تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه
مليحه ميقاني- كارشناسي ناپيوسته كامپيوتر

امروز با اجازه شما دانشجويان محترم مي خوام برعكس هميشه بنويسم، هميشه ما خودمون رو جز قشر تضعيف شده مي دونيم و ناله و فغان كه چرا فلان درس اينجوري، دانشگاه اونجوري، كتابخونه كتابش كمه حذف و اضافه سخت بوده- چرا سلف غذاش بد بوده و ...
و ناله هامون گوش عالم رو كر مي كنه به هر حال مي خوام از اين قشر هميشه نالان دانشجو جدا شوم و سراغ گروهي ديگر بروم. استاد هاي گرانقدر.
در هفته گذشته با خيلي از دانشجويان صحبت كردم و هدفشون رو از تحصيل پرسيدم، خلاصه نظر خواهي ها چنين بود:
• اگر درس نخونم، چه كار كنم؟
• براي اينكه كار بهتري پيدا كنم، درس مي خوانم.
• با تحصيل، زندگي بهتري خواهم داشت.
• موقعيت هاي بهتري از لحاظ زندگي اجتماعي پيدا مي كنم.
• با مدرك، كار بهتر و حقوق بيشتري مي گيرم.
• فعلا خوبه، از سربازي هم خبري نيست.

دومين سوالم رو اينطور مطرح كردم:
چرا دوست داريد اكثر آدمهايي كه با اونها نشست و برخواست داريد، تحصيل كرده باشند؟
• آدمهاي تحصيل كرده، آدم هايي هستند كه بسياري از مسائل برايشان حل شده است.
• آنطور كه بايد و شايد با مسائل برخورد مي كنند.
• بخاطر موقعيت اجتماعي خيلي كارها را انجام نمي دهند.
• بيش تر فكر ميكنند.
• در زندگي خود بهتر عمل ميكنند.
مطالب بالا همه نظرات شما بود. حالا يك سوال ديگر از خودمان كه اسم دانشجو را يدك ميكشيم و تحصيل كرده به حساب مي اييم. چرا فكر نميكنيم؟ چرا در مسايل اجتماعي خود خوب عمل نميكنيم ؟ چرا موقعيت اجتماعي خود را در نظر نميگيريم؟
همه ي ما ميدانيم كه بعضي از ما رعايت احترام كلاس و استاد را نميكنيم. كلاس را مسخره ميكنيم و براي زحمت استادمان ارزش و احترام قايل نيستيم. واقعا چرا؟؟؟
من قبول دارم كه لازمه جواني شادابي است و شوخي و خنده. ولي نه آنقدر كه استاد را ناراحت كند. البته اگر ما كاري را از روي غرض ورزي انجام ندهيم، ديگران هم اين موضوع را درك مي كنند.
شايد بعضي ها در جواب بگويند كه فلان استاد، در فلان درس تسلط كافي ندارد كه اين افراد معمولا كساني هستند كه وقتي 4 كلمه ياد مي گيرند، ديگر روي زمين بند نيستند. و ره صد ساله را يك شبه طي كرده و از مقام استادي فراتر رفته اند. به هر حال من حرف آنها را قبول دارم كه هر دانايي معلم نيست، شايد قدرت بيان كسي كم باشد و هزارها شايد ديگر و اين حق ماست كه اين موضوع را حل كنيم ولي نه با سوال هاي بي مورد سر كلاس، نه با شوخي هاي رنگارنگ و صحبت كردن بي مورد و نه با هيچ كار ديگري كه احترام استاد و كلاس را از بين ببرد، بايد هر مشكلي را از راهش حل كرد و رعايت ادب را در هر حالي نمود، و لي در اينجا بايد عرض كنم اقليت خاصي وجود دارند كه در همه كلاس ها مشكل دارند، نه يك كلاس و يك استاد.
ما با كارهايي كه معمولا از روي بي فكري انجام مي شود، خودمان، خانوادمان و تمام آن چيزهايي را كه به خاطرشان زحمت مي كشيم، زير سوال مي بريم. يك بار فردي در جواب سوالهاي من گفت (انسانها براي اين بدنبال تحصيل هستند كه وسعت فكر پيدا كنند و اين وسعت فكر در همه مراحل زندگي و موقعيت ها موثر است)
وسعت فكر يعني چه؟ چه فرقي مي كند كه همسر يا دوست كسي، درس فيزيك را در دانشگاه با فلان نمره گذرانده يا زمان صحبت كردن در مورد زندگي بدانيم كه او فلان زبان برنامه نويسي را خوب خوب مي داند. ما معمولا دنبال همين وسعت فكر هستيم.
در پايان با نقل قولي از حافظ صحبتم را تمام مي كنم:
در ميكده از ما نخريدند به جامي
آن علم كه در مدرسه آموخته بوديم

منتظر شماره دوشنبه آينده باشيد، چون اين رشته سر دراز دارد...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 7:15 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |