تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه

 

مهدیه رحیمی 

اگر آموزگار به راستی خردمند باشد، از شما نمی خواهد که به خانه معرفت او داخل شوید. بلکه  شما را به آستان اندیشه خودتان بار می دهد.

شايد خيلي وقت ها شده كه وقتي پيش يه كم سن بالاتر ها يا سن هاي قبل تر بنشينيد باهاتون دردودل كرده باشند و گفته باشند جوان ها هم جوان هاي قديم. چقدر فهميده تر بودند چقدر بيشتر فكر مي كردند. شايد اون لحظه تنها چیزی كه به ذهنتون رسيده اين بود كه در برابرش موضع بگيريد و از نسل خودتون تعريف كنيد راستي به نظر شما واقعا جوان هاي نسل ما فكر نمي كنند؟. تا حالا با خودتون فكر كرديد كه چرا نسل ما نسل بي تفاوت و منفعل شده؛ و هست و نسیت ها هيچ فرقي برايش نمي كنه و حتي توي ذهن اكثريت جوان ها اگه هم كسي اهل تفكر باشه انساني محسوب مي شه كه با فكر كردنش فرصت هاي خوب زندگي رو از دست مي دهد. شايد بارها فكر كرديد و شايد هم تا به حال هيچ وقت به اين موضوعات برخورد نكرديد اگه تا به حال هم فكر نكرديد تنها چند لحظه ای که اين مطلب رو مي خونيد با خودتون خلوت كنيد و خوب فكر كنيد ...

کسی که مثل ما غریبه نیست
در جواب اين كه نسل ما نسلي بي تفاوت است به خصوص در مورد جوان هايي مثل ما كه دانشجو هستند مي توان گفت عامل اصلي آن خستگي است. شما جواني را فرض كنيد كه در تب و تاب  كنكور لحظات جهنمي را طي كرده است و طي زمان هايي كه براي رسيدن به روياي دانشگاه بوده است تمامي احساسات و شور  و هيجان جواني آن سركوب شده است. چنين جواني اصولاً نيرويي ندارد كه بخواهد حساسيت خاصي از خود نشان دهد. بعد از اين كه اين دوران سخت را پشت سر گذاشت با دو مساله بزرگ كه شبهه و شهوت است مواجه ميشود. شبهه به همه چيزهايي كه در اطراف آن است. سوالاتي درذهن او ايجاد مي شود كه چون بستر مناسبي براي مطرح كردن نيست او را آزار مي دهد، به جنون مي كشاند و افسرده مي كند. جالب است بدانيد كه % 40 جوانان ايراني افسرده هستند و اين آمار وحشتناكي براي يك جامعه است. چرا جوان ايراني كشش خاصي به هيجان هاي كاذب و گذراندن زمان هاي زيادي را با دوستان خود دارد؟ چرا از تنهايي خود مي ترسد؟ از سكوت مي ترسد؟ چون دقيقاً زماني است كه تمام سوالات به او حمله مي كند و چون راهي براي رهايي از اين شبهات ندارد ناچار از تنهايي خود فرار مي كند يا وقتي هم در تنهايي خود را غوطه ور مي كند دست به خودكشي مي زند و همين طور است درمورد شهوت كه غريزه اي است كه خواه ناخواه بايد ارضاء شود نه سركوب آن هم از راه صحيح و درست و زماني كه راه درست آن فراهم نيست همين غريزه كه ميتواند باعث پيشرفت انسان شود باعث سقوط جوان ايراني مي شود .

از يك سر درگيريهاي دروني و از سوي ديگر فشارهاي خارجي از جمله اين كه نيازهاي مالي و ayشغلی و آينده اي مبهم همه و همه او را آزار مي دهد و در اين كشمكش ها راهي جز كشيده شدن به راه هاي نادرست و يا بي خيالي و بي تفاوتي ندارد .

نمي خواهم مثل بقيه نويسنده ها تنها به طرح يك مشكل بپردازم و همه مشكلات را گردن اين و آن بيندازم كه جوان ايراني خود مي تواند اولين و آخرين كسي باشد كه به خود كمك كند. در درجه اول بايد خود را از اسارت همه چيز آزاد كند كه انساني  كه تعلقي نسبت به هيچ چيز ندارد مي تواند آزادانه فكر كند و خودش بر همه مشكلات زندگي فائق آيد. تا زماني كه بت هاي ذهن شخصي شكسته نشود و مريد پول و ثروت و حتي انسان خاصي و عارف و عابد و ... باشد نمي تواند فكر كند و مانند عروسكي خواهد بود كه ديگران آن را هدايت مي كنند. و درجامعه اي كه وابستگي هاي زيادي وجود دارد انسان ها زحمت فكر كردن را به خود نمي دهند و براي رفع شبهات و دغدغه هاي دروني ابتدا بايد نسبت به آن چه ایجاد شبهه كرده است سوال مطرح كرد و بعد از طرح سوال بايد سوالات را تقسيم بندي كرد كه گاهي پاسخ به يك سوال مي تواند به يك مجموعه اي از سوالات پاسخ دهد. يعني مديريت صحيح بر آنچه در ذهن مي گذرد و در مرحله سوم تحليل سوال و تفكر در مورد سوال هاي مطرح شده. و انساني مي تواند داراي قدرت تفكر باشد كه بتواند آزادانه فكر كند. پس به جوان امروز بايد فرصت داد تا سوال هاي ذهن خود را مطرح كند و بتواند بر روي همه آن چه را كه قبول ندارد يك علامت سوال بگذارد تا بتواند در نهايت با طرح سوالات، قدرت تفكر خود را پرورش دهد. اگر تموم آرم هاي دنيا هم بخواهند جلوي ما بايستند ما جوان هاي ايراني بايد با قدرت تفکر بالاي خود زندگي سرشار از موفقيت و شادابي و نشاط داشته باشيم به اميد روزهاي خوب آينده .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1383ساعت 2:14 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |