تو را باور ندارم
خنده هایت را صدایت را
تو را باور ندارم
حرفهایت را
دلیلش را نمی دانم
تو را باور ندارم
تو با چشمان خیره
با نگاهی راسخ و محکم
نگاهم می کنی
اما دوباره
تو را باور ندارم
گامهایت را
که می آید به سویم راحت و آرام
تو را باور ندارم
دلیلش چشمهای توست
غرور گامهای توست
تو را باور ندارم
نگاهت صد دروغ و دو صد کینه
تو می کاری درختان بلند خشم در سینه
تلاشم باور است امادروغی
من تو را باور ندارم
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 10:4 قبل از ظهر توسط روزازنو
|