روزگاري او از جنس نور بود. به زمينش خواند از براي شکستن قانون نور.چون بخشيدش،به هدايتش کوشيد.او را آموخت که بياموزد،و به قلم سوگندش داد تا ياد بگيرد که بداند؛ و چون آگاه شد بکوشد که به انجام رساند آنچه مي داند؛ و چون چنين کند ذره ذره وسعت روشنايي بر او بيشتر شود؛ و سرانجام به آنچه از اول بوده بازگردد.
آري ، ما آمده ايم که بياموزيم، بفهميم ، فکر کنيم ، و عمل کنيم. امروز دوباره ترمي ديگر آغاز مي شود و براي بسياري از ما (اعضاي روز از نو)، اين شروع به شدت به گذشته وابسته است. بگذاريد قدري فراتر روم. تعطيلات بين دو ترم براي تمامي فعالين دانشجويي فرصتي است براي انديشيدن به خود و کارهايشان؛ به اينکه به چه بهايي چيزهايي را بدست آورده اند و چه ها که از دست نداده اند.
نمره هاي پايين، افتادن، مشروط شدن، و... ! ؛ اتفاقهايي است که ممکن است براي همه ي ما رخ دهد و شايد منصفانه نباشد که همه ي اينها را به گردن فعاليت دانشجويي بياندازيم. گرچه معتقدم "هيچ چيز مهم تر از درس نيست " اما " فقط درس هم مهم نيست".
بهر حال فعاليت هاي دانشجويي ، خواسته و نا خواسته ، بر تحصيل ما تاثير گذارند. بويژه در دانشگاه ما که بسياري از بسترها براي فعاليت يا وجود ندارند و يا ناقص اند، و بار چنين کاستي هايي ناعادلانه بر دوش دانشجويان فعال در اين عرصه ها مي افتد.
قدري عميق اگر بيانديشيم ، شايد بهايي که در اينجا مي پردازيم :
براي کسب تجربه ، براي اجتماعي تر شدن ، براي ياد گرفتن تحمل نظر مخالف ، براي ياد گرفتن کار گروهي ، براي برقراري قانون هرچند به ضرر مان باشد، ... و براي بسياري از آموزه هايي که يک مهندس موفق فردا بدان نياز دارد در کنار معلومات علمي اش ؛
بسيار کمتر از بهايي باشد که براي جبران ضرر ناشي از عدم کسب اين مهارت ها در فضاي کاري ، زندگي شخصي ، و جامعه ي واقعي فردا بايد بپردازيم.
شايد بسياري از شما فکر کنيد اين مهارت ها را داريد. قبول ، ولي ضرر ندارد اگر براي خود اثبات کنيد آنچه مي انديشيد. دنياي فردا از لابلاي سر فصلهاي کهنه ي آموزش عالي بيرون نمي آيد،براي فردا بايد
دانش امروز را بياموزيم و براي اين ،نيازمند تعامل ايم. تفکرو بيان و،چشم و گوش و، جسم وروح ؛ همه دراين تعامل نقش دارند؛ و ما نا گزير از ارتباط.
آغاز ترم جديد مبارک، ترم نو را با انديشه هاي نو شروع کنيد.
... فکر نو مبارک