تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه

يك عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي منطقه خراسان گفت: خارج شدن انحصار اطلاعات و فرهنگ از اختيارات قدرت باعث از بين رفتن وجاهت حكومت‌هاي سلطنتي شده است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خراسان، ناصر آملي در نشست گفتمان روز كه به همت شوراي هماهنگي نيروهاي اصلاح طلب و در مجتمع فرهنگي ثامن الائمه مشهد برگزار شد، اظهار داشت: با از بين رفتن انحصار اطلاعاتي در جوامع بشري و حركت به سمت جريان آزاد اطلاعات، وجاهت تصنعي سلطنت به دليل آگاه شدن مردم از مناسبات قدرت از ميان رفت و باعث پيدايش تئوري جمهوريت در حكومت بر مردم شد.

وي با بيان اينكه در گذشته حاكمان با در انحصار قرار دادن جريانهاي فرهنگي مانع از دستيابي عوام به مراجع اطلاعاتي مي شدند گفت: وجود كتابخانه‌ها در دربار شاهان و تحت فشار قرار دادن محققان و دانشمندان از نمونه‌هاي بارز اين انحصارطلبي است.

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت خراسان اذعان داشت: براي شناخت جمهوريت بايد عرصه مخالف آن را به خوبي شناخت و دانست كه درعرصه سياسي آنچه همواره مقابل جمهوريت قرار گرفته است چيزي به اسم سلطنت بوده است كه به عنوان دو قطب متضاد با يكديگر مشخص شده‌اند.

آملي با بيان اينكه سلطنت و خلافت، مشروعيت و وجاهت خود را از يك قدرت ويژه به دست آوردند، خاطر نشان كرد: در اينگونه حكومت‌ها مشروعيت افراد به صورت از بالا به پايين و به صورت فرد محور تعيين مي‌شود و افراد عادي كه طبقه بزرگي را از لحاظ جمعيتي تشكيل مي‌دهند عناصر دست چندم محسوب مي‌شوند.

وي با اشاره به اين كه در تئوري سلطنت يك نفر به عنوان مظهر و نماد قدرت ويژه فرد درجه اول محسوب مي‌شود، گفت: اين نگاه به امر حكومت در گذشته صورتي موجه داشته و حتي در نظام‌هاي توسعه يافته‌اي چون انگليسي داراي حرمت بود، و اين امري انتزاعي و غير كاربردي نبوده است.

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت خراسان، اظهار داشت: در جامعه امروز با توزيع امكانات و اطلاعات و پذيرفتن اين امر كه غير از يك نژاد خاص ديگران نيز مي‌تواند بر جامعه حاكميت كنند، باعث از بين رفتن وجاهت حكومت‌هاي سلطنتي شده است.

آملي در خصوص حكومت بر مبناي خلافت، اذعان كرد: خلافت مبتني بر نظريه‌اي است كه حق حاكميت را از آن خدا مي‌داند كه خداوند آنرا بر پيامبر و پيامبر نيز به خلفاي پس ازخودش داده است و آن قدرت ويژه عامل وجاهت حق خدا بر حاكميت است.

وي با بيان اينكه حق حاكميت را وديعه الهي دانستن بسيار بدتر از سلطنت است، گفت: در حكومت خلافت چون قدرت خود را نماينده خدا مي‌داند ديگر هيچ امكاني براي پاسخگوي به مردم نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 5:24 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 

مهدی گیلانی gilani_mahdi@yahoo.com

آیا این تصور جامعه که بالا رفتن قیمت بنزین باعث بالا رفتن تورم می‌شود و همیشه از دولت و مجلس خواسته ایم که قیمت این فراورده را پایین نگه دارد درست است؟ واقعیت این است که چون قیمت بنزین نزدیک‌ترین فاکتور اقتصادی است که مردم با آن سر و کار دارند، فکر می‌کنند ثابت ماندن آن باعث ثابت ماندن قیمت سایر کالاها می‌شود، در صورتی که غیر صحیح بودن این موضوع را امسال دیده‌ایم، در حالی که قیمت بنزین ثابت مانده بود، تورم نه تنها ثابت نماند بلکه از 15 به 17 درصد افزایش پیدا کرد. اما آیا این موضوع را می‌توان با علم اقتصاد نیز توجیه کرد؟

مصرف روزانه بنزین حدود 80 ملیون لیتر است که نصف آن در داخل تولید و بقیه وارد می شود. از آنجا که قیمت عمده فروشی بنزین در خلیج فارس 400 تومان می‌باشد و دولت آن را لیتری 80 تومان در اختیار مصرف کننده قرار می‌دهد در نتیجه یارانه‌‌ی مستقیمی که دولت به مصرف کننده می‌دهد حدود 5 ملیارد دلار می شود، از طرف دیگر دولت 40 ملیون لیتر بنزین تولید داخل را نیز به قیمت 80 تومان می دهد. مصرف عمده‌ی بنزین توسط دارندگان خودروی شخصی ست که فقط 10٪ افراد جامعه را شامل می‌شود. ده درصدی که از حداقل سرمایه‌ی لازم برای خرید خودرو برخوردار بوده اند. وقتی دولت به این بخش از جامعه یارانه سوخت پرداخت می‌کند در حقیقت مقداری از سرمایه‌ی آنها را آزاد می‌کند، یعنی اگر مثلا هفته‌ای 4500 تومان مصرف سوخت داشته باشند فقط 800 تومان آن را پرداخت می‌کنند و بقیه‌ی آن را می‌توانند صرف خرید محصولات مصرفی دیگر مانند گوشت و مرغ و... نمایند به این ترتیب تقاضا افزایش پیدا می‌کند و یا به عبارتی دیگر کاهش تقاضا صورت نمی‌گیرد و قیمت‌ها بالا می‌رود در حالی که 9 ملیون ایرانی نه تنها خودرو ندارند بلکه از نعمت آب و برق و گاز نیز بی بهره اند و فشار این تورم بر دوش آنهاست. از طرف دیگر دولت سالانه خود را از 5 هزار میلیارد تومان پول محروم می‌کند و مجبور می‌شود کسری بودجه خود را با چاپ اسکناس و یا قطع بودجه طرح‌های عمرانی تامین کند که این نیز تورم زاست. درست است که افزایش قیمت بنزین روی کالاهای دیگر بلاخص حمل و نقل عمومی بی تاثیر نمی باشد، اما این تاثیر دربرابر فواید آن قابل چشم پوشی‌ست به عنوان مثال صرفا 15٪ هزینه‌ی تاکسی مربوط به بنزین می‌باشد، بقیه شامل سود سرمایه‌ی اولیه‌ (قیمت ماشین) و همین‌طور نیروی کار و هزینه‌های جانبی ست. افزایش قیمت بنزین به سطح جهانی آن قیمت تاکسی را برای یکبار 84٪ افزایش می دهد اما کاهش تورم سایر کالاهای مصرفی (به علت کمتر شدن تقضای قشر دارای خودروی جامعه و همینطور کم شدن کسری بودجه دولت) این موضوع را جبران می‌کند و در مجموع هزینه‌های زندگی عادلانه‌تر خواهد شد.(1) (هر چند دولت می‌تواند با اختصاص درآمد این افزایش قیمت به حمل و نقل عمومی، آن را گسترش دهد تا مانند سایر نقاط جهان، استفاده از تاکسی کاهش پیدا کند) از طرف دیگر در صورت واقعی شدن قیمت بنزین، بودجه دولت صرف دادن یارانه به قشر برخوردار جامعه نمی‌شود، آیا درست است که درحالی که دانش‌ آموزان بشاگردی در کپر درس می‌خوانند، 206 سواران سجادی برای مانورهای شبانگاهی خود از یارانه‌ی سوخت برخوردار شوند؟

(1) برگرفته از نامه 15 اقتصاد‌دان برجسته کشور به مجلس در زمان تصویب طرح ثابت نگه داشتن قیمت بنزین ( تثبیت قیمت‌ها) اسفند 83

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 5:20 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 

حدود آزادی

مهدی گیلانی gilani_mahdi@yahoo.com

در حالی که در داخل کشور بحث بر سر واقعه هلوکاست بالا گرفته بود و تمام جهان در حال بررسی حدود آزادی و  مذهب بودند (به علت چاپ کاریکاتور های دانمارکی)، دادگاهی در انگلیس هفتۀ گذشته  استاد تاریخی را به جرم انکار هولوکاست به سه سال زندان محکوم کرد. چرا این اتفاق و موارد مشابه آن، مانند ممنوعیت حجاب بانوان در مدارس فرانسه ، زندان ابوغریب و.... در کشورهایی که خود را مهد آزادی و دموکراسی می دانند اتفاق می افتد؟ واقعیت این است که بشر آزاد خلق شده است، اما آزادی تنها ویژگی بشر نیست ویژگی دیگر بشر ترس است. ترس از حیوانات درنده باعث تشکیل جامعه شد و از الزامات یک جامعۀ انسانی آن است که فرد از یک سری از حقوق خود بگذرد. اما هر چه پیشرفت بشر بیشتر شد. ترس او از پدیده ها کمتر شد و محدودیت های او از آزادی قانون مند تر. اروپاییان از بعضی از پدیده ها که خاطرۀ تاریخی تلخی دارند می ترسند مانند جنگ جهانی دوم و گسترش فاشیسم و یا تفتیش عقاید زمان حکومت شارلمانی و پاپ ها اما آیا منطقا درست است که صرفا به این دلیل که اروپا خاطره تاریخی تلخی از این وقایع دارد، آزادی اندیشه و بیان را محدود کند؟ آیا درست است که چون زمانی پاپ ها با حکومت مذهب خود، خفقان را در اروپا جاری کرده بودند، حال اروپاییان زنان مسلمان را از حق پوشش خود محروم کنند؟ آن هم در کشوری که دایرۀ آزادی عدم پوشش به شدت فراخ است. پس چه چیزی باعث می شود انسان اروپایی این پایمال شدن حقوق دیگران را تحمل کند؟ جواب یک چیز است: دامن زدن به ترس و بریدن صدای مخالف. در کشورهای اروپایی این دو روش با ابزار بسیار قوی رسانه ای تقویت می شوند. رسانه ها هر روز ترس از فاشیسم را تبلیغ می کنند و با توانایی بسیار زیادی که در پر کردن زمان مخاطب دارند صدای رسانه های مستقل را در صداهای خود گم می کنند. آیا بشر قرن بیست و یکمی که ادعای رسیدن به پایان تاریخ را دارد توان حل این موضوع را دارد؟ شاید بد نباشد که محققان در مطالعات خود نگاهی به روش برخورد شیعه در این موضوع داشته باشد. در دستگاه خلافت امام علی (ع) منطق بود که حدود آزادی را مشخص می کرد، نه ترس. در حالی که مسلمانان زیادی از دو طرف در جنگهای جمل و صفین کشته شده بودند، امام بازهم تفکرات خوارج را تا زمانی که دست به اسلحه نبرده بودند اجازۀ ظهور می داد، به شکلی که در مسجد علنا علیه امام به مجادلۀ کلامی می پرداختند و امام با سعۀ صدر به پاسخ می پرداخت. نمی گویم امام با شرایط امروز حکومت می کرد، اما جهت گیری امام چیزی است که می تواند برای مسلمان شیعۀ امروزی حداقل قابل مطالعه باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 

وزير امور خارجه‌ي كشورمان از اروپا خواست كه از برخورد‌هاي دوگانه يا سياسي براي حفظ جايگاهش در تعامل با جمهوري اسلامي ايران پرهيز كند و اظهار داشت: ما تنشي را در رابطه با اروپا احساس نمي‌كنيم كه بخواهيم براي آرام كردنش اين سفر را انجام دهيم.

به گزارش خبرنگار سياسي خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منوچهر متكي عصر امروز (يكشنبه) كه پيش از آغاز سفر يك روزه‌اش به بروكسل براي رايزني با مقامات اروپايي در پاويون دولت و در جمع خبرنگاران سخن مي‌گفت، در پاسخ به سوال خبرنگار ايسنا درباره‌ي سخن معاون شوراي عالي امنيت ملي كشورمان مبني بر قصد ايران براي آرام كردن فضاي مذاكرات هسته‌يي در جريان گفت‌وگوهاي بروكسل اظهار داشت: ما مواضع روشن‌مان را به صراحت اعلام كرده‌ايم و فعاليت‌هاي‌مان نيز بر اساس معاهدات بين‌المللي و در چارچوب ان.پي.تي بوده و بنابراين تنشي را براي آرام كردن نمي‌بينيم.

وزير امور خارجه‌ي كشورمان با بيان اين كه به دعوت مقامات اروپايي به بروكسل سفر مي‌كند، ادامه داد: براي تبادل نظر با مقامات اروپايي اين سفر را انجام مي‌دهيم، همانگونه كه اروپايي‌ها نيز پيش از اين چنين سفرهايي را به ايران داشته‌اند.

متكي در پاسخ به سوال ديگر خبرنگار ايسنا مبني بر اين كه آيا طرحي را براي مذاكرات بروكسل ارايه خواهيد داد؟ خاطرنشان كرد: مواضع ما روشن است و چنانچه در چارچوب دو اصل احقاق حق ملت ايران در زمينه‌ي فعاليت صلح‌آميز هسته‌يي و رفع نگراني طرف مقابل، طرحي مطرح شود، حتما قابل مذاكره و بررسي‌اش مي‌دانيم.

وزير امور خارجه‌ درباره‌ي اين كه آيا نسبت به اين مذاكرات خوشبين است؟ گفت: ديپلمات‌ها معمولا خوشبين هستند و ما هم اصل مذاكره را مثبت مي‌بينيم و معتقديم زمينه‌هاي نيل به درك مشترك در كار با اتحاديه‌ي اروپا مثبت است.

وي افزود: همچنين تغيير نگرش اتحاديه‌ي اروپا را در تعامل با ايران لازم مي‌دانيم و مي‌رويم تا خيلي صريح، صميمانه و دوستانه مذاكره نماييم، ضمن آنكه انتقاداتي را از اروپا داريم

و اميدواريم ابهامات آنها را رفع كنيم. بنده نيز به مذاكراتي كه با دوستان اروپايي در پيش داريم، خوشبين هستم.

وي خاطرنشان كرد: به دعوت رييس كميسيون سياست خارجي پارلمان اروپا براي سخنراني در اين كميسيون و تبادل‌نظر با نمايندگان پارلمان اروپا عازم بلژيك هستم.

به گزارش ايسنا، وزير امور خارجه‌ي كشورمان همچنين گفت: اين سفر فرصت مغتنمي است كه درباره‌ي نگاه و رويكرد جمهوري اسلامي ايران در ارتباط با اتحاديه‌ي اروپا سخنراني داشته باشيم. تصور ما اين است كه در اتحاديه‌ي اروپا بايد نگاهي واقع‌بينانه و مبتني بر واقعيات به كشورمان وجود داشته باشد.

وي با بيان اين كه اروپايي‌ها ظرفيت‌هاي قابل توجهي دارند، اظهار داشت: به اعتقاد ما اروپا بايد از برخورد‌هاي مبتني بر استاندارد‌هاي دوگانه، گزينشي و يا سياسي براي حفظ جايگاهش در تعامل با جمهوري اسلامي ايران حتما بپرهيزد.

متكي افزود: موضوع ديگري كه مورد گفت‌وگو قرار خواهد گرفت، بحث حقوق بشر است كه ما در اين رابطه در نقاط مختلف جهان از جمله‌ كشو‌ر‌هاي عضو اتحاديه‌ي اروپا نگران هستيم.

وي ادامه داد: در اين سفر فرصتي دست مي‌دهد تا مواضع صريح و شفاف جمهوري اسلامي ايران پيرامون فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي را براي نمايندگان پارلمان اروپا مطرح كنيم و هرگونه ابهامي را كه در اين خصوص مطرح باشد، پاسخ بگوييم.

به گزارش ايسنا، وزير امور خارجه افزود: هدف ما از اين اقدامات، حمايت از حق قانوني و طبيعي ملت ايران كه از ان.پي.تي برآمده است، مي‌باشد و همچنين اميدواريم فشار‌پذيري‌هايي را كه در مقابل آمريكا وجود دارد، كمتر شود و زمينه‌ براي تعاملي منطقي فراهم گردد.

متكي در خصوص اظهارات پيشينش در خصوص طرح محمد البرادعي، مديركل ‌آژانس بين‌المللي انرژي اتمي اظهار داشت: اظهارات آقاي البرادعي كه به طرق ديگر هم از سوي برخي كشور‌هاي اروپايي مطرح شده بود، نمايان‌گر گامي به پيش مي‌باشد و همانگونه كه گفته‌ام از اين اظهارات استقبال مي‌كنم و آن را گامي به جلو مي‌دانيم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 4:57 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
ایمان محرابی نژاد-مخابرات 82

مسئولان گرامی کشور، نمی دانم این متن را عیناً خواهید خواند، خلاصه اش را برایتان بازگو می کنند ،ویا هرگز چیزی راجع به ش نمی شنوید؛اما در هر صورت سلام.
احتمالا انتظار ندارید چنین موضوعی را از زبان یک جوان آنهم در رشته ی مهندسی بشنوید،اما خوب باید بگم تا بدانید ما فقط به فکر خودمان نیستیم. نمی دانم چقدر تلویزیون نگاه می کنید،اما جسارتاً پیشنهاد می کنم دوشنبه شب ها ساعت 6 یک سری به شبکه ی یک بزنید.برنامه ای دارد بنام مهاجران که به گفتگو با ایرانیان خارج از کشور می پردازد.بسیاری از آنها جزو برجسته ترین مغزهای علمی،هنری ،وفرهنگی جهان اند.
عده ی زیادی از این افراد لااقل در حد لغات عاشق ایران اند و دوستدار بازگشت؛و یا راغب به عرضه ی هنر وعلم خود به میهنشان.در بین آنها معدود کسانی هستند که ممنوعیت قانونی برای ورود و یا اقامت در ایران داشته باشند؛
اما عمده دلیل عدم رجعت آنان ، نبود تمایل برای حضورشان و استفاده از وجودشان در کشور است.
دسته ی دیگر کسانی اند که خواسته یا ناخواسته بدلیل حضورشان در رژیم گذشته ، دچار نوعی ترس وتوهمات خشن(در صورت بازگشت) اند.شاید عمده افراد این دسته را هنرمندان نقاش و ورزشکاران رشته های غیر اصیل تشکیل دهند.اینان که پس از سالها تلاش و بعضا کسب مقام های بسیار در عرصه های بین المللی،اکنون دوران میان سالی وکهن سالی خود را سپری می کنند؛بارها وبارها در میان گفته هایشان اعلام می کنند که آرزویی جز دیدار دوباره ی وطنشان ایران ندارند.
شاید تقبل هرینه های زندگی این دسته ی آخر آنقدرها زیاد نباشد،که وجهه ی کسب شده برای ایران پس از دعوت و بازگرداندنشان؛و پشتوانه ی امید ایجاد شده برای نسل جوان . بعلاوه مزایای ناشی ازمهیا ساختن زمینه ی کاری آن دسته از متخصصین مهاجر چه در زمینه ی ارتقاء سطح علمی،و چه در زمینه ی افزایش توان عملی کشور؛مسلما بر شما پوشیده نیست.(هر چند که بسیاری از آنان فقط می خواهند به نوعی دین خود را به میهن ادا کنند و چیزی جز مهیا بودن شرایط کاری مناسب نمی خواهند.)
شاید حمایت از جوانان وجلوگیری از فرار مغزهای جوان فقط یک سرمایه گذاری بلند مدت باشد که تضمینی برای سوددهی آن نیست،اما حمایت از این افراد که اکنون در زمان ثمردهی اند تنها یک هزینه ی اولیه برای رسیدن به سود فوری است. بجا ست که خود با دیدن این برنامه به چاره اندیشی درباره ی کمک به این سرمایه های ماندگار بپردازید و اقدامات لازم جهت بازگشت آنان را مهیا سازید.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
م.ت.کریم زاده

در دوم خرداد 1376 مشارکت بالای مردم در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب قاطعانه ی " سید محمد خاتمی " به عنوان رئیس جمهور، دور تازه ای از حیات سیاسی ایران را رقم زد. خاتمی در شرایطی سکان هدایت دولت را بر عهده گرفت که از نظر داخلی ، با جامعه ای خسته از پیامدهای جنگ و مشکلات اقتصادی ناشی از قیمت پایین نفت و از لحاظ خارجی با کشوری در وضعیت نه چندان مناسب مواجه بود. خاتمی که با شعار اصلاحات آمده بود به سرعت در بین جهانیان به شخصیتی بارز بدل شد. جامعه ی ایرانی که تا آن زمانی مفاهیمی چون "دمکراسی" ، "حقوق بشر" ، "جامعه ی مدنی" و .. را در کتابها و مقالات می جست این بار این شعارها را در هسته ی حاکمیت و دولت می دید. همین مساله باعث به وجود آمدن نوعی "حرکت" در جامعه ی یخ زده ی ایران گشت. این گفتمان جدید که از دو دیدگاه داخلی و خارجی جذابیتهای فراوانی را به دنبال آورده بود. در بعد داخلی ایجاد موجی از حرکت در میان نخبگان فرهنگی و علمی کشور که سال ها دغدغه های خود را در "دلها" محبوس می کردند و آن روزها را روزهای موعود می پنداشتند بوجود آورده بود و از بعد خارجی گفتمان جدید حاکم بر ایران که از "تشنج زدایی" و "کفتگو" سخن می گفت به سرعت در سراسر گیتی نوعی کنجکاوی و امیدواری در میان دولتها وسازمان های بین المللی ایجاد کرده بود.
این نگاه در آغاز سال نوی میلادی ( هشتم ژانویه ی سال 1998 ) با مصاحبه ی شبکه ی تلوزیونی CNN با خاتمی وارد مرحله ی جدیدی شد. خاتمی در این مصاحبه به نوعی مانیفیست سیاست خارجی دولت خود را اعلام کرد و حتی در اظهار نظری بی سابقه سخن از "گفتگو با مردم امریکا" به میان آورد که نشان از حسن نیت دولت جدید ایران در ایجاد ارتباط فراگیر با تمامی کشورهای دنیا داشت. همین گفتمان جدید باعث شد مادلین آلبرایت – وزیر خارجه ی وقت امریکا – تنها 9 روز پس از این مصاحبه ی مشهور خواهان بهبود روابط با ایران شود و پیشنهاد کرد دو کشور برای بهبود روابط خود یک "نقشه ی راه" ترسیم نمایند.
علیرغم پاسخ منفی تهران به این پیشنهاد، نفس این حرکت در نظر بسیاری از کارشناسان و متخصصان به عنوان تغییر عملی رویکرد سیاست خارجی ایران مورد ارزیابی قرار گرفت.
در نتیجه ی دیپلماسی 8 ساله ی خاتمی ، ایران از کشوری ناشناخته و گوشه گیر به کشوری موثر و شناخته شده در صحنه ی روابط بین الملل تبدیل شد. در بخش بعد به تفصیل به بررسی این دیپلماسی 8 ساله خواهیم پرداخت.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
م.ت. کریم زاده

پس از درگذشت امام خمینی در سال 1368 هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران سوگند یاد کرد. هاشمی در حالی دولت را اختیار گرفت که ایران از جهات مختلف شرایط ویژه ای داشت. ( فوت امام ، پایان جنگ و نابسامانی های اقتصادی حاصل از آن، نرخ تورم بالا ، بیکاری و غیره از ویژگی های مهم آن مقطع از زمان بود). هاشمی دولت خود را "دولت سازندگی" نام نهاد و اولویت نخست دولت خود را بازسازی اقتصادی این کشور جنگ زده اعلام کرد.
در این بین تحریم های اقتصادی – سیاسی امریکا بر علیه ایران که بسیاری از متحدان اروپایی واشنگتن را نیز در بر می گرفت یکی از مهمترین موانع بر سر جذب سرمایه گذاری و بازسازی ایران به حساب می آمد.
نگاه لیبرال هاشمی باعث شد تا دولت او در عرصه ی سیاست بین الملل سیاست "دوری از تنش" را سرلوحه ی کار خود قرار دهد ؛ سیاستی که می توان گفت تا حد زیادی موفق بوده است. موقعیت سیاسی ایران اگرچه در این دوره بهبود چندانی نیافت اما دولت هاشمی توانست در عرصه های بین المللی و بویژه در میان کشورهای منطقه ی خاور میانه نفوذ قابل توجهی ایجاد کند و جایگاه سیاسی ایران ر ا در منطقه بهبود بخشد. بهبود روابط سرد گذشته با مصر و عربستان، ایجاد فضای اعتماد نسبی با کشورهای اسلامی و ایجاد ارتباط "بهتر از گذشته" با اروپپا از دست آوردهای دولت هاشمی است.
اما سطح روابط خارجی ایران در این مقطع هنوز پایین بود. مهمترین حوادث بین المللی در طول حیات دولت هاشمی عبارتند از :
1 – بی طرفی ایران در جریان عملیات طوفان صحرا ( حمله ی امریکا به کویت 91 – 1990)
2 – تصویب قانون جلوگیری از تولید تسلیحات کشتار جمعی توسط ایران و عراق ( 1992 )
3 – اعتراضات شدید دولت امریکا به عقد قرارداد دو میلیارد دلاری شرکت نفتی کونوکو ی آمریکا با ایران و لغو این قرارداد. (1995)
4- امضای حکم ممنوعیت سرمایه گذاری در بخش انرژی ایران توسط شرکتهای امریکایی بدست کلینتون.
5- اعلام ممنوعیت تجارت و سرمایه گذاری در ایران توسط ایالات متحده (1995)
6- تائید قانون تحریم های ایران و لیبی (LISA) که به موجب آن شرکتهای خارجی که در ایران بیش از 20 میلیون دلار سرمایه گذاری کند مجازات می شوند. (1996)
7- تعریف مقررات بازدارنده ی ویژه توسط اتحادیه ی اروپا به منظور جلوگیری از الزام شرکت های اروپایی به رعایت قانون LISA (1996)
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 
م. ت. کریم زاده

همانطور که در شماره قبل خواندیم ، امام بارها بر ایجاد ارتباط با تمام کشورهای دنیا تاکید می کرد.اما چرا اساسا روابط ایران با سایر کشورها در همان ابتدا به سردی گرایید؟
مهمترین این دلایل عبارتند از:
1 – سیاستهای تاریخی خصمانه ی دولتهای اروپایی و امریکا.
کودتای 28 مرداد و سرنگونی دولت مصدق و حمایت امریکا و اروپا از شاه در جریان قیام سالهای 41 تا 43 و حمایت این دولتها از شاه در جریان انقلاب سه برخورد عمده ی این دولتها به حساب می آید.
سمپاشی تبلیغاتی رسانه های خارجی در نامشروع جلوه دادن جریان انقلاب که متناقض با روحیه انقلاب مردم بود و خشم آنها را بر می انگیخت نیز از دیگر مصادیق چنین سیاست هایی است.
2 – تاثیرات جریان چپ مارکسیست در فضای کشور که در رادیکال کردن فضای سیاست خارجی بسیار موثر بود.
3 – فقدان استراتژی مشخص در تبیین سیاست خارجی به دلیل اوضاع پیچیده ی داخلی.
امریکا در دیپلماسی خارجی برای کشورها ، حتی برای آنها که با آن ارتباطی ندارند ، مهمترین و موثرترین کشور به حساب می آید. در شروع انقلاب ، خصوصاً پس از واقعه ی تسخیر لانه ی جاسوسی توسط دانشجویان ، روابط ایران و امریکا به تاریک ترین لحظه ی خود در تمام طول تاریخ رسید تا آنجا که امریکا با اعزام نیروهای نظامی نخستین حضور نظامی خود را در ایران پس از جنگ جهانی دوم آن هم تحت ائتلاف در تاریخ ثبت نمود. از آن زمان آتش دشمنی امریکا با ایران شعله ور شد. محکومیت ایران در شورای امنیت اعلام تحریم های اقتصادی و سیاسی بر علیه ایران و ... نمونه ای از سیاستهای امریکا بود که بعضاً نیز تا کنون ادامه یافته است.
به نوعی می توان سیاست خارجی رژیم سیاسی نوپای ایران را در روزهای انقلاب ، یک سیاست "واکنشی " قلمداد کرد. در حالی که ایران در حال بازسازی فضای "به هم ریخته " ی داخلی بود تحمیل جنگ در 1981 از سوی عراق بر علیه ایران باعث شد تا ایران که سالهای ابتدایی انقلاب را در بازسازی چهره ی جهانی خود از دست داده بود 8 سال دیگر را نیز از دست بدهد. یعنی عملاً می توان در بررسی تاریخ سیاست خارجی ایران از دوره ای که با انقلاب اسلامی آغاز شده و با پایان جنگ خاتمه می یابد صرفنظر نمود.
جنگ عراق نمونه ی برخوردهای خارجی با نظام سیاسی ایران بود.
جایگاه ایران در مجامع مختلف بین المللی از شورای امنیت و سازمان ها ی حقوق بشر گرفته تا سازمان های بین المللی اقتصادی افول کرد تا حدی که بسیاری از این موقعیت ها هنوز هم بازیابی نشده اند و ایران به چهره ای نه چندان تاثیر گذار حتی در مجموعه های کوچکی مانند او پک ( سازمان تولید کنند گان و صادر کنند گان نفت ) بدل گشته است.
ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 7:36 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 
م.ت.کریم زاده

در دو بخش قبل ، به بررسی اجمالی روابط سیاسی ایران با سایر کشورها، قبل از انقلاب پرداختیم. و اینک ...
روابط ایران بعد از انقلاب
پس از انقلاب بهمن 57 و تغییر رژیم سیاسی ایران از" سلطنتی " به "جمهوری اسلامی" طبیعتا ارکان کشور شاهد دگرگونی شدیدی شده بود. اما یکپارگی و وحدت مثال زدنی مردم در روزهای نخستین انقلاب ، هزینه ها و التهاب را به حداقل خود رسانده بود و شاید در سریع ترین زمان ممکنه کشور آرامش اولیه خود را بدست آورد.
به دستور امام خمینی دولت موقت به سرعت تشکیل شد تا نه تنها عنان دامور را تا برگزاری انتخابات در دست بگیرد،بلکه انقلاب ایران را که از منظر بین المللی مبهم بود را به جهانیان معرفی کند.
مهندس بازرگان " از نیروهای ملی-مذهبی" رئیس این دولت بود و وزارت خارجه به ابراهیم یزدی که او نیز از ملی- مذهبی هاست سپرده شد. در مورد روابط خارجی ایران پس از انقلاب دو دیدگاه وجود دارد.گروهی از صاحبنظران معتقدند که ایران از همان ابتدا در چارچوب شعار "نه شرقی،نه غربی" خود مسیر انفعال و جدایی از سایر کشورها را برگزیده بود. در مقابل برخی دیگر از تحلیلگران این دیدگاه را به دلایل زیر رد می کنند: 1- امام بارها قبل از انقلاب و در مصاحبه با خبرگزاریهای مختلف گفته بودند:"ما بنا بر دشمنی و مخالفت با هیچ کشوری را نداریم"
2- امام چندین بار ،خصوصا در زمانی که سایروس ونس وزیر خارجه اسبق امریکا از امام تقاضای ملاقات کرده بود، چندین بار در پاسخ می گویند:" ما برای احقلق حقوق خودمان و حل و فصل مطالبات خود خصوصا مسئله اموال ایران در امریکا و روشن شدن برخی قراردادهایی که در رپیم سابق با امیکا منعقد شده بود، باید وارد مذاکرات جدی بشویم."
3- ابراهیم یزدی بارها سیاست کلی نظام را عدم دشمنی با سایر کشورها می خواند.
این مطالب همت ایرانیان را در راه ایجاد ارتباط با سایر کشورها در راستای ایفای منافع از دست رفته کشور را نشان می دهد.
اما انقلاب در همان ابتدای راه تنها ماند. و حتی دولت ها همسایه ( نه مردم) با وجود اشتراکاتی مانند همسایگی و مذهب، چراغ سبزی به نظام نو پای سیاسی ایران نشان ندادند. عمده حمایت هایی که از انقلاب ایران شد محدود به"امریکای لاتین" که هنوز هم متاثر از فضای انقلابی خود بود، باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 8:29 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |