وحید توانا شبیه سازیهزار ماشاءالله مملکت دارد روز به روز خوشمزه تر می شود.هفته ی گذشته پژوهشکده ی رویان – وابسته به جهاد دانشگاهی – خبر داد که تا دو ماه دیگر اولین گوسفند شبیه سازی شده در ایران متولد می شود. همان هفته ی گذشته در بروجرد اعلام شد که یک گوسفند – وابسته به یک گلّه - برّه ی انسان نما زاییده است. واقعاً که عجب اسب تو اسبی شده! ( ببخشید! به من گفته اند مودّب باشم!) ظاهراً من بعد قرار است آدمها گوسفند دربیاورند ، گوسفندها آدم!
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
آدمی گوسفند زائیده است و گوسفند آدمی
چه خبر از پول نفت ؟!
هیچی آقا! سلامتی! شما خوبین ؟! فعلاً که مجلس لج کرده به وزرا رای نمی دهد. سومی را هم رد کردند. خلاصه اینکه بیخودی سفره هایتان را صابون نزنید. از قرار معلوم حالا حالاها از این خبرها نیست!
من از نهایت ناکامی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه ی من آمدی
برای من ای مهروز وزیر بیار
و یک مجلس با مرام که به وزیر من اعتماد کند
پول وَدین!
و امّا!! از هرچه بگذریم سخن پول خوشتر است! این مطلبی که می خواهم بگویم البته گفتنش سخت است ولی خوب باید گفت. حیف که ناسیونالیسم جیزّ است اگر نه می گفتم این کارهایی که بعضی ها می کنند اصلاً در شأن مردم با فرهنگ ایران نیست ] پس در کجایشان است ؟! [.
بی پرده بگویم! آقا جان روزنامه را که بر می دارید پولش را هم بدهید! والله بالله درآوردن این صاحب مرده خرج دارد! ( در ضمن آن برگه های نظر سنجی هم مال شماست. یک زحمتی بکشید چهار تا ضربدر بزنید، خونتان پای من! )
با توام آقای دانشجو! خجالت دَروَکن!
پول این روزنامه ی بیچاره رو « یک در »* نکن!
ای که پای گیشه می خونی و از بر می کنی
سی تومن بنداز ببر؛ از بر نکن!
چی ؟! بهت برخورد ؟! ببخشید! بی خیال!
خوب بیا مفتی بخونش! قهر نکن!
* البته قبلاً « دو در » بوده ولی مثل اینکه یکی از درهایش را بلند کرده اند!
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 3:57 بعد از ظهر توسط روزازنو
|