تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه
بشر 84 - تحریریه چهارشنبه
توي يكي از جلسات هيئت تحريريه نشسته بودم که ميان حرفهاي بچه ها نكته جالبي رو شنيدم. مشكلي كه من حداقل تا حالا به اون توجه نكرده بودم چون من يك پسرم!!! ولي بيشتر دخترهاي دانشگاه با اين مشكل دست و پنجه نرم مي كنند. تو جلسه بود كه يكي از دخترا گفت موقعي كه كلاس هامون ساعت 4 تا 6 يا 6 تا 8 بعد از ظهر تشكيل ميشه، بعد از تعطيل شدن كلاس براي اينكه بتونيم تا سر امامت 64 يا ايرج و يا سيد رضي بريم، بايد كلي متلك كه توي راه نثارمون ميشه رو تحمل كنيم. تازه مي گفت: اين كه چيزي نيست با اين همه ماشين كه وقت و بي وقت و پشت سر هم جلوي پامون ترمز مي كنن، با اون ها چكار بايد كرد؟

با خودم گفتم راست ميگن خب اون ها هم انسان هستند و دوست دارند در امنيت و آرامش كامل مسير دانشگاه تا خونه را طي كنن مثل ما پسر ها!!!
موقعي بحراني بودن قضيه رو درك مي كنم، كه مي بينم اون ماشين ها، ماشين پسراي دانشگاه خودمون هستند!؟! اين جاست كه تاسف مي خورم به حال خودم و به حال نسل خودم.

توي اين شرايط وقتي مي بينم سرويس دانشگاه آزاد از جلوم رد ميشه و ما همچنان در اين وضعيت هستيم، آخ همچنين اعصابم خورد ميشه. با خودم ميگم، مگر ما دانشجوي دانشگاه سجاد (زير نظر وزارت علوم تحقيقات و فناوري نيستيم) پس چرا دانشجوهاي آزاد سرويس دارند و ما هنوز نداريم. دختري مي گفت كه همين رشته اي كه اين جا دارم مي خونم توي دانشگاه آزاد مشهد در همين مقطع قبول شدم؛ ولي اومدم سجاد چون فكر مي كردم ... باشه ولي ديدم ... نيست. كاش! مي رفتم آزاد.

با چند تا دختراي ديگه هم كه صحبت مي كردم اون ها مي گفتند ما حتي حاضريم هزينه سرويس رو هم خودمون بديم ولي نمي دونيم دانشگاه خودش چرا اقدام نمي كنه. يكي از پسرايي كه الان ديگه داره فارغ التحصيل ميشه ميگه ما چند سال پيش با 200 تا دانشجو سرويس از دانشگاه گرفتيم.
حالا من می گم پس امسال كه 2000 تا دانشجو هستيم؛ ما هم مي تونيم؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |