تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه
امين اسماعيل زاده

شما هر روزه آدم هايي با شكل هاي مختلف در همه جا مي بينيد و حالت صورت آنها طبيعي است ولي وقتي حرف مرگ را بزني حالت دروني صورتشان عوض مي شود، مثل اينكه كارهاي نكرده داشته باشند يا اينكه هنوز زود است برايشان . چرا به ما انسان ها بايد يك چيز هايي ياد آوري بشود؟ چرا عده اي بعد از شنيدن كلمه ي مرگ بايد فكر كنند و بعد جواب بدهند؟ امام علي (ع) مي فرمايد: انسان را با فخر و مباهات چه رابطه اي است كه آمدنش دست خودش نيست، روزي اش از جاي ديگر تعيين مي شود و حتي مرگ را هم از خودش نمي تواند دفع كند .
انسان از نَسَيَ مي آيد به معني فراموش كردن يا همان فراموش كار. دقت كرديد بعد از ديدن يك ميت يا قبر خالي و يا دعاهايي كه هنگام دفن كردن مي خوانند يا مثلا هنگام دفن اگر صداي اذان موذن زاده هم را بشنويد، بيشتر دلتان به خاطر روزي مي سوزد كه خودتان يا يكي از اقوام بسيار نزديك (خدا نكرده) را داخل قبر بگذارند و يا آيا صداي اذان موذن زاده هم باشد يا نه، كه مي گويند اگر هنگام اذان دفن از سوال و جواب نكير منكر رها مي شوي. هر كسي بعد از برگشتن از مراسم كفن و دفن حالتي دارد كه تا مدتي با همه ي اعضاي خانواده با مهرباني رفتار مي كند. اين حالتي است كه براي هر انساني پيش مي آيد. يعني وقتي ميت و قبر را مي بيند، فطرت اصلي نهاد شده از طرف خدا به كار مي افتد. مثل خاكي كه باران بخورد و بوي نم بدهد. پس ما بايد مرگ را همراه با زندگي به ياد داشته باشيم و در جواب شنيدن كلمه مرگ بدون فكر به سراغ كلمه ي آماده ام برويم . من آماده ام...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |