تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه

من ساناز افشاري

من ستاره هاي نقره اي را از دست داده ام .

من خورشيد را در پيچ و خم يك كوچه تاريك گم كرده ام .

كاش صدايم كني تا از اين خواب هزاره برخيزم و اتاقم به رنگ بهار شود و نقره هاي كهنه ام بوي شعر بگيرند .

من همه نوشته هايي را كه در خواب ديده  بودم از ياد برده ام .

باور كن فرسنگها دور افتاده ام و سالهاست كه نمي توانم خود را در آینه هيچ رودي نگاه كنم .

من به عصايي تكيه داده ام كه هرگز شكوفه نخواهد داد .

ديشب گريه هاي كودكي ام را به خواب ديدم و پروانه هايي را كه بالهايشان از گل سرخ بود و مترسكي مهربان كه در انتهاي مزرعه مرا بوسيد .

بارها گفته ام جهنم يعني جدايي .

كاش هر روز صبح بالاي بلندترين قله مي ايستادم و به تو سلام مي گفتم .

در خلوت ليمويي خود به من فكر كن !

عبور رودخانه ها از قلبم هنوز تماشايي است .

هنوز ترانه هاي خيس باران را از ترانه هايم ميتواني بشنوي .

كاش به خوابم بيايي

و در گوشم نجوا كني : اگر نام عاشقان را از ياد ببري هيچ گاه بيدار نخواهي شد .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1383ساعت 2:28 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |