بررسی علل عدم شرکت جستن دانشجویان دختر در فعالیت های جمعی دانشجویان
مهدیه رحیمی طبق آمار بدست آمده تعداد دانشجويان دختر مراكز آموزش عالي و دانشگاه هاي ايران بيش از پسران است. اين در حالي است كه تعداد دختران فعال در تشكل هاي دانشجویی كمتر از پسران مي باشد. امروز به طور خلاصه مي خواهيم به بحث و تحليل در مورد اين موضوع بپردازيم .
در اين امر كه دختران امروز، مربي جامعه فردا هستند؛ شكي نيست. اما آيا در جامعه امروز دختران شايستگي لازم در ارتباط با مهارت هاي اجتماعي را دارند يا نه؟ آيا تحصيلات دانشگاهي براي رسيدن به ويژگي هاي يك مادر نمونه كه به عنوان تاثير گذارترين عضو جامعه مي باشد، كافي است؟ چرا دختران جامعه ما براي كسب اين مهارت ها وارد جامعه نمي شوند؟ آيا منبعي ديگر را براي كسب اين ويژگي برگزيدند يا نه؟ اين ها سوال هايي است كه مي توان در ارتباط با اين موضوع مطرح كرد. ابتدا به بررسي تشكل هاي دانشجويي مي پردازيم اين كه آيا محيط مناسبي از جانب آن ها براي فعاليت دختران در اين مراكز ايجاد شده است يا نه؟ در مورد اين موضوع بايد با این ديد به اين قضيه نگاه كرد كه با توجه به اين كه جامعه ايران و خانواده هاي ايراني ديدي سنتي به حضور دختران در جامعه دارند، كه به طور قطع در بعضي موارد اين ديد صحيح است، آيا محيط اين گونه مجامع از ديد خانواده ها سالم است يا نه؟ آن چيزي كه مشخص است اين است كه در بسياري از اين تشكل ها به دليل عدم رعايت حدود بين دختر و پسر و به طور كلي قوانين و قواعد يك محيط كاري سالم، نمي تواند جايگاه اميني براي فعاليت دختران باشد. ما بايد اين مساله را در نظر بگيريم كه مي خواهيم به ازاي دادن يك توانايي به دختران چه ارزشي را از آن ها بگيريم؟ آيا اين محيط هاي نامساعد باعث نمي شود كه نه تنها به هدف خود نرسيم، بلكه از جاي اوليه فرهنگ ها سقوط كنيم؟ از طرفي ديگر اين عدم اطمينان باعث مي شود كه خانواده ها اين شرايط را كليت بدهند و حتي در مواردي كه تشكل ها محيط سالمي دارند نيز اجازه حضور آن را از دختران سلب كنند.
شايد اين سوال پيش بيايد كه وقتي خود شخص ضرورت فعاليت اجتماعي را حس مي كند، بايد سعي در قانع كردن خانواده خود بنمايد و به هر نحوي شده، البته در قبال دادن هزینه هایی، به هدف اصلي خود برسد. اين قضيه از بعضي جهات قابل دفاع است؛ اما جامعه ما يك جامعه ايده ال نيست و برخورد در قبال مسائل از جانب اعضاي جامعه نيز متفاوت است و همين باعث مي شود كه تعداد كمي تلاش براي رسيدن به هدف شان را انجام بدهند. خوب اين هم ريشه در فرهنگ يك جامعه دارد؛ كه دختران بيشتر سعي مي كنند كه تابع خانواده باشند تا اين كه نظرات خود را در مورد ريز مسائل زندگي خود اجرا كنند.
از طرفي تعدادي از دختران هم هنوز ضرورت فعاليت هاي اجتماعي و كسب اطلاعاتي غير از فيزيك و رياضي و شيمي و... را درك نكرده اند. يعني هيچ گاه به دنبال اين نبودند كه آگاهانه زندگي كنند. براي اين دسته اصلا موضوعات گفته شده در بالا پيش نمي آيد. چون اصلا در برنامه زندگي شان نمي باشد. مضراتي كه ناشي از اين عدم آگاهي دامنگير جامعه آينده ما مي شود، بسيار وحشتناك است. زيرا قطعا دروس دانشگاهي نمي تواند ابعاد شخصيتي يك انسان را در همه جهات رشد دهد. مانند اين كه عالم بدون اخلاق نه تنها براي يك جامعه مفيد نيست، كه تخريب كننده نیز هست! در واقع علل به وجد آمدن اين پديده در جامعه را می توان در بانيان ايجاد تشكل ها جستجو کرد، كه قطعا مي توان در هدفشان شك كرد! و از طرفي فرهنگ نادرست و پوسيده جامعه ما مي باشد و از طرفي ديگر خود دختران كه هيچ تلاشي در جهت شناخت حقوقشان نمي كنند؛ چرا كه كسي كه حقوق خود را نشناسد، هيچ گاه به دنبال احقاق حق خود نخواهد بود. پس بايد يك جريان همه جانبه با هدفي متعالي ايجاد گردد تا اين خلاء در جامعه ما از بين برود.
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط روزازنو
|