تبليغاتX
روزازنو

روزازنو

روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد

مرد چیه تا کله پاچش چی باشه!!!

مهدی خداد زاده

بنا بر آخرین تحقیقات میکروبیولوژیک، فیمینیستها به دو راسته ی :  فیمینیست های زن و مردان فیمینیست تقسیم می شوند! به علت در نظر گرفتن پاره ای عواقب، از بررسی زنان فیمینیست و اشاره به ترشیدگی آنها صرفنظر می کنیم و امعاء و احشاء فکری مردان فیمینیست را بررسی می کنیم! این موجودات خود به دو دسته ی زن ذلیل ها و غیره تقسیم می شوند. دسته ی دوم فارغ از فشارهایی که بر طبقه ی زن ذلیل ها وارد می شود، فی نفسه طرفدار حقوق زنان هستند و فکر می کنند: " حقوق زنان حقوق بشر است!" و البته در نظر اول این موجودات با یک تخته کمتر به نظر می رسند! که این موضوع کم و بیش صحت دارد! یکی از همین موجودات با کشف تعدادی ضرب المثل فیمینیستی مشت محکمی بر دهان جامعه مردسالاری زده و بنده نیز پیشاپیش به نوبه ی خود این دسیسه را محکوم می کنم!

- در دروازه رو میشه بست، ولی در شکم مردا رو نمی شه!

- مرد با همون یه تنبونش، فکر زن جدید هست!

- شوهر نبین چه هیزه!   دو تا دمپایی بخوره سر به زیر میشه!

- شوهر چرخ کرده بیه از بوی فرند هندسام! ( بسته به کاربری عکس قضیه نیز صادق است!)

- یه سوزن به شوهرت بزن، یه جوالدوز به مادر شوهرت!

- مرد بیار باقالی بخوره!

- زن که دو تا شد، مرد یا خل میشه یا فیلسوف! ( فیمینیستی بودن این یکی در دست بررسی است)

- با حلوا ملوا پختن شکم مردا سیر نمیشه!

- چوب خدا صدا نداره، ازدواج دوباره مردا هم همینطور!

- خواهی نشوی رسوا، سلیقه ی شوهرت رو زیاد جدی نگیر!

- روباهه دستش به انگور نمی رسید، از آقای باغبان خواهش کرد براش بچینه! ( این یکی معنی گراست)

- مرد همسایه غاز است!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 4:48 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 

تقلب ، راهكارها ، بايد ها و نبايد ها

مهدي خداداد زاده – الكترونيك 82

قبلا شما رو به تمرین تقلب و تجربه كردن اين پديده دعوت كردم و هنوز كه هنوزه از اين كار پشيمون نشدم. حالا قصد دارم به وعده خودم عمل كنم و تا جايي كه جا داره شما رو با روش هاي مختلف تقلب كردن آشنا كنم . اما از اونجايي كه افراد حرفه اي اين كار هيچ گاه نم پس نمي دن و در انتقال مفتي يك عمر تجربه خود هيچ تمايلي ندارن و همچنين به دليل پاره اي مسائل امنيتي ، چاره اي ندارم جز اين كه به گزيده اي بسنده كنم و چند روش مقبول تر كه معمولا جواب مي ده رو معرفي كنم.
به طور كلي مي شه تقلب رو به دو دسته مدرن و كلاسيك دسته بندي كرد . از روش هاي كلاسيك ، استفاده كردن از كاغذهاي كوچيك و دستمال كاغذي ، تجهيزات دانشگاه ، صندلي و ديوار و هر جايي كه امكان درج يافته هاي علمي رو داشته باشه - ذره اي نگراني به خودتون راه ندين چون شما هزينه استفاده از اين وسايل رو قبلا پرداخت كرده ايد – استفاده از اجسام تيره ، مثل كيف پول و ماشين حساب و .... كه با قرار گرفتن در زاويه ي مناسبي با نور، مثل يك برگه سفيد قابل استفاده است . و ديگه صحبت كردن و برگه بغل دستي هم كه خوراك هر امتحانيه .
و اما بايد طرحي نو در انداخت و براي پيشرفت علم با علم پيش رفت و سعي كنيم تا جايي كه توانايي داريم از روش هاي مدرن تقلب هم استفاده كنيم . از جمله اين روش ها ، استفاده از ماشين حساب هاي پيشرفته و حافظه دار و همچنين موبايل است. در مورد ماشين حساب كه نيازي به توضيح نيست و اما موبايل، از مدرن ترين استفاده هاي اين وسيله ، عكس گرفتن از برگه امتحان و فرستادن براي همديگر است كه تازگي خيلي طرفدار پيدا كردن . البته در يك ارتباط مستقيم با خارج يا حتي داخل جلسه هم كارايي داره . كه به علت هزينه زياد عوام پسند نيست .
اصولا بهترين انواع تقلب ها اونهايي است كه به صورت تيمي انجام مي شه در اين نوع ديدگاه علاوه بر اين كه باعث بوجود آمدن يك حس نوع دوستي و تقويت رابطه ي عاطفي بين اعضا تيم مي شه ، مي تونيم با تقسيم نيروي كار ، از هدر رفتن انرژي جلوگيري كنيم . البته لازم به ذكر است كه اين تيم ها تا چهار نفر كارايي داره و بيشتر از اون مايه درد سره ! نكته مهمي كه بايد حتما مد نظر قرار گيرد ، اينه كه تمام اعضاي تيم بايد از يك جنس باشند. حضور جنس مخالف در بين اعضاي تيم باعث تقسيم نامناسب وظايف، و از همه مهمتر توزيع ناهمگون اطلاعات مي شه . در ضمن ممكن است در نحوه چيدمان افراد در جلسه امتحان – كه اهميت فوق العاده اي داره – مشكل ايجاد شود و پروژه از همان بدو امر با شكست روبه رو مي شود.
به هر حال مطمئنم با تكرار و تمرين ، خودتون به تمام نكات ريز اين قضيه احاطه پيدا خواهيد كرد . و سعي كنيد در انتقال تجربيات خود به بقيه دريغ نكنيد .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 

روزی از نو :: مهربون دات کام

وحید توانا

این اینترنت از وقتی که آمده به دنباله ی هر مفهومی یک لغت "الکترونیک" بسته اند. پست الکترونیک، کتاب الکترونیک، آموزش الکترونیک، فروشگاه الکترونیک، دولت الکترونیک و این آخری ها هم که عشق الکترونیک!
اتفاقاً در این فقره ی آخری مملکت ما از ممالک پیشتاز جهان است (ر.ک. مملکت گل و بلبل ، لغتنامه دهخدا). طرف عصر جمعه از سر بی حوصلگی نشسته به چت کردن، یک مرتبه می بینی یک دل نه هزار دل عاشق شده! پس فردا هم با سه تا بچه جلوی در دادگستری توی صف طلاق ایستاده یکی توی سر خودش می زند ده تا توی سر بچه ها! یکی نیست بگوید خوب گوسفند الکترونیک!! اینطوری که تو زن گرفتی مردم زنبیل نمی گیرند! حالا بکش!
تازه این جای خوبش بود! همان طرف را در نظر بگیرید که دوباره یک دل نه هزار دل عاشق شده. بعد از سه چهار ماه تبادل دل و قلوه بالاخره معشوقه ی محترمه را راضی می کند که فلان روز فلان جا باش تا من ببینم روی تو ای ماه و شمع روشنم!!
و بالاخره روز دیدار با همه ی ویژگی های رمانتیکش فرا می رسد. از اول صبح دنبال کت و شلوار و کفش و کلاه و گل و ادکلن و اینها تا ساعت 6 بعدازظهر که بالاخره وقت ملاقات میرسد. حالا سر قرار چه ببیند خوب است؟!! معشوقه با دوازده و نیم متر ریش وسبیلش تکیه داده به تیر چراغ برق و دارد دور انگشتش زنجیر می چرخاند! ( اسمش گمانم غضنفر باشد و این هم آی دی یاهوش : sharareh_love1364)!
دوباره همان فرد را در نظر بگیرید که ... بی خیال! شعر را بخوانید که جا نداریم...

توی کافی نت نشسته، ساکتِ ساکت شده
غرق دنیای مجازی ، غرق اینترنت شده!
مینویسه توی یک برنامه ی فیلتر شکن :
"عاشقی دات کام ، اسلش عشق من"
با حروف انگلیسی داره صحبت می کنه
اصطلاحاً داره با یک خانمی "چت" می کنه
اتفاقاً داره حرفای قشنگی میزنه
خوش به حالش! داره تنهاییشُ قسمت می کنه
میگه ای محبوب من! ای مهربون دات کام من!
رفته از اندوه دوری طاقت و آرام من
من دلم افتاده توی گِردی "ات ساین" تو
آخ الهی من بمیرم زیر "آندرلاین" تو
مهربونم! تو دل من نیست تاب انتظار
واسه من ایمیل بفرست ، لااقل پی ام بذار!
...
تو همین حال و هواها خانمه "آفلاین" شد
با یه بدبخت دیگه خورشید عشقش "شاین" شد
...
طفلکی غصّه ی عالم رو دلش موند
تو همون کافی نته منتظرش موند
مهربون دات کامش اما اونو ول کرد
یا نیومد ، یا اومد "اینویزیبل" کرد!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 

روزی از نو

وحید توانا

شبیه سازی
هزار ماشاءالله مملکت دارد روز به روز خوشمزه تر می شود.هفته ی گذشته پژوهشکده ی رویان – وابسته به جهاد دانشگاهی – خبر داد که تا دو ماه دیگر اولین گوسفند شبیه سازی شده در ایران متولد می شود. همان هفته ی گذشته در بروجرد اعلام شد که یک گوسفند – وابسته به یک گلّه - برّه ی انسان نما زاییده است. واقعاً که عجب اسب تو اسبی شده! ( ببخشید! به من گفته اند مودّب باشم!) ظاهراً من بعد قرار است آدمها گوسفند دربیاورند ، گوسفندها آدم!

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
آدمی گوسفند زائیده است و گوسفند آدمی

چه خبر از پول نفت ؟!
هیچی آقا! سلامتی! شما خوبین ؟! فعلاً که مجلس لج کرده به وزرا رای نمی دهد. سومی را هم رد کردند. خلاصه اینکه بیخودی سفره هایتان را صابون نزنید. از قرار معلوم حالا حالاها از این خبرها نیست!

من از نهایت ناکامی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه ی من آمدی
برای من ای مهروز وزیر بیار
و یک مجلس با مرام که به وزیر من اعتماد کند

پول وَدین!
و امّا!! از هرچه بگذریم سخن پول خوشتر است! این مطلبی که می خواهم بگویم البته گفتنش سخت است ولی خوب باید گفت. حیف که ناسیونالیسم جیزّ است اگر نه می گفتم این کارهایی که بعضی ها می کنند اصلاً در شأن مردم با فرهنگ ایران نیست ] پس در کجایشان است ؟! [.
بی پرده بگویم! آقا جان روزنامه را که بر می دارید پولش را هم بدهید! والله بالله درآوردن این صاحب مرده خرج دارد! ( در ضمن آن برگه های نظر سنجی هم مال شماست. یک زحمتی بکشید چهار تا ضربدر بزنید، خونتان پای من! )

با توام آقای دانشجو! خجالت دَروَکن!
پول این روزنامه ی بیچاره رو « یک در »* نکن!
ای که پای گیشه می خونی و از بر می کنی
سی تومن بنداز ببر؛ از بر نکن!
چی ؟! بهت برخورد ؟! ببخشید! بی خیال!
خوب بیا مفتی بخونش! قهر نکن!

* البته قبلاً « دو در » بوده ولی مثل اینکه یکی از درهایش را بلند کرده اند!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط روزازنو  | 

تمرين تقلب يادتون نره !

مهدي خداداد زاده – الكترونيك 82

تقلب ، شيرين ترين پديده ي متا فيزيكي هرامتحان !!
تا حالا فكر كردين كه بايد تمام عمرتون رومديون استاداتون باشين ؟ مي پرسين چرا ؟ براي اين كه اگر همين كوئيزو امتحاناي اين اساتيد گرام نبود كه ديگه تقلبي هم وجود نداشت ! بعد از دوران برزخي طول ترم و اين كه لنگ در هوا منتظر امتحانات آخر ترم مي شين، بزرگ ترين اتفاق هيجان انگيزي كه مي تونه شما رو به زندگي برگردونه ،تقلب مثبت و كاراي سر جلسه امتحانه ! اونم چه تقلبي ! جلوي چشم كلي مراقب كه مثل عقاب كوچكترين حركتي رو دنبال مي كنن . تازه بيش ترين لذت رو وقتي مي برين كه قبل امتحان حسابي از تقلب شنيده باشين و استادتون شما رو به مجازات هاي مختلف تهديد كرده باشه و بعد شما طوري تقلب كنين كه به عقل جن هم نرسه .
عموما بچه ها سر جلسه امتحان ، به سه دسته تقسيم مي شن : متقلب ها ، تقلب رسانان ، سيب زميني ها .
•متقلب ها كه پر تلاش ترين اين افراد به حساب ميان و سر جلسه عينهو كفتري كه پاش گير كرده باشه ، تا آخر امتحان در حال بال بال زدنن و انصافاً تلاش و اراده اين گروه ستودنيه !
•تقلب رسان ها كه ديگه خودشون قند و نباتن و آخر مرام و معرفت و جاي هيچ بحثي ندارن !
•و اما سيب زميني ها !! انسان هايي كاملا چندش آور كه آدم وقتي اونار و مي بينه ، از زندگي نا اميد ميشه . از اول تا آخر امتحان سرشون مثل لاك پشت رو برگه شونه . از همه بدتر وقتي از اوانا تقاضاي امداد داري ، طوري بهت نگاه مي كنن كه تا آخر عمرت به خودت فحش بدي و خودتو لعنت كني كه چرا چنين در خواستي از اين موجود كردي !!!
به هر حال تمام اين حرفا تلنگري بيش نبود براي اينكه اينو بهتون گوشزد كنم كه فصل ، فصل امتحانات ميان ترم و بهترين زمان ، براي تلافي فرصت هاي از دست رفته گذشته در جهت حداقل يكبار تجربه تقلب است . يا در مورد سابقه دارها ، تمرين و تدارك براي هر چه بهتر و بي نقص ترانجام دادن اين فرضيه واجب دانشجويي ، در امتحانات نهايي ( پايان ترم)
ان شاء ا... من هم سعي مي كنم در جهت ارتقاء سطح آگاهي دوستان ، با مصاحبه با افراد صاحب سبك در اين زمينه ، روش هاي مفيد تقلب را در شماره بعدي روزنامه معرفي كنم .
در آخر از خداوند متعال طلب استغفار مي كنم و نسبت به تمامي دوستان و اساتيد ، اظهار پشيماني و شرم ساري !

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 

روزی از نو :: صادق آویزان

در حاشیه ی آویزان کردن انجمن اسلامی ، صادق هدایت را از پای وی
وحید توانا

با خبر شدیم که دوستان ما در انجمن اسلامی چند جلد کتاب را در مقابل در ورودی آن انجمن، با نخ شیرینی از سقف آویزان کرده اند ( البته به مناسبت روز کتابخوانی! ).
با خبرتر که شدیم دیدیم یکی از آن کتابها سگ ولگرد صادق هدایت است!

صادقا بستند پاهای سگ ولگرد تو
این به ظاهر دوستداران بد نامرد تو
بند شیرینی به دست و پای آن حیوان زدند
صادقا امروز این سگ می شناسد درد تو

واقعاً دردناک است. مثل این است که خود صادق را آویزان کرده اند!
این سگ زبان بسته که زبان هم ندارد گلایه کند. اما اگر داشت شاید به انجمنی ها اینطوری می گفت:

ای که بستی پای لنگ و چشم پر آب مرا
خود تو نشنیدی مگر واغ واغ ساهاب مرا
نیمه شب می آید و می خواهد از تو کین من
بوف کور ار بشنود « ای دوست دریاب » مرا

اما خوب! آدم که نباید یکه به قاضی برود. شاید این بیچاره ها برای این کارشان دلیلی داشته اند. شاید اقدامشان نمادین بوده! خاصه اینکه این روزها شایع است یک عده از بیرون وارد دانشگاه می شوند که از نظر شکل و قیافه مثل خودمان هستند ولی در واقع دانشجو نیستند و برای کارهای دیگر می آیند. شاید می خواسته اند یک جوری به این ولگردها برسانند که ما سجادی ها سگ را آویزان می کنیم، شماها که هیچ!!

ای که ولگردی و دانشجو نه ای
ای که گرد گردی و گردو نه ای
ای کار ضد شرع و ضد عفت می کنی
نرّه خر تو آدمی! یابو نه ای!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 7:42 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 

سرسفید :: ايران قهرمان فوتبال جهان

امروز يكشنبه 25/4/85
ايران6 برزيل صفر
تيم ملي فوتبال ايران با شكست تيم برزيل قهرمان رقابتهاي جام جهاني 2006 آلمان شد . به گزارش خبرگزاريهاي جهاني 6 گل تيم ايران را به ترتيب ميرازاپور ،چلنگر،مهدوي كيا(با يك حركت قيچي برگردان به طوري كه توپرا از پشت 18 قدم به زير طاق دروازه برزيل شليك كرد)،علي دايي 2 گل آنهم با زدن 3 تا لايي به هر بازيكن برزيل و يك گل علي كريمي كه به زيبايي همه بازيكنان دو تيم را دريبل زد و حتي به داور مسابقه يك لايي جانانه زد و گل ششم تيم ايران را به ارمغان اورد. اين بازي كه در نوع خود بي نظير بود موجب شد كه رونالدو تقاضاي تابعيت ايراني كند. رونالدينهو نيز در گفتگويي اختصاصي با نشريه روزازنو سخن از تمايل قلبي خود برای به عضويت در آمدن در تيم فوتبال شموشك نوشهر گفت. وي افزود امكانات فني فوتبال ايران بسيار زياد و باشگاههاي ايران داراي بهترين امكانات چه از نظر مالي و چه از نظر اخلاقي مي باشند!! به طوري كه رياست تيم بدبخت و بيچاره كنوني من يعني بارسلونا تقاضاي دو ميليون تومان وام ازدواج از بانكهاي ايران نموده است. وي در ادامه گفت كه البته من يك دليل ديگر هم براي بازي در ايران دارم و آن عدم شلوغي زياد در كنار زمينهاي مسابقه است چون شنيده ام كه پليس براي تلطيف فضاي ورزشگاهها تعداد مشخصي از تماشاگران را به ورزشگاه راه مي دهد.
همچنين بنا به گزارش رسيده سرمربي تيم ملي ايران عوض شد. فدراسيون فوتبال طي بيانيه اي اعلام كرد با توجه به اينكه تيم ملي ايران چندين شكست را دركارنامه خود داشته از جمله شكست از تيم مقدونيه!!،ما اقدام به اين كار كرديم. در اطلاعيه فدراسيون آمده است كه براي ما قهرماني در جام جهاني هيچ ارزشي ندارد مهم اينست كه تيم ايران بايد زيبا بازي كند. همچنين يك منبع آگاه كه نخواست نامش فاش شود گفت كه بر اساس سياست تمامي كشورهاي منطقه كه اگر سرمربي تيم مثل همان حيوان معلوم الحال !! جان بكند وتيم در همه مسابقات حساس پيروز شود ولي از يك تيم ببازد يا با آن تساوي كند بايد سرمربي بركنار شود، ما هم به تبعيت از همچنين سياست پيشرفته اي!! اين كار را انجام مي دهيم.
از حق نگذريم بعضي از ما تا به قول معروف باباي اين برانكو رو هم در نياريم دس بر دار نيستيم كه نيستيم!!!
توصيه اخلاقي: ما شرقي ها داراي احساسات و عواطف بسيار لطيفي هستيم(حالمان بهم خورد از اين تعريف!!) ولي جون هر كي دوست داريد از اين خيالبافي ها نكنيد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط روزازنو  | 

روزی از نو :: بنی آدم

وحید توانا
در خبرها بود که آقای علی اردشیر لاریجانی – دبیر شورای عالی امنیت ملی – در همایش آسیای مرکزی و قفقاز نطقی ایراد فرموده اند و در انتهای آن ضمن انتقاد از بعضی کشورهای قدرتمند که ملتهای جهان را به دو دسته ی ملتهای خوب و ملتهای بد طبقه بندی می کنند، قطعه شعری از حضرت مشرف الدین، سعدی شیراز برای مهمانان خارجی قرائت فرموده اند ( همان بنی آدم اعضای یک پیکرند را !).
این خبر را که خواندم، دو فقره تعجب از خودم در وکردم؛ اول اینکه این شعر سعدی مال زمان زلزله و سیل و حریق و امثالهم است و برای تحریک مردم به مهروزی به کار می رود، نه در گیر و دار دعوا و برای خالی کردن دل حریف! عجیب است که آقای لاریجانی - که بحمدالله خودشان سالهای سال در رسانه ی ملی اهل ادب و فرهنگ بوده اند - چنین استعمالی از آن به عمل آورده اند. دوم اینکه طبقه بندی ملتها که چیز غریبی نیست. تا بوده همین بوده. هرکس که زورش زیادتر بوده، آنهایی که زورشان کمتر بوده را طبقه بندی می کرده. در این باب هم از آقای لاریجانی که تاریخ دان و مردم شناسند انتظار می رفت که سابقه ی تاریخی این قضیه را بدانند. مثلاً در زمان حمورابی در منطقه ی بین النهرین رسم بوده که مردم را به دو دسته ی شهروندان درجه اول و شهروندان درجه دوم طبقه بندی می کرده اند. یا مثلاً در زمان نبونید مردم بابل را سه دسته کرده بودند : خودی ها ، غیرخودی ها و نخودی ها. ( که ما آن زمان جزو نخودی ها بوده ایم! ) فقط اینها زورشان کم بود، ملتهای خودشان را طبقه بندی کردند. حالا یک نفر پیدا شده زورش زیاد است می خواهد دنیا را طبقه کند. این شکایت و شکایت کشی ها برای چیست ؟!
بگذریم! دیشب خواب غریبی دیدم. سعدی – علیه الرحمه – نشسته بود گوشه ی یک اتاق تاریک و تنگ و دست و پایش در زنجیر بود. عرض کردم : شیخ! شما را چه می شود؟! فرمود : این علی آقای شما کار دست ما داده. شعر ما را استعمال سیاسی کرده، ما را گرفته اند! عرض کردم : آخر به چه جرمی؟! فرمود : نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و عناد با قانون طبیعت. عرض کردم : خدمتی از بنده ساخته است؟ فرمود : آری! آن شعر بنی آدم را اصلاح کرده ام. این را بگیر و به اطلاع عموم برسان. بگو سعدی غلط کرد! بگو آدم با آدم فرق می کند. بگو بعضی ها بهترند! شاید فرجی شد و از ما گذشتند...

بنی آدم اعضای یک پیکرند
گروهی تن اند و گروهی سر اند

گروهی از اجزای بالا تنه
گروهی از اعضای پایین ترند

گروهی سبک وزن و بی ارزش اند
گروهی گرانمایه چون گوهرند

گروهی همانند چشم اند و گوش
دل و جان و اندیشه را رهبرند

گروهی آپاندیس بی مصرف اند
بلا آورند و مصیبت خرند

گروهی همانند دست تو اند
هنر آفرین اند و صنعتگرند

گروهی مثال زبان من اند
سرم را به سوی فنا می برند

خلاصه به اینجا رسانم سخن
که بعضی ز بعض دگر برتر اند

تو که شصت پای بنی آدمی
اگر هم بمیری نباشد غمی!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |