزار يكي از دانشجويان دانشگاه سجاد « كه حالا استاد حل تمرين شده بود» با شركت تدوينگران توس. نرم افزار را ارائه داده بودند كه يك سيستم يكپارچه در بين تمام شركت هاي دولتي به وجود مي آورد كه اين سيستم به نياز مشتريان و مراجعه كنندگان در اسرع وقت پاسخ مي گويد و در بخش الكترونيك بچه هاي انجمن علمي دانشگاه با روبات انجمن شركت كرده بوند اين روبات (Pattern Tracking) اين قابليت را داشت كه تصوير يك شي را در حافظه خود ذخيره مي كرد و بعد به دنبال آن شي در محيط اطراف خودش مي گشت ، نمايشگاه خيلي جالب و متنوع بود ولي بر خلاف تصور استقبال بازديد كنندگان خيلي كمتر از حد تصور بود شايد به دليل حجم كم تبليغات در سطح شهر بود ، در رابطه با هدف كلي نمايشگاه كه تبديل شدن مشهد به شهر الكترونيك بود ، دكتر جلالي « كه سند راهبردي شهر الكترونيك مشهد را ارائه نموده» مي گويد شهر الكترونيك مشهد تنها پروژه در كشور است كه داراي سند راهبردي است يعني در حقيقت نقشه توسعه اين نوع شهر توسط دانشگاه علم و صنعت با مجري گري ايشان انجام شده است كه فرصت مغتنمي است . خلاصه از اين سند در وب سايت اين شهر گذاشته شده و در اختيار عموم قرار گرفته است و بسياري از متخصصان نظر خود را در مورد آن ارائه كرده اند.
در انتها از آقاي ايمان داووديان كه در انجام اين گزارش با گروه همكاري كردند صميمانه سپاسگذاريم .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 10:52 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
مهدی گیلانی محمد اسلامی

اختتامیه نخستین جشنواره موضوعی نشریات دانشجویی روز چهارشنبه در سالن آمفی تئاتر شهید آوینی تهران برگزار شد. در این جشنواره که در سه محور زن، آسیب های اجتماعی، میراث فرهنگی و جهان گردی بود نتایج زیر حاصل گردید : از روزنامه روزازنو، مقام اول بخش تیتر محور زن به آقای امین اخلاقی مقدم رسید. مقام اول بخش یادداشت محور آسیب های اجتماعی خانم لیلا بهمن بیجاری، مقام دوم بخش گزارش محور زن خانم لیدا قهرمانلو ، تقدیر بخش گزارش محور آسیب های اجتماعی خانم زهرا سیادت موسوی، و لوح تقدیر نشریه برتر در محور آسیب های اجتماعی به آقای آرش مدیر مسئول روزنامه روزازنو رسید.
سایر نشریات دانشگاههای مشهد نیز نشریه دیدگاه به مدیر مسئولی المیرا سالاری دانشگاه پیام نور رتبه اول و علی اکبر عشقی مدیر مسئول نشریه تاریخ پژوهشی از دانشگاه فردوسی تقدیر بخش نشریه برتر را کسب کردند. همچنین نشریه ستون آزاد با مدیر مسئولی آقای محمد رضا حسینی از دانشگاه علوم پزشکی مشهد به عنوان رتبه دوم نشریه طنز اجتماعی شناخته شد. آقای مهریار سعیدیان با "مصاحبه با جاسبی" از نشریه آوای آزاد دانشگاه پیام نور نیز تقدیر بخش مصاحبه ی محور زنان را بدست آورد.
خانم آزاده سادات ترابی دبیر این جشنواره در سخنان اختتامیه آن افزایش دید تخصصی به مسائل و همینطور نزدیک کردن بخش های دولتی و خصوصی به نشریات دانشجویی را از اهداف این جشنواره دانست. لازم به ذکر است روزنامه شرق، ستاد مبارزه با مواد مخدر، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، هفته نامه چلچراغ ، معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری و موسسه آموزش عالی آزاد پارسه از جمله حمایت کنندگان مالی این جشنواره بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 10:44 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
گزارشي ويژه از اولين اردوي دانشجويي
بشر 84
امين اسماعيل زاده

چند ساعت آزادی
كلمه ي اردوي مختلط خيلي جذابه، فقط بايد يه كمي مثل ماها جنبه داشته باشي تا اردو بهت خوش بگذره، چون وقتي سوار اتوبوس شديم هيچكس نپرسيد كه چرا دختر ها جاي ديگه اي سوار مي شن. (چون اصلا مهم نبود) وقتي راه افتاديم پسر ها مثل پسراي خوب و دخترا مثل دختراي خوب روي صندلي خودشون نشسته بودند (چون با بروشور هاي انجمن موشك درست نكردند و داشتن بروشور ها رو مي خوندن). توي راه هم اتوبوس دخترا هميشه جلو مي رفت و ما هم پشت سر اون ها حركت مي كرديم (چون هيچ كس به راننده نمي گفت كه از اتوبوس جلويي سبقت بگيره). وقتي به محل اردو رسيديم اول دخترا پياده شدن و چند كيلومتري جلو رفتن و بعدش پسرها پياده شدن (چون پسرها و دخترها دوست نداشتن با هم حركت كنن). وقتي به محل استقرار رسيديم، دخترا يك طرف و پسرها طرف ديگه براي خودشون جمع شده بودن (چون با هم رودربايسي داشتند). موقع مسابقه طناب كشي دخترا يك طناب رو مي كشيدن و پسرها يك طناب ديگر (اين دو تا طناب اصلا به هم وصل نبود). بعد از نهار دخترها و پسرها باز هم با هم فاصله بيشتري گرفتند و از هم بيشتر متنفر شدن (باورت ميشه آنقدر ما با جنبه بوديم). موقع برگشت هم توي اتوبوس پسرها آرام نشسته بودند و به اتوبوس دخترهاي دانشجوي دانشگاه «واقعا آزاد» كه گاهگاهي از كنارشون رد مي شد، نگاه مي كردند. دخترها هم بيكار نبودند و به اتوبوس پسراي دانشجوي دانشگاه «واقعا آزاد» نگاه مي كردن. با اين همه با جنبه بودن به همه خوش گذشت باورت نمي شه پس نظر بچه ها رو بخون:
از بيشتر بچه هايي كه اومده بودند نظرشون رو درباره ي اين اردو به عنوان اولين اردوي دانشجويي و فرق اون با اردو هاي قبلي پرسيديم:
سيمين و دوستش گفت: خوبه، باز هم باشه، فرقش اينه كه سطح تحصيلاتم بالاتر اومده از ديپلم به كارداني؟؟؟ اگر باشه دوباره مي يام.
يك دختر خوب: عالي بود خيلي خوش گذشت، خيلي راحت تر بوديم و اصلا گير نمي دادن. در كل خوب بود.
مهدي گفت: فكر نمي كردم اين جوري باشه، ولي اردوي خوبي بود، حال داد، آزادي داشتيم، گير بازار نبود.
مهسا و زهرا گفتند: « از هر دوشون معذرت خواهي مي كنيم چون صداشون رو دزدكي ضبط كرديم » خيلي خوب بود، با اخلاق هاي هم بيشتر آشنا مي شيم. دانشجو شدن سبب اين شده كه ما اجتماعي تر بشيم. چون من شخصا اجتماعي نبودم، من وقتي توي خيابون يك ... رو مي ديدم مي مردم ولي الان نه خيلي راحتم.
نسيم، كامليا، فريماه (البته از نسيم به خاطر اينكه توي گزارش قبلي اسمش چاپ نشد معذرت خواهي مي كنم)
فريماه گفت: من فريماه هستم، فريما نه!، فريماه! آخرش "ه" داره . كامليا گفت: خيلي خوب بود، محيط و جوش خوب بود، من فكر ميكردم همه با هم رودربايسي داشته باشن ولي اين جوري نبود.
نسيم گفت: آخرش بود، توي اردو هاي دبيرستان فكر ميكني يكي همش داره روي كارهات نظارت مي كنه، ولي اينجا اصلا اين جوري نبود. ( اسممو نمي گم ) گفت: خيلي راحت بوديم، توي دبيرستان مدير و ناظم مراقب بودن حتي نمي گذاشتن از محوطه دور بشي ولي اينجا اين جوري نبود.
دوست ( اسممو نمي گم ) گفت: خيلي راحت بوديم، خيلي صميمي و عالي بود، در كل با حال بود.
مهسا 2 گفت: به من خوش گذشت، تجملاتش نسبت به اردوهاي دبيرستان كمتر بود. سميرا: كلا دانشجويي خيلي بده دوست ندارم، دوستش هم گفت: كه من هم دانشجو بودن رو دوست ندارم، دانش آموزي خيلي بهتر بود.
ياسر: خيلي خوب بود، فرقش با اردوهاي قبلي در اينه كه دخترها هم بودن، گفتيم نظرت درباره دوران دانشجويي چيه، گفت: دانشجويي خوبه وقتشو يك كم بيشتر كنيد.
خانم (همين جوري راحتم) گفت: خوب بود ديگه.
مريم و يا دوستش: خوب بود توي اردوهاي دبيرستان نميشه آتيش بسوزوني ولي اينجا آزادي بيشتري داري.
خانم x و دوستش گفت: جاش بد بود، خيلي خطرناك بود، جاش اصلا پسرونه بود ما بايد جايي بريم كه حداقل امكانات تفريحي بيشتري داشته باشه. نيما: حال اساسي نداد، چون همه دوستام نيومدن.
علي: تفاوت اساسي اين اردو حضور خواهران بود.
نعيمه ورودي 83 « يك نفوذي »: خيلي با حال بود، واسه ما كه سال پيش اردو نگذاشتن مجبور شديم با ورودي هاي جديد بيایم اردو .
- در آخر اين نتيجه رو ميشه گرفت كه همه راضي بودن چون جدا از شوخي و طنز اردو جو سالم و شادابي داشت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
پرسپولیس در چنگ روزازنویی ها
شش عدد خبرنگار، فعال و پر انرژي و تازه كار دست به دست هم دادند و رفتند سراغ بچه هاي تيم پرسپوليس كه براي بازي با ابومسلم به مشهد آمده بودند.
طبق آمار اطلاعاتي كه بدست آورديم فهميديم كه پرواز تيم پرسپوليس ساعت 20 شنبه شب فرود مي ياد و ساعت 21.30 در هتل پرديسان در يك ضيافت شام مهمان استاندار هستند، با يكسري هماهنگي هاي انجام شده به تعداد بچه ها كارت خبرنگاري صادر شد و ما راهي فرودگاه شديم. ساعت 20.15 به فرودگاه رسيديم ولي خبري نبود، هواپيما بر عكس هميشه ساعت 19.30 فرود آمده بود، با يكسري شيوه ها و طرفندهاي خاصي شماره موبايل آقاي خردبين رو گير آورديم و بهش زنگ زديم، ولي ايشون جواب درست و حسابي به ما ندادند. گروه شش نفره ما وارد هتل پرديسان شد. اون جا كه رسيديم هنوز بچه هاي پرسپوليس نرسيده بودند، هر شش نفرمون استرس داشتيم چون تقريبا همه ي ما دفعه اولي بود كه در اين سطح داشتيم خبر تهيه مي كرديم.
بالاخره اتوبوس زرد رنگ تيم پرسپوليس داخل محوطه هتل شد و مسئولين و بازيكنان پرسپوليس در ميان جمعيت 20 ، 30 نفري هوادارهاشون از اتوبوس پياده شدند. خردبين، پروين، علي انصاريان، جواد كاظميان، مهرداد اولادي، فرشيد كريمي و... همه احساس خوبي داشتيم من كه باورم نمي شد دارم همه بازيكن ها و مربي هايي كه تا ديروز پشت شيشه تلويزيون مي ديدم رو همين الان از نزديك مي بينم. علي انصاريان، جواد كاظميان و حامد كاويان پور از محبوب ترين چهره ها بودن. چون وقتي از اتوبوس پياده شدند تمام جمعيت به طرف آنها رفت. بچه هاي پرسپوليس يكي پس از ديگري از اتوبوس پياده شدند و رفتند داخل هتل.
نامردا بعد از اينكه رفتن داخل لابي هتل هيچ كس را اعم از خبر نگار و غير خبرنگار راه ندادن، ما هم كم نياورديم با بچه ها تصميم گرفتيم دور ساختمان هتل را بررسي كنيم تا ببينيم آيا راهي هست كه بتونيم به داخل هتل نفوذ كنيم؟ شانس ما سمت راست هتل يك در جهت خروج اظطراري بود كه وقتي ديديم در باز هستش به عنوان يك ورودي اضطراري از اون استفاده كرديم و داخل ساختمان هتل شديم. اون جا بود كه حس كرديم داریم كم كم خبرنگار مي شيم « در نشر ديوار ». طبقه اول در ورودي به ساختمان اصلي هتل قفل بود ولي طبقه دوم در باز بود. رفتيم داخل طبقه اتاق ها بود به راه پله كه رسيديم ديگه اينجا رو ترسيديم كه بريم پائين ولي با ديدن آسانسور ترسمون ريخت و سوار آسانسور شديم ولي دكمه ( 1- ) كه بچه هاي پرسپوليس اون جا بودن كار نمي كرد بي خيال آسانسور شديم، داشتيم از همون جا كه اومده بوديم مثل بچه هاي آدم بر مي گشتيم كه يكي از نگهبانان حراست هتل ماها رو ديد و لو رفتيم در اين جا بود كه كارت خبرنگاري به كمك مان آمد و ماموره با ديدن كارت خبرنگاري گذاشت كه بريم.
اومديم بيرون هتل و منتظر خارج شدن بچه هاي پرسپوليس شديم، اولين نفر كه از هتل خارج شد آقاي انصاري فر بود ما هم گزارشمون رو از ايشون شروع كرديم: از آقاي انصاري فر پرسيديم: آيا پرسپوليس بهران رو پشت سر گذاشته: ايشون گفتند: پرسپوليس با يك سري تغييرات كه داخل كادر اجرايي اش داده اميدوار است كه بتواند روند رو به رشدي داشته باشد. از هفته قبل استارت خوبي زديم. اميدوارم بتونيم ادامه بديم.
نفر بعد آقاي مايلي كهن بود، از جناب مايلي كهن درباره ي بازي فردا پرسيديم ايشون گفتند: برره اي كه بگم اين بازي سه امتياز داره، ولي نه! فردا مي ريم كه جواب زحمت بچه ها رو بگيريم. از ايشون پرسيديم خاطره ي بد بازي افتتاحيه ورزشگاه ثامن كه پرسپوليس شكست خورد رو جبران مي كنيد؟ ايشون گفتند: در ورزش خاطره ي بد وجود ندارد همه تجربه و خاطرات خوب است؛ مي ريم كه جبران كنيم .
علي انصاريان نفر بعدي بود: هر چي و هر كس سوال كرد فقط سكوت كرد حتي يك لبخند هم نزد.
جواد كاظميان خيلي خوب و مردمي بود: اون گفت فقط به برد فكر مي كنم. حامد كاويان پور هم خيلي خوب بود و با همه عكس مي گرفت و به همه امضا ء مي داد فقط به سوالات ما جواب نداد.
بقيه بچه هاي پرسپوليس با عجله رد شدند و رفتند و نشد با همه اون ها صحبت کنیم، تيم پرسپوليس رفت تا توي هتل پارس شب رو به صبح برسونه. ما هم رفتيم و منتظر بازي فردا شديم.
در آخر از تك تك بچه هاي خبرنگار كه اومده بودند تشكر مي كنم چون مي دونم حتي خلاء نبود يكي از ما شش نفر مي تونست ما رو به موفقيت در اين گزارش نرسونه، دمه همشون گرم .

نسيم عطايي – كامليا فخار – فريماه ابوترابيان
مهدي رستگار – امين اسماعيل زاده ، بشر 84

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 8:44 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |