تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه
علی اکبر نیک فرجام

yahoo weather خبر از یک هوای نیمه ابری داد، اما "هواشناسی امید" یک هوای بارونی ، چه می شد کرد پاییزه و بی اعتباری هوا، گاهگاهی یک باران لذت بخش و گاهی هم یه آفتاب دلچسب صبحگاهی.
تبلیغات و اطلاع رسانی مختصر و نهایتا قطعه برگه ی A4 روی برد آزاد کمیته فرهنگی که این روزها برای خودش حال و هوای یک منبع اطلاع رسانی رو پیدا کرده و با مخاطب هاش که علاقه به فرهنگ و ادب و موسیقی دارند ارتباط برقرار کرده، باعث نشد که ظرفیت اردو تکمیل نشود.
روز چهارشنبه بعد از ظهر لیست ها بسته و پنجشنبه تکمیل شد و صبحانه و نهار و عصرانه آماده شد و رفت برای فردا صبح که موقع حرکتِ بچه ها بود، صبح زود دوتا اتوبوس آماده بود برای حرکت به سمت نیشابور ، دره بوژان. بارون شدید و هوای سرد بچه های دست اندرکار رو نگران کرده بود اما خوب اینها همه بعد از خروج از مرز شهر تموم شد البته بعد از خروج از شهر خیلی چیزها تموم شد : خستگی ها ، زحمت ها ی گاهی بی اجر شبانه روزی ، ناهماهنگی ها ، کارشکنی ها و هزار و یک چیز دیگه .
چشم به جاده ی دوختیم به امید یک دره ی سبز زیبا به قولی زمستون تموم شد و رو سیاهی به زغال موند. انتهای جاده ی آسفالته ی یک روستا بغل یک مسجد ماشین ها توقف کردن، بچه ها باشور و شوق از اتوبوس ها پیاده شدند، زیر اندازها رو زیر بغل زدن و از یک جاده خاکی راه افتادند که ابتداش خیلی سنگلاخ بود و پر از گل، همین باعث شد چند نفری که عادت به سختی نداشتند گلایه کنند. اما بعد از مدتی جاده صاف تری که پوشیده از برگ های زرد گِردو بود روبروی گروه قرار گرفت. 5/1ساعت پیاده روی از رو سنگ ها، از توی آب و گاهی گل و لای، گاهی هم خیس شدن، گاهی درختان زرد و قرمز رنگ با ترکیب رنگهای بدیع. گاهی هم یک چوپان که با گوسفند هایش تو دامنه ی کوه نشسته ،بعضی از اتفاقاتی بود که تو این راه بهشون برمی خوردیم. این مدت پیاده روی ما رو به آبشار نرسوند اما به یک محل صاف و زیبا کنار یک رودخانه رسوند که لذت نشستن و خوردن نهار در اون محل قابل توضیح نیست.
مجموعه تلاش های بچه ها برای ساخت تاب با استفاده از یک درخت بی نتیجه ماند، پس سراغ طرحی رفتیم که قبلا ریخته بودیم، یعنی مسابقات بزرگ طناب کشی که در اون تیم بچه های انجمن ، تیم بچه های ورودی 84 و تیم دانشجوهای برق کنترل 84 در مسابقات نهایی به مصاف پرداختند . عده ای نشستند و مشغول صحبت با دوستانشان شدند و عده ای خوابیدند. عده ای به راه تا آبشار ادامه دادند که البته بی نتیجه ماند چون به گفته ی راهنمای گروه راهی 2 ساعته و طولانی از جایی که نشسته بودیم تا آبشار وجود داشت.
80 نفر دانشجوی محترم و با شعور و با ظرفیت سبب ساز به وجود آمدن جو سالم و آرومی شدند که در عین حال شور و نشاط در اون موج می زد، تازه در این میون باید از وضعیت آب و هوا هم بگم که در تمام طول مدت با ما یار بود و در پایان ، وقتی که برگشته بودیم و سوار اتوبوس شدیم بارون رو نثار بچه ها کرد تا گشت امروز کامل بشه .
در راه برگشت به شهر هم دانشجو ها با عصرانه پذیرایی شدند و بدون ذره ای خستگی آماده رسیدن به خونه ها شون شدند. تا یک روز جمعه دیگر رو با خاطره ی خوش به پایان ببرند.
علیرغم تمام زحمات که برگزار کنندگان اردوی ویژه 84 از طرف انجمن اسلامی کشیده بودند دیدن شادی و رضایتی که در چهره ی بچه ها موج می زد تمام خستگی های یک روز کار سخت و یک هفته پیگیری رو از تن و ذهن بچه ها بیرون کرد. تا این سفر کوتاه زمینه ای باشه برای رفع خستگیها ، تا اینکه با امتحانات میان ترم با موفقیت هرچه بیشتر روبرو بشن .
به امید روزهای آینده و انجمنی هر چه پویا تر و دانشجویانی هرچه موفق تر از نظر کاری و درسی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |