تبليغاتX
روزازنو
روزنامه صبح دانشگاه سجاد مشهد
پیوندهای روزانه
پرسپولیس در چنگ روزازنویی ها
شش عدد خبرنگار، فعال و پر انرژي و تازه كار دست به دست هم دادند و رفتند سراغ بچه هاي تيم پرسپوليس كه براي بازي با ابومسلم به مشهد آمده بودند.
طبق آمار اطلاعاتي كه بدست آورديم فهميديم كه پرواز تيم پرسپوليس ساعت 20 شنبه شب فرود مي ياد و ساعت 21.30 در هتل پرديسان در يك ضيافت شام مهمان استاندار هستند، با يكسري هماهنگي هاي انجام شده به تعداد بچه ها كارت خبرنگاري صادر شد و ما راهي فرودگاه شديم. ساعت 20.15 به فرودگاه رسيديم ولي خبري نبود، هواپيما بر عكس هميشه ساعت 19.30 فرود آمده بود، با يكسري شيوه ها و طرفندهاي خاصي شماره موبايل آقاي خردبين رو گير آورديم و بهش زنگ زديم، ولي ايشون جواب درست و حسابي به ما ندادند. گروه شش نفره ما وارد هتل پرديسان شد. اون جا كه رسيديم هنوز بچه هاي پرسپوليس نرسيده بودند، هر شش نفرمون استرس داشتيم چون تقريبا همه ي ما دفعه اولي بود كه در اين سطح داشتيم خبر تهيه مي كرديم.
بالاخره اتوبوس زرد رنگ تيم پرسپوليس داخل محوطه هتل شد و مسئولين و بازيكنان پرسپوليس در ميان جمعيت 20 ، 30 نفري هوادارهاشون از اتوبوس پياده شدند. خردبين، پروين، علي انصاريان، جواد كاظميان، مهرداد اولادي، فرشيد كريمي و... همه احساس خوبي داشتيم من كه باورم نمي شد دارم همه بازيكن ها و مربي هايي كه تا ديروز پشت شيشه تلويزيون مي ديدم رو همين الان از نزديك مي بينم. علي انصاريان، جواد كاظميان و حامد كاويان پور از محبوب ترين چهره ها بودن. چون وقتي از اتوبوس پياده شدند تمام جمعيت به طرف آنها رفت. بچه هاي پرسپوليس يكي پس از ديگري از اتوبوس پياده شدند و رفتند داخل هتل.
نامردا بعد از اينكه رفتن داخل لابي هتل هيچ كس را اعم از خبر نگار و غير خبرنگار راه ندادن، ما هم كم نياورديم با بچه ها تصميم گرفتيم دور ساختمان هتل را بررسي كنيم تا ببينيم آيا راهي هست كه بتونيم به داخل هتل نفوذ كنيم؟ شانس ما سمت راست هتل يك در جهت خروج اظطراري بود كه وقتي ديديم در باز هستش به عنوان يك ورودي اضطراري از اون استفاده كرديم و داخل ساختمان هتل شديم. اون جا بود كه حس كرديم داریم كم كم خبرنگار مي شيم « در نشر ديوار ». طبقه اول در ورودي به ساختمان اصلي هتل قفل بود ولي طبقه دوم در باز بود. رفتيم داخل طبقه اتاق ها بود به راه پله كه رسيديم ديگه اينجا رو ترسيديم كه بريم پائين ولي با ديدن آسانسور ترسمون ريخت و سوار آسانسور شديم ولي دكمه ( 1- ) كه بچه هاي پرسپوليس اون جا بودن كار نمي كرد بي خيال آسانسور شديم، داشتيم از همون جا كه اومده بوديم مثل بچه هاي آدم بر مي گشتيم كه يكي از نگهبانان حراست هتل ماها رو ديد و لو رفتيم در اين جا بود كه كارت خبرنگاري به كمك مان آمد و ماموره با ديدن كارت خبرنگاري گذاشت كه بريم.
اومديم بيرون هتل و منتظر خارج شدن بچه هاي پرسپوليس شديم، اولين نفر كه از هتل خارج شد آقاي انصاري فر بود ما هم گزارشمون رو از ايشون شروع كرديم: از آقاي انصاري فر پرسيديم: آيا پرسپوليس بهران رو پشت سر گذاشته: ايشون گفتند: پرسپوليس با يك سري تغييرات كه داخل كادر اجرايي اش داده اميدوار است كه بتواند روند رو به رشدي داشته باشد. از هفته قبل استارت خوبي زديم. اميدوارم بتونيم ادامه بديم.
نفر بعد آقاي مايلي كهن بود، از جناب مايلي كهن درباره ي بازي فردا پرسيديم ايشون گفتند: برره اي كه بگم اين بازي سه امتياز داره، ولي نه! فردا مي ريم كه جواب زحمت بچه ها رو بگيريم. از ايشون پرسيديم خاطره ي بد بازي افتتاحيه ورزشگاه ثامن كه پرسپوليس شكست خورد رو جبران مي كنيد؟ ايشون گفتند: در ورزش خاطره ي بد وجود ندارد همه تجربه و خاطرات خوب است؛ مي ريم كه جبران كنيم .
علي انصاريان نفر بعدي بود: هر چي و هر كس سوال كرد فقط سكوت كرد حتي يك لبخند هم نزد.
جواد كاظميان خيلي خوب و مردمي بود: اون گفت فقط به برد فكر مي كنم. حامد كاويان پور هم خيلي خوب بود و با همه عكس مي گرفت و به همه امضا ء مي داد فقط به سوالات ما جواب نداد.
بقيه بچه هاي پرسپوليس با عجله رد شدند و رفتند و نشد با همه اون ها صحبت کنیم، تيم پرسپوليس رفت تا توي هتل پارس شب رو به صبح برسونه. ما هم رفتيم و منتظر بازي فردا شديم.
در آخر از تك تك بچه هاي خبرنگار كه اومده بودند تشكر مي كنم چون مي دونم حتي خلاء نبود يكي از ما شش نفر مي تونست ما رو به موفقيت در اين گزارش نرسونه، دمه همشون گرم .

نسيم عطايي – كامليا فخار – فريماه ابوترابيان
مهدي رستگار – امين اسماعيل زاده ، بشر 84

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 8:44 قبل از ظهر  توسط روزازنو  |