مهدي خداداد الكترونيك 82
مسلما تا به حال براتون پيش آمده كه يكي از نزديكترين دوستانتون با پا فشاري بخواد كار اشتباه خوودش رو توجيه كنه، يا حتي بخواد شما رو در قبال عمل نادرست خودش متهم كنه، شايد هم اتفاق افتاده باشه كه اين نوع اختلاف نظرها باعث از بين رفتن صفا و صميميت بين شما شده باشد. به نظر شما علت چيه و عكس العمل صحيح در اين موارد چي مي تونه باشه؟
اگر كمي منطقي به قضيه نگاه كنيم ، به اين اعتقاد مي رسيم كه ريشه اين نوع رفتارها مي تونه دل و قلب آدم باشه. صرفا ما ادم ها براي اينكه هيجان روحي خودمون رو تسكين بديم و از تمام ظرفيت هاي اون استفاده كنيم، و يا براي اينكه بخواهيم به خواهش هاي دلمون جواب مثبت بديم، دست به كارهايي مي زنيم_ كه ممكن است از ديد اطرافيانمون خيلي عجيب و نادرست جلوه كنه_ و بواسطه غبار و تيرگي حاصل شده روي قلب و احساساتمون، ديگه جايگاهي براي جولان منطق و عقل باقي نمي گذاريم و مجال دور انديشي و توجه به عواقب ونتايج كار رو از خودمون سلب ميكنيم. به نظر من مهمترين علتي كه ميتونه داشته باشه اينه كه تو جامعه امروزي ما وقتي فردي به خودش نگاه مي كنه و اعمال خودش رو مي سنجه، عينك خوشبيني به چشم مي زنه و اون وقت كه به ديگران و اعمال اونها نظر مي كنه عينك بدبيني و بدگماني. وقتي در يك جامعه و حتي در يك رابطه دوستي ما خودمون رو منطقي ترين و در عين حال ايده آل ترين فرد بدونيم و ديگران رو عناصري بي فايده و خنثي، و به خودمون اين اجازه رو بديم كه عقايدمون رو حاكم بر اون جامعه بدونيم و در مقابل كوچكترين تنشي از خودمون عكس العمل نشون بديم و جبهه بگيريم و ديگران رو متهم كنيم، مسلما برخوردهاي متقابل و در عين حال احساسي هم خواهيم داشت.
فكر ميكنم اين جمله معروف كه ( آنچه براي خود نمي پسندي، براي ديگران هم مپسند) گوياي، مهمترين روش جلوگيري از اين رفتارها باشد. اعتقاد داشتن به ظرفيت هاي موجود در ديگران،احترام گذاشتن به عقايد و نظرات اونها و سعي در تحمل آرا مخالف، به كار رفتن عقل و منطق قبل از گرفتن هر تصميم و نهايتا نسبت به به اطرافيان، دل و قلبي زلال و بي هيچ كينه و كدورتي داشتن، مي تونه از موارد جلوگيري از اينگونه عكس العمل هاي احساسي باشد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 7:21 قبل از ظهر توسط روزازنو
|