تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه
اميرحسين رسائل

صاحبدلى مى گفت كه هنر ايرانى هنر قربت است و درك آن هنگامى مايه لذت مى شود كه حواس و روحت را آنچنان به آن نزديك كنى كه ديگر محيط و پيرامون، زنگار دل صاحب دلت نگردد. مثال كه مى آورد اشاره به نگارگرى (مينياتور) مى كرد كه فاصله بيننده با آن بايد به حد فاصله خواننده با كتاب يا هر مصحف ديگر باشد كه نه فقط ديدن رنگ و نقش و سايه و تمثال كافى است كه قرائت ابيات و اشعار تذهيب شده نيز ملازمان سرو سهى و رقص غزال است.
اشاره ديگر داشت به شنيدن موسيقى ايرانى كه باز چون نقش نگارگران است و نه فقط صوت ساز و آواز كه ديدن زخمه بر سيم و ضربه بر پوست خود مايه مباهات دل است و فهم شعر مسمى همه اينها. اما چنين رويايى چگونه مى تواند امروز شكل واقع به خود بگيرد. در عصر «دانلود» بى كران موسيقى از طرق رسمى و غيررسمى بر روح لوح هاى فشرده و در روزگارى كه عمده تصاوير گرداگرد ما اشاعه كالا و خدمت است، چگونه مى توان روح نوازى هنر شرقى را سراغ گرفت.
چند راه كه نه، فقط دو راه پيش رو است. يا فنايش را بر بقايش ببخشيم يا اينكه راهكارهاى پاسخ پس داده را با خصوصيت هنر شرقى و ايرانى مطابق كنيم. از آنجا كه به نظر نمى آيد قصد كرده باشيم فراموشى پيشه كنيم، و همچنان به دنبال صور خيالين هنر هستيم، پس چاره اى نداريم مگر پذيرش روش هاى آزموده. قبول تنها راه پيش رو نيز مستلزم آن است كه ابتدا يك مسئله عقلى را در باور خود حلاجى كنيم و در نهايت بپذيريم: در عصر ما هنر ديگر انبان ريختن آه عزلت و مطايبه فراغت نيست كه خواص را مجلس بيارايد و عوام را حسرت به دل آرد. به روزگار ما هنر را به مثابه يك كالا بايد نگريست. هنرمندان هم قرار نيست چيزى از شأن شان كاسته شود.
آفرينش خلاقانه و صنايع متبحرانه از آن آنان و شيوه عمومى كردن مصرف و اشاعه هنر نيز به عهده كارگزاران هنر و سرمايه داران

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |