تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه
خيلي وقتها جز خودمان هيچ كس را نمي بينيم ؛ حاضر نيستيم نگاهي به دور و برمان بياندازيم ، مي ترسيم فكر كنيم، مي ترسيم يادمان بيايد كه چه مسئوليتهايي داريم ، مي ترسيم آرامش كاذبمان متلاطم شود، كمي به اطرافمان نگاه كنيم دختر بچه اي مجبور است در گرما و سرما سر چهار راه ها دست فروشي كند ، مادرش آن طرف تر با كودكي در بغل اسپند در آتش مي ريزد ، كارگري غروب، خسته ، به اتاق اجاره اي اش در پايينترين نقطه شهر باز مي گردد و تمام راه مي انديشد كه در پاسخ نگاههاي پر خواهش كودكانش چه بگويد. مردي ، درمانده ، كليه اش را مي فروشد تا براي دخترش جهيزيه بخرد، پسر بچه اي كنار خيابان، پشت يك ترازو مشق مي نويسد....
از اين دردها فراوان است هر كسي هم مي تواند آنها را حس كند . كمي آرام بيانديشيم . آيا اين منصفانه است كه ما هر روز لباسي تازه بپوشيم و كودكي، سال نو را در حسرت داشتن يك جفت كفش سپري كند؟
هر شب آرام بخوابيم و همنوعي بخاطر نخوردن گوشت در طول زندگيش، فرصت زنده بودن را از دست بدهد؟
به فكر مدرن كردن خانمان باشيم و مردي كوله بار زندگي بر پشت از اين كوچه به آن كوچه به دنبال سقفي براي فرزندانش بگردد؟
كمي به خودمان بياييم. بفهميم كه ديگراني هستند كه به ما احتياج دارند. بفهميم كه دنيا تنها متعلق به ما نيست. كمك كنيم تا همنوعانمان هم شيريني زندگي را تجربه كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط روزازنو  |