تو مرا مي آزاري و مي روي
و نمي داني من از صداي شكستن قلبم چه مي ترسم
تو مرا نمي فهمي ، عشق را نمي فهمي
نمي داني من از نداشتن تو چه مي ترسم
تو مرا ديدي ، ولي نه با چشم دلت
و نمي داني من از نديدنت چه مي ترسم
درك كن حضور مرا ، بودنم را تو بهفم
تو نمي داني من از نفهميدنت چه مي ترسم
نسيم
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 7:31 قبل از ظهر توسط روزازنو
|