تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه
آفتاب كه غروب مي كند ، يادم مي آيد كه آسمان چه قدر دلش براي پرواز كبوتران تنگ شده است .
روزي گذشته است و كبوتري بر فراز آسمان كبود پرواز نكرده است .
پلك هامان را صبح ، جز صداي ساعت زنگدار ، بيدار نمي كند .
آري ، روزي گذشته است و خورشيد ، دستان مهربان بامدادي اش را از گونه هامان دريغ كرده است . بي شك با آسمان چيزي گفته ايم كه نبايد .و با آشيان كبوتران كاری كرده ايم كه نشايد .
قانون طبيعت ، قانون خداست . قانون طبيعت را مخدوش كرده ايم ، نا ديده اش گرفته ايم . برج ساخته ايم بي آنكه با خود بگوييم كبوتران بي پناه را چه كسي سر خواهد پوشاند .
بي پروا ، خوش مي گذرانيم بي انكه درانديشه ي ابي نگاه داشتن آسمانمان باشيم .
اندكي آرام فكر كنيم كه فردا چه خواهد شد ؟ در مورد صداي بلبلان به كودكانمان چه خواهيم گفت ؟
از باز شدن غنچه هاي نازك گل در چشم نسل بعد چه تصويري خواهد نشست ؟ ياد سهراب به خير :
« يادمان باشد كاري نكنيم كه به قانون زمين بر بخورد » ...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |